تبليغاتX
نشریه مستقل دانشجویی عطش
 
نشریه مستقل دانشجویی عطش
 
 
کاری از دانشجویان دانشگاه شمال
 
 

خاتمی:

 حذف دلبستگان به انقلاب بزرگترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است

امروز: سید محمد خاتمی رییس جمهور سابق کشورمان به مناسبت سالروز صدور پیام روشنگرانه حضرت امام خمینی(س) مشهور به " منشور برادری " با پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، گفت‌وگوي مفصلي انجام داد. متن كامل اين گفت وگو به نقل از جماران در پي مي آيد.

خاتمي می گوید: امام معتقد بودند که سلایق مختلف باید وجود داشته باشد. حتی به صراحت اعلام کردند که کسی که با اصل نظام مخالف است، او در این مملکت آزاد است و باید امنیتش تامین شود، مگر این که دست به سلاح ببرد یا توطئه ای کند که بخواهد به زیربنای نظام آسیب بزند که البته هیچ نظامی هم این را نمی پذیرد. این استثنایی است که امام مطرح می کنند. ایشان حتی برای مخالفان نظام و مخالفان فکری مبنای نظام هم حق حرمت و حق شهروندی و آزادی و امنیت قایل هستند.

رییس موسسه باران گفت: در مساله "منشور برادری" امام یک دغدغه خاطری داشتند. در جامعه ما سلیقه های مختلفی وجود دارد. این سلیقه ها گاهی ناشی از اختلاف در اصول و مبانی است. یکی می گوید اسلام را قبول ندارم. یکی می گوید اسلام را قبول دارم، حکومت اسلامی را قبول ندارم. یکی می گوید هر دو را قبول دار. یا در مورد بعضی از مطالبی که امام مطرح کردند، مثل این که در صورت وجود مصلحت می توان احکام اولیه را هم به طور موقت تعطیل کرد؛ ممکن است کسی بگوید این قبیل موارد را قبول ندارم. این ها یک سلسله اختلافات اصولی است که در جامعه وجود دارد. دیگراینکه در اصول اختلاف نیست. مثلا همه کسانی که می گویند که انقلاب و اسلام را قبول داریم ولی یکی می گوید ملاک و معیاریرای من همین قانون اساسی است که مورد تایید امام و مردم است، دیگری ممکن است بخواهد فراتر از آن کار را انجام دهد. که البته باز معتقدم که کسی که می خواهد فراتر از قانون انجام بدهد تا حدی از اصول منحرف شده است. ولی به هر حال همه اسلام و انقلاب را قبول دارند و اختلاف سلیقه در شیوه اداره مملکت است که آن هم گاهی به مسایل روبنایی جامعه برخورد می کند و گاهی ممکن است کمی اصولی تر باشد. این اختلاف نظر هایی است که باز نمی خواهم در اینجا بحث کنم.

سید محمد خاتمی اما بر نکته ای تاکید کرد که " آنرا اساس نظام می داند ". او گفت : ما نباید برای مردم تصمیم بگیریم. نباید انتخاب و رای مردم را محدود کنیم.

رییس شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز تصریح کرد: حاصل انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی است، که از یک سو سازگار با معیارهای دینی و فرهنگی جامعه ماست و از سوی دیگر، پاسخگوی نیازهای انسانی است که در این روزگار زندگی می کند و خواست ها، گرایش ها، دیدگاه ها و تمنیات خاص خود را دارد، این جمهوری اسلامی امر بدیعی بود که امام مطرح کردند و مورد قبول مردم هم قرار گرفت. ما به عنوان کسانی که هم انقلاب را قبول داریم، هم جمهوری اسلامی را که حاصل مبارک این انقلاب است، و نیز با توجه به این که امام سلسله جنبان این حرکت و رهبر این انقلاب بودند، مواضع، نظرات و دیدگاههای حضرت امام به عنوان یک معیار برای ما بسیار مهم است و اگر این ها را درست بشناسیم، شاید بسیاری از سوء تفاهم ها حل شود.

"ما همچنان بر سر حرف های اصلی خود هستیم. انقلاب اسلامی منشاء هویت ما است و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ایران و ماحصل مردمی ترین انقلاب تاریخ هم جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و همانطور که از نام آن پیداست در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می کنیم،مدافع مردم رأی و حقوق اساسی آنان نیز هستیم. کسانی که به رأی مردم معتقد نیستند و حاضرند در رأی مردم تصرف کنند یا آن را نادیده انگارند، با انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه اند؛ این راه و رسم ما است و صحبت ما همواره این بوده و هست: بیاییم قانون اساسی را به درستی اجرا کنیم."

خاتمی وقتی به این سخن رسید صدایش را پرحرارت تر کرد و بلند تر گفت: چرا امروز قانون اساسی زیر پا گذاشته می شود؟ مگر قانون اساسی حق فعالیت تشکل ها، اظهار نظر و حضور آزاد مردم را تصریح نکرده است؟ مگر ما با شیوه هایی که پیامبر(ص) و ائمه(ع) داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند؟ مگر حضرت امیرالمؤمنین(ع) با بدترین مخالفانش برخورد می کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می شنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمی شود؟ قانون اساسی رأی مردم و انتخابات آزاد و رقابتی را حق مسلم آحاد جامعه دانسته و وظیفه مسلم برای مسؤولان نظام را توجه و احترام و صیانت از این حق دانسته است. حال اگر کسی معترض باشد که این اصل درست پیاده نشده، جواب خود را باید با برخوردهای تند و غیرقانونی بگیرد؟

رییس جمهور سابق کشورمان خاطرنشان کرد: بیایید به قانون اساسی بازگردیم، البته در صورتی که تفسیرهای دل بخواهی از آن نشود و کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تأثیر و سیطره جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر این بازگشت صورت گرفت بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

خاتمی سپس متذکرشد: اگر این مطالب را در نظر داشته باشیم، دید روشن تری به جمهوری اسلامی خواهیم داشت و می دانیم که از چه چیزی باید دفاع کنیم. اگر دیدیم که رای مردم مورد کم توجهی قرار گرفت، اگر دیدیم که اختیارات متناسب با مسوولیت ها در جامعه نبود، اگر دیدیم که دروغ رایج بود و به خصوص که دروغ به صورت رسمی مطرح شد، اگر دیدیم که حق و حرمت انسان ها نگه داشته نشد، اگر دیدیم که تداخل در قوای مختلف وجود داشت و نظایر این ها، می توانیم بگوییم که انحراف از معیارهای اصلی جمهوری اسلامی صورت گرفته است. البته همه آن چه گفته شد به صورت خلاصه تر و مشخص تر همان است که در قانون اساسی منعکس شده و مبنای کار ماست.

او از اینکه اساس نظام در اختیار یک سلیقه خاص قرار بگیرد ابراز نگرانی کرد و اظهار داشت: وقتی اختلافی بین روحانیون در جامعه ایجاد شده بود، که اختلاف در سلیقه بود نه در اصول، امام آنجا تاکید کردند که این دو جریان باید وجود داشته باشد. حتی در زمان ایشان بود که یک جریان روحانی سیاسی در کنار یک جریان سیاسی ریشه دار در جامعه شکل گرفت و امام آن را مورد تایید قرار دادند. این مساله ای است که امروز هم مورد توجه ماست.

خاتمی در این گفت‌وگو به برخی مسایل رخ داده در ماههای گذشته اشاره کرد و گفت: در این زمینه برای این که دیدگاهمان نسبت به جمهوری اسلامی مشخص شود و این که اسلامی که در جمهوری اسلامی مطرح شد و جمهوریتی که در جمهوری اسلامی مطرح شد، چه خصوصیاتی دارد، در این موقعیت ما چه مشکلاتی داریم و کجای کارمان با آن جمهوریت و کجای کارمان با آن اسلامیت سازگار نیست، خوب است که ملاک و معیار را خود امام قرار بدهیم و برای این کار دو مقطع مهم از حیات امام بسیار اهمیت دارد که ما بتوانیم راه را از چاه تشخیص دهیم.

وی اظهار داشت : اگر ما زندگی امام را از آستانه انقلاب تا زمان وفاتشان به سه مرحله تقسیم کنیم، یک مرحله هنگامی است که امام در حال عرضه کردن نظامی هستند که مورد نظر انقلاب است. مردم، آزادی، استقلال و عدالت می خواهند. از استبداد و استعمار رنجیده اند. از بداخلاقی ها و بی فضیلتی هایی که در جامعه حاکم است، زده شده اند و در تاریخشان در طول صد سال، استقلال، آزادی، عدالت و پیشرفت می خواستند و نیز خواستار حاکمیت بر سرنوشت خود بودند، در این زمینه انقلابی رخ داده و امام نظامی را عرضه می دارند که باید به آن رسید. یعنی درست در آستانه انقلاب و چند ماه پیش از وقوع پیروزی انقلاب، امام، جمهوری اسلامی را عرضه و پیشنهاد می کنند. مطالبشان هم بسیار روشن است. جمهوری اسلامی که مطرح شد، بعضی می گفتند بدعت در اسلام است که البته چنین نیست، بعضی می گفتند که این قید اسلامیت یک چیز انحرافی است و فقط باید جمهوری باشد. امام به عنوان پیشوای این مکتب، جمهوری اسلامی را عرضه می دارند. باید روی این مطلب کار شود که امام در ذهنش چه بود و چه چیزی را عرضه داشت. با کمال تاسف دیده می شود که بعد از رحلت امام گفته شد که امام چیزی را عرضه کرد که مورد عقیده اش نبود و برای اسکات دنیا و این که حرف و حدیثی نباشد این نظرات را ارایه کردند که به این معنی است که امام برای گول زدن دنیا مطلبی را مطرح کرده ولی نظرش چیز دیگری بوده. این چیزی است که به امام نمی چسبد. امام با مردم بسیار صریح و صادق بودند و بر اساس اعتقاداتشان صحبت می کردند. برای نمونه می توانید مصاحبه ها و سخنرانی هایی که داشتند، ببینید. وقتی پرسیده می شود که جمهوری چیست؟ پاسخ می دهند همین جمهوری که در دنیا هست.

وی ادامه داد: این مساله بسیار مهمی است. آنچه که دنیا به آن رسیده، دستاورد بسیار مهمی است. یعنی حکومت ها برآمده از مردم اند. تعیین کننده، رای مردم است. قوای مختلف و منفک از هم وجود دارند. مسوولیت ها مشخص است و هیچ قدرت و اختیار غیر مسوولی وجود ندارد. محور و مدار خود مردم اند. رضایت مردم بسیار مهم است. جمهوری به معنی حکومت مردم بر سونوشت خویش است.

رییس جمهور سابق کشور اضافه کرد: امام می گفتند این جمهوری در عین حال می خواهیم اسلامی باشد ، یعنی از ارزشهای متعالی دینی پیروی کند و مصداق آنرا نیز حکومت صدر اسلام و بخصوص شیوه و روش حکومتی امیرالمومنین امام علی (ع)معرفی می کردند .

خاتمی تصریح می کند: از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی در ایران بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایه های اجتماعی کشور بوده است. آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار داده اند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با بخشی از معیارهای مسلم انسانی و اخلاقی، بی اعتنا به رأی مردم و حتی بی اعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده می شود؟

رییس موسسه باران در ادامه به اقدامات و پیام های ارزشمند امام در سالهای آخر عمرشان اشاره کرد و گفت: درسال های آخر حیات پربرکت حضرت امام ایشان با شتاب بیشتری مواردی را مطرح می کنند و بیشتر هم درمورد وضعیت سیاسی جامعه است و بینش و دیدگاه اسلامی که باید حاکم باشد که دقیقا یک دیدگاه ضد تحجر، آزاد اندیش و دیدگاهی که معتقد است اسلام را باید به گونه ای فهمید که در دنیای پیچیده کنونی، مشکلات انسان را حل کند. باید به گونه ای مطرح شود که انسان ها زده نشوند و مسایل دیگری که هست. امام تعبیری دارند که خون دلى که پدر پیرتان از متحجر ان خورده است هرگز از فشارها و سختیهاى دیگران نخورده است.

"بنابراین برای این که ما شناختی داشته باشیم از مساله، دو مقطع حیات امام برای شناخت وضعیت و تکلیف خودمان در اینجا، مهم است. یکی وقتی که امام در حال عرضه نظامی هستند که مد نظر دارند و دیگری زمانی که می خواهند محتوای این نظام را به خصوص از نظر دینی و ارزشی مشخص کنند. این دو مقطع بخصوص در ماه های قبل از پیروزی انقلاب و نیز سالهای آخر عمر امام بروز و ظهور دارد. البته یک مقطع چند ساله هم در این میان وجود دارد و آن وقتی است که نظام مستقر می شود و امام به عنوان رهبر مردم و نظام کار می کنند. آن هم مراحل مختلفی دارد. یکی آنچه که به قاعده است یعنی این که حتما باید رفراندوم شود که مردم چه نظامی می خواهند. دوم این که قانون اساسی را خبرگانی که منتخب مردمند باید بنویسند. یعنی باز رای مردم در تدوین اساسنامه نظامشان مشخص باشد. سوم همین پیش نویس تدوین شده توسط خبرگان منتخب مردم، باز هم باید به رای مردم برسد. این امام است که رهبری می کند. این که می گوید میزان رای ملت است، اینجاست. یعنی یقینا اگر مردم می گفتند جمهوری اسلامی را نمی خواهند، امام با این که آن را حق می دانست، آن را بر مردم تحمیل نمی کرد. در رفراندوم هم اگر اشکالی می شد، حتما می گفتند که نظر مردم را تامین کنید. و سوم تلاش امام برای این که تمام ارکان نظام طبق این نظامنامه‌ای که به تصویب مردم رسیده و مورد تایید خود ایشان هم بوده، شکل بگیرد. "

خاتمی بار دیگر به موضوع بازگشت به قانون اساسی اشاره کرد و گفت: شما هیچ انقلابی را سراغ ندارید که کمتر از یک سال از عمرش گذشته باشد و قانون اساسی آن مشخص شده و تمام ارکان وقوای آن بر اساس قانون مستقر شده باشد. رییس جمهورش تعیین شده باشد. قوه قضاییه اش مشخص شده باشد و البته مجلسش در اسفند 58 مستقر شد. یعنی یک ماهی بعد از اولین سالگرد پیروزی انقلاب. یعنی در واقع وقتی یک سال از انقلاب گذشته بود که همه ارکان نظام شکل گرفته بود و حتی امام اختیارات ولی فقیه را که اختیارات وسیعی می دانست درون قانون اساسی قرار داد و به رای مردم رساند تا در چارچوب قانون قرار گیرد. یا رفتارهایی که امام داشتند، از جمله همین "منشور برادری" یا "فرمان هشت ماده ای" و مسایل دیگری که بود. یا دغدغه خاطر او برای انتخابات که در بحران جنگ و بمباران و ... انتخابات را تعطیل نکردند و این که در انتخابات نظر مردم تامین شود. وقتی در انتخابات اختلاف نظر پیش آمد، امام به نفع مردم موضع می گرفتند بدون این که دخالت کنند. یعنی داور بی طرفی می‌گذاشتند که جریان را بررسی کنند و ماجرا آن گونه که واقع شده، تحقق پیدا کند و طرفین دعوا به نحوی قانع شوند و به نفع مردم اختلاف خاتمه پیدا کند. یک زمانی صحبتی پیش آمده بود که مردم عوام هستند و علما باید برای مردم تصمیم بگیرند. امام در پاسخ این مطلب فرمودند که در گذشته می گفتند که علما در سیاست دخالت نکنند، امروز می گویند کسی جز علما در سیاست دخالت نکند که این بدتر از اولی است. چون در قسمت اول فقط یک قشر و صنف از جامعه را محروم می کردند ولی در قسمت دوم می خواهند همه جامعه را به نفع یک قشر محروم کنند. این تعبیر امام بود.

وی افزود: البته در این دوره‌ی چندین ساله، استثناهایی هم وجود دارد. امام، رهبر و مسوول یک نظام بود. شرایط عجیبی مثل جنگ و ترور وجود داشت و مسایلی پیش آمد که استثنا بود. یعنی در شرایط استثنایی ممکن است اقدامی صورت گرفته باشد که با قانون اساسی یا مسایل دیگر سازگار نباشد و البته در سال 67 وقتی نمایندگان مجلس نامه ای به امام نوشتند و برخی موارد خلاف قانون اساسی را که در جامعه ما وجود داشت، تذکر دادند. امام صراحتا در تاریخ 7 /9/ 1367 گفتند : «...ان شاء اللَّه تصمیم دارم در تمام زمینه‏ها وضع به صورتى درآید که همه طبق قانون اساسى حرکت کنیم. آنچه در این سالها انجام گرفته است در ارتباط با جنگ بوده است. مصلحت نظام و اسلام اقتضا مى‏کرد تا گره‏هاى کور قانونى سریعاً به نفع مردم و اسلام باز گردد.

خاتمی اضافه کرد: حضرت امام تاکید کردند که حرکت کنیم؛ نه این که حرکت کنند بلکه برگردیم. یعنی خود امام هم جزو مجموعه ای بود که باید به قانون برگردند. اگر این سه مرحله را در نظر بگیریم، مرحله اول که عرضه نظام است. مرحله دوم بیشتر مساله محتوا به خصوص محتوای دینی و وضعیت سیاسی در دو سه سال آخر عمرشان بیان می شود. و مرحله سوم در طول این مدت است که رهبری می کردند، قواعدی وجود دارد که تایید کننده همان دو مرحله اول است. استثناهایی هم وجود دارد که امام فرمودند: مربوط به مواقع بحرانی و غیرعادی است . یکی از مشکلاتی که بعد از امام بود، این بود که برخی از این استثناها قاعده شدند و قاعده که عبارت است از قانون اساسی به محاق تعطیل و کم اعتنایی کشیده شد و این یکی از مسایلی بود که هنوز هم تا حدودی وجود دارد و باید مورد توجه قرار گیرد.

سید محمد خاتمی در پاسخ به این سئوال که چرا هنوز به یک وفاق در مفاهیم اساسی مانند منافع ملی و... در جامعه نرسیده‌ایم گفت: قبول دارم که هنوز یک دید استراتژیک در مورد منافع ملی و مصالح ملی و امنیت ملی در جامعه ما بطور کامل و جامع ایجاد نشده است و این وظیفه ای بوده که باید خود حکومت و ارکان مختلف آن در این زمینه به تفاهم برسند. بنابراین بیشتر سلایق است که این تعریف ها را تعیین می کنند. افرادی که این سلایق را دارند ممکن است از لحاظ مقام و امکانات متفاوت باشند. این یک مشکلی است که اتفاقا اگر بیاییم این دعواهای سیاسی موردی را کنار بگذاریم و عقلای قوم بنشینند و به تفاهمی در زمینه مصالح ملی، امنیت ملی و اموری نظیر این ها برسند، ممکن است خیلی زود هم به نتایجی برسند و مسایل فرعی آنها را منحرف نکند. این حتی می تواند راهی باشد برای برون رفت از بحران کنونی.

وی همچنین گفت: در زمینه تحقق و رسیدن به این ساز و کار گام های خوبی در این زمینه برداشته شده. یکی تدوین سیاست های کلی است که خود می تواند مبنا قرار بگیرد. یا مهم تر و عینی تر از آن چشم انداز بیست ساله است که می دانید که هر دوی این امور در دوره دولت من جدی شد. البته فقط دولت مسوول نبود. مخصوصا در مورد چشم انداز بیست ساله ما کارهای کارشناسی بسیار عظیمی انجام دادیم و رفت خدمت رهبری و مجمع تشخیص مصلحت و مجمع هم بحث های مفصلی کرد و با نظراتی که رهبری داشت این مساله ابلاغ شد و بنده به صراحت می گویم که بالای هفتاد درصد مسایلی که مطرح شده کارهای کارشناسی است که ما صورت دادیم و در مجمع تشخیص مصلحت و نیز نزد رهبری هم مورد قبول قرار گرفت. این یک اصلی است که می تواند مبنا باشد یا سیاست های کلی.

"صحبت من این است که اتفاقا اگر ما به یک تفاهمی برسیم به همین می رسیم که معیارها و ملاک هایی وجود دارد که می تواند مبنای وحدت باشد ولی متاسفانه امروز این ها مورد توجه نیست. من به بزرگان هم گفتم. ما امروز نه تنها به سمت چشم انداز بیست ساله حرکت نمی کنیم بلکه کاملا از اهداف چشم انداز بیست ساله دور شدیم. این انحراف است. یا سیاست های کلی که در عرصه اقتصاد و دیگر عرصه ها وجود دارد، البته نه به این معنا که کاری نشده، تلاش شده ولی مهم این است که در عمل پایبندی وجود ندارد. کسانی هستند که سلایق خاص خود را دارند و به جای این معیارها که ممکن است اشتباه هم داشته باشد - وحی منزل که نیست - ولی این افراد سلایق خود را عین حقیقت، عین مصلحت و عین امنیت می بینند و به خودشان اجازه می دهند که با کسانی که با این سلایق سازگار نیستند، هر گونه رفتاری شود. ما اگر بخواهیم وحدت کنیم، معیار می تواند قانون اساسی باشد. در چشم انداز بیست ساله، سیاست های کلی که مورد تایید رهبری است و بسیاری مسایلی که در متن نظرات امام در موقع عرضه نظام و موقع بیان محتوای نظام داشته، می توان به وحدت نسبی رسید البته اگر غرض و مرض نباشد. به قول امام اگر در همین منشور برادری اگر هوا و هوس باشد، دیگر نمی توان آن را کاری کرد. یا اگر غرور و توهم وجود داشته باشد، کار مشکل می شود. "

خاتمی افزود: باید ببینیم که چه کسانی قانون را به نفع سلایق و علایق خود کنار می گذارند و آنها هستند که نباید محور همه کارهای جامعه باشند. نه به این معنی که از صحنه اجتماع بیرون بروند. کسانی هستند که قانون را قبول ندارند و سلایق خود را بر قوانین ترجیح می دهند. به خاطر به دست گرفتن امکانات، این سلایق را اعمال می کنند ولو به قیمت از دست رفتن سرمایه ها باشد. این افراد نباید محور کار باشند. حضورشان در جامعه، خوب است و من هم معتقدم که باید در یک فضای آزاد با رعایت موازین قانونی، آزادی اندیشه، آزادی بیان، آزادی تشکل ها، همه باید در جامعه وجود داشته باشد و در یک کلام بگویم که ما در جامعه مان یک نظام داریم و یک قانون اساسی. هر کسی که پایبند عملی به قانون اساسی است و اعلام می کند که می خواهد در چارچوب قانون عمل کند هر چند که نظرات متفاوتی داشته باشد، او از همه حقوقی که برای یک شهروند در نظر گرفته شده، از جمله شرکت در انتخابات، رای دادن، رای گرفتن و ... باید برخوردار باشد. و اگر نیست یک انحراف از جریان است. چه برسد به این که کسانی می گویند نه تنها ملتزم به قانون اساسی هستیم، معتقد به قانون اساسی و معتقد به اصل نظام جمهوری اسلامی هستیم. این ها ممکن است حذف شوند از جامعه. من معتقدم کسی که معتقد هم نیست ولی در عمل ملتزم است، باید زمینه را فراهم کنیم که در جامعه فعال شود، حضور داشته باشد و از جامعه حذف نشود. اگر درست به قانون برگردیم و به خصوص کسانی که پاسدار و نگهبان قانونند، با سلیقه های خاص خود، قانون را تفسیر و تبیین نکنند، قانون اساسی را به نفع یک سلیقه و یک جریان دیگری کنار نگذارند یا تفسیر نکنند، بلکه کاملا بیطرفانه و با سعه صدر با مسایل برخورد کنند، قانون اساسی خود مهم ترین مبنایی است که می تواند در جامعه ما وحدت را در عین کثرت ایجاد کند.

ادامه گفت‌وگو به موضوع وحدت ملی و تفاهم ملی کشید ، خاتمی ابتدا این پرسش را مطرح کرد که باید ببینیم در مورد وحدتی که امروز گفته می شود، مراد از این وحدت چیست و چقدر عملی است و چقدر عملی نیست؟

او گفت :اگر ملاک و معیار قانون باشد، وقتی که یک حادثه ای در جامعه ای رخ می دهد و یک طرف که اعتراض دارد کاملا محدود می شود، و جریان هایی می آیند و شروع می کنند مخالفینشان را به همه اتهامات متهم می کنند و این اتهامات واهی مبنای برخورد با افراد می شود، اصلا جایی برای بحث و گفت و گو و وحدت باقی نمی ماند. آنها می گویند وحدت یعنی این که هر کس که مطابق سلیقه ما نیست و هر کسی که به رفتار و روش ما اعتراض دارد باید به هر قیمتی که شده حذف شود و امکانات هم در اختیارشان قرار می گیرد و اعمال می شود. از طرف دیگر جریان دیگری که احساس می کند دلش برای اسلام می سوزد، برای انقلاب می سوزد، و اصلا نسبت به سرنوشت انقلاب و جامعه مسوول بوده و به همین دلیل در عرصه حضور به هم رسانده، متهم شده است به همه اتهاماتی که هیچ کدام را قبول ندارد، خب با چه کسی به وحدت برسد؟ اول باید اصولی را برای وحدت در نظر بگیریم. امروز در جامعه حوادثی رخ داده که بسیاری از آنها مطلوب نبوده و امروز کسانی که به هر حال هم تبلیغات و هم امکانات مختلف جامعه را در اختیار دارند می خواهند به جامعه القا کنند و تحمیل کنند که حوادثی که رخ داده عین حقیقت بوده و هر کس با این موضوع مخالفت کند مخالف اصل انقلاب است و با آن برخورد می کنند.

سید محمد خاتمی افزود: اگر یک جریان و یک سلیقه همه فضا را به دست گیرد، طبعا وحدتی که می گوید همه کسانی که اعتقاداتی دارند، آن را کنار بگذارند، منطقی نیست. البته من قبول دارم که همیشه سواستفاده دشمن هست. همان جور که بعضی می گویند از کسانی که اعتراض دارند سواستفاده شده، بنده هم می توانم بگویم از کسانی که آن رفتارها را انجام دادند و می دهند و منجر به اعتراض مردم شد، سواستفاده شده است.دشمن از آن سواستفاده می کند. دشمن بدش نمی آید که به دنیا بگوید در جمهوری اسلامی آزادی نیست. در جمهوری اسلامی حقوق بشر زیر پا گذاشته می شود. در جمهوری اسلامی حتی اگر کسی معترض باشد که در فلان مقطعی مثل انتخابات مشکلاتی و انحرافاتی وجود داشته، با روش های سخت و خشن با او برخورد می شود. دشمن اتفاقا خیلی خوب از این موضوع سواستفاده می کند برای مشوه کردن چهره انقلاب مردمی ما. بنابراین اگر بر اساس نسبت دادن ها باشد،می توانیم بگوییم که مدعیان و مخالفان معترضان مدنی در مسیر هدف دشمن کار می کنند و طبعا دیگری هم می گوید که طرف مقابل در مسیر هدف دشمن کار می کند. این که رفتار و روش درستی نیست. با بلند کردن صدای نادرست، آن نادرست، درست نمی شود. شما اگر تمام امکانات رسانه ای و تبلیغی را در دست داشته باشید و یک حرف نادرستی را مدام فریاد بزنید، این فریاد زدن ها و جلوگیری از این که صدای دیگری شنیده شود، این حرف نادرست را درست نمی کند. شما بیایید وسایل ارتباط جمعی، را در اختیار مردم قرار دهید که همه بتوانند از آن استفاده کنند و صحبت کنند.

رییس جمهور سابق کشورمان گفت: ما نباید دایره را تنگ کنیم و یک جریان و یک گروه بگوید که من عین نظامم یا عین انقلابم و هر کس با من مخالف است، ضد انقلاب و ضد اسلام است و باید حذف شود یا ترور شخصیت شود و یا از صحنه خارج شود و یا جلوی حضور او در عرصه حاکمیت گرفته شود. این ها همه مخالف معیارهای حضرت امام است. اولا این که یک سلیقه خود را مبنای حق بداند، خلاف اسلام و خلاف عقل و خلاف روش و رفتار و سیره امام است. دوم این که بر فرض که یک سلیقه ای باشد که که ما معتقد باشیم که خارج از معیار و اصول است، ما حق نداریم که به هر قیمتی او را حذف کنیم و تا وقتی که کارش بهبراندازی منجر نشده است، کاملا احترام دارد و باید حضور داشته باشد و بعدا هم اگر بخواهد برخورد شود، باید کاملا در چارچوب قوانین و ضوابط باشد نه طبق سلیقه. اگر چنین امری وجود داشت در عین تایید تنوع و تکثر در جامعه، ما می توانستیم شاهد یک نوع وفاق پیرامون انقلاب، نظام و در جهت مصلحت کشور و مردم، با هم باشیم و به هر حال داوری را به عهده خود مردم بگذاریم که در شرایط خاص و آزاد و رقابتی بتوانند تصمیم بگیرند و به تصمیم مردم هم احترام بگذاریم.

وی خاطر نشان کرد: بنده معتقدم مشکل کار اینست که بعضی سلایق - با حسن نیت یا غیر حسن نیت - خود را عین انقلاب و اسلام می دانند و مخالفین خود را ضد اسلام و ضد انقلاب می دانند و خود را مجاز می دانند که هر گونه رفتاری با مخالفین خود داشته باشند. مهم این است که اگر این ها در جمهوری اسلامی ایران محور کار بشوند، مشکلاتی را ایجاد می کند که هم اکنون ایجاد شده است. حتی در زمینه های فکری و اعتقادی، میدان برای کسانی گشوده شده است که با اصول و پایه های اندیشه امام و انقلاب اسلامی سازگار نیستند و برای بسیار از کسانی که خود را از هر جهت وابسته به امام و انقلاب می دانند، محدودیت ها و محرومیت هایی ایجاد شده است. اینها مشکلاتی است که باید رفع شود و معتقدم که اولا بزرگان باید بپذیرند که در جامعه مشکل و بحران وجود دارد، ثانیا این که در عین حال که همه سلایق باید آزاد باشند، همه امکانات و مصونیت ها در اختیار یک سلیقه خاص که جز به حذف نمی اندیشد، قرار نگیرد و همه بتوانند صحبت کنند. آن وقت است که زمینه برای وحدت واقعی پیرامون اصول با وجود اختلاف نظرها و سلیقه هایی که مردم باید به آن رای بدهند، فراهم می آید و آن وقت ما می توانیم برگردیم به چارچوب های اصلی که مردم و امام و نظام جمهوری اسلامی می خواستند.

گفت‌وگوی سید محمد خاتمی با تاکید او اینگونه پایان یافت :به صراحت تأکید می کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهای بی اساس که از سوی جریانی خاص دنبال می شود بزرگترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض اند.

 |+| نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 18:41  توسط hamed  | 

 

دانشجو فرزند زمانه خویش است

 نگاهی به تاریخ صد ساله اخیر ایران به حضور و نقش پُر رنگ دانشجو در تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن صحه می گذارد. دانشجو همواره به عنوان عنصری آزاد اندیش، تحول خواه و آگاه نسبت به مسائل جاری جامعه مطرح بوده است و این مهم را در تاریخ ایران برای همیشه به ثبت رسانده است. 16 آذر 1332 و سه قطره خونی که به نشان آگاهی و آزادی بر پیشانی دانشگاه نشست، مصداق بارز این نکته است که دانشگاه بیداری و آگاهی را جزئی از زندگی خود می داند و بی تفاوتی را سه طلاقه کرده است.

دانشجو همواره خود را به عنوان پیشقراول آگاهی و آگاهی بخشی به جامعه معرفی نموده است و نشان داده آنجا که حضور داشته حماسه هایی بس شگرف رقم زده است. در کنار 16 آذر 32، انقلاب اسلامی ایران، حماسه های 8 سال دفاع مقدس، دوران سازندگی پس از آن و حضور در عرصه های تحقیق و سازندگی، حضور پرشور و آگاهانه در حماسه دوم خرداد 76 و اینک 22 خرداد 88 تنها بخشی از حقیقت انکار ناشدنی حضور مؤثر و با صلابت دانشجو در عرصه است. هر چند شیرینی حضور اخیر او و بسیاری از مردم این سرزمین در انتخابات 22 خرداد به وسیله عقده گشایی های عده ای نسبت به ساحت اندیشه و خرد، به نفع فرد دیگری مصادره به مطلوب شد اما کیست که واقعیت را نداند. مگر اندیشه اسیر بازی پست و بی مقدار عده ای می شود که تنها اتهام زنی و توهم قدرت را به ارث برده اند!

اما در میان همه ی این حضورها 13 آبان 58 جلوه و نمودی دیگر داشته است، آنجا که دانشجویان لانه ی جاسوسی آمریکا را به تسخیر خویش درآوردند و رهبر ایران پیام داد که این انقلابی دیگر است و بسیار بزرگتر از انقلاب نخست!

 عجبا که کین بدخواهان و معاندان با اندیشه و خرد چگونه رخ می نمایاند، پس از گذشت سی سال از آن تاریخ اینک حماسه سازان آن رویداد بزرگ، یا معاند نظام نامیده می شوند و یا در سلول های انفرادی مشق ایستادگی را نه دوباره که چند باره تمرین می کنند، چه، اساساً ایستادگی هنر مردان بزرگ است و اینان سرو قامتان همیشه ی تاریخ اند.

آنها که در آن روز تاریخی و حساس مخالف تسخیر لانه ی جاسوسی آمریکا بودند امروز چهره تغییر داده اند و شده اند یاران امام و آنان که پیرو خط امام بودند و امام از آنان جوانانی با چهره های نورانی و به نیکی یاد می کرد امروز مخالف راه و عقیده ی امام شده اند. تاریخ چه درس ها و نکته های ظریفی که ندارد، درست پس از رحلت جانسوز امام راحل گویی صفحات تاریخ عوض می شود و...

به هر روی دانشجو با این بازی ها بیگانه نیست و نیک می داند که اینان سودایی دیگر برای او در سر می پرورانند، اما چه خیال خامی است که اینک دانشگاه و دانشجو را نسب به حقایق جامعه بی توجه بدانند و او را وابسته به بیگانه و دشمنان قسم خورده ی این آب و خاک قلمداد کنند. دانشگاه و دانشجو امتحان خویش را پس داده ، سربلندی و افتخار نتیجه ی انکار ناشدنی آن است که برای همیشه در تاریخ به ثبت رسیده  و ماندگار خواهد بود حتی اگر عده ای قلیل با ترفندهای گوناگون خویش کمر به نابودی آن بربندند.

اینک دانشگاه و دانشجو تاریخ جاودانه ی دیگری را رقم خواهد زد برای ثبت در تاریخ تا آیندگان بخوانند و بدانند که دانشجو فرزند زمانه ی خویش است، او با خواب آلودگی و بی قید بودن نسبت به سرنوشت جامعه اش بیگانه است. او دشمن دروغ، فریب کاری، ریا و نفاق است. او دشمن نا آگاهانه زیستن در بهشت بی خبری و بی دردی است، او حامل امانت الهی است، آری، او امانت دار آگاهی است! او از ابتذال آرامش و خوشبختی اینان بی نیاز است. آری دانشجو فرزند آگاهی است و شعله ی این امانت الهی با هیچ آبی خاموش نخواهد شد.

چه ساده انگارند آنها که خاک به چشم خورشید می پاشند.

رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند

زمهربانی جانان طمع مبر حافظ

که نقش جور و نشان ستم نخواهد ماند

 |+| نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 1:45  توسط hamed  | 

خاتمی:همچنان در مقام  نقد قدرت موجود باقی می مانیم

باید پذیرفت که در جامعه بحران به وجود آمده است

 

پارلمان‌نیوز: رئیس‌جمهور سابق کشورمان با مروری بر اعتقادات و منش امام راحل، اعتقاد راسخ معمار کبیر انقلاب اسلامی بر عدم تجسس در امور شخصی مردم و ایمن بودن افرادی که حتی به نظام و خدا اعتقاد ندارند تا زمانی که دست به سلاح نبردند را یادآور شد و نسبت به خطای تحلیل شرایط موجود کشور هشدار داد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران با رییس بنیاد باران دیدار و گفت‌و‌گو کردند.

در این دیدار پس از بیان دغدغه های اعضای شورای مرکزی این تشکل پیرامون فضای سیاسی کشور، راهکار های برون رفت از شرایط فعلی ، آینده اصلاحات ، وضعیت سیاست خارجی و امنیت ملی ، فضای امنیتی حاکم بر دانشگاهها و بازداشت فعالان سیاسی ،حجت الاسلام والمسلمین  سید محمد خاتمی به بیان دیدگاههایش پیرامون فضای سیاسی کشور و آینده اصلاحات پرداخت.

رییس جمهور سابق کشورمان در این دیدار انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران را تشکلی دانست که در کوران حوادث سال های اخیر ، همواره توانسته با تکیه بر اصل دین داری و با حرکت در چارچوب نظام و قانون اساسی خودرا حفظ کند.

وی گفت : وقتی برای انجمن اسلامی دانشجویان که برآمده از متن دانشگاه است، سئوالات جدی پیرامون مسائل اخیر پیش می آید، پیداست که جامعه ما با بحران مواجه شده است.

خاتمی تصریح کرد: نکته مهم این است که باید پذیرفت که در جامعه بحران به وجود آمده است و از آن پس است که می‌توان راه چاره‌ای اندیشید.

رئیس بنیاد باران تاکید کرد: اگر در امروز و درشرایط فعلی دچار خطای در تحلیل شویم ، در آینده دچار مشکلات جدی خواهیم شد.

رئیس دولت اصلاحات با بیان اینکه اگر ما که به اصل نظام اعتقاد داریم ، نتوانیم حرف نزنیم، دیگران که اعتقادی ندارند، دست به عمل خواهند زد و نتیجه عمل آنها چیزی نیست که مطلوب ما باشد.یادآور شد: نباید بگذاریم کار به جایی برسد که تقاضاها از درون کشور به بیرون نظام برود.

خاتمی همچنین با اشاره به فرمان 8 ماده‌ای امام راحل ، تصریح کرد: هیچ کس حتی دستگاههای امنیتی، حق تجسس در امور شخصی افراد را ندارد و حتی با بهانه‌های امنیتی نیز نمی‌توان به امور خصوصی شهروندان وارد شد و در آن تجسس کرد.

رئیس جمهور سابق کشورمان با اشاره به مسیر اصلاحات و حرکت آن در چارچوب نظام جمهوری اسلامی گفت: معیارهای یک نظام مطلوب مردمی در الگوی جمهوری اسلامی جمع شده است و بزرگترین رسالت ما این است که نظامی را به وجود بیاوریم که بشر در آن آزادی و پیشرفت و عدالت ببیند و ما اعتقاد داریم که با همین قانون اساسی می توان در همین مسیر ادامه داد.

وی با اشاره به سه برش از زندگی امام خمینی (ره) که دقت در آن می تواند برای شرایط فعلی رهگشا باشد گفت: در ابتدای شکل‌گیری جمهوری اسلامی و پیش از انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) با توجه به وجود گروه های غیر دینی و بعضا مارکسیست که در میان مردم وجود داشتند همواره بر این نكته تاكید داشتند كه در نظام جمهوری اسلامی حتی افرادی که ضد خدا و ضد دین هم باشند، تا زمانی که دست به سلاح نبرده باشند و توطئه نکنند، ایمن هستند.

خاتمی افزود: بعد از انقلاب نیز به علت شرایط جنگ و ترور، بعضا رویدادهایی را داریم که امام در واپسین سالهای پر برکت عمرشان با اشاره به آنها فرمودند که آنها استثنائاتی بودند که به خاطر جنگ و شرائط ویژه پیش آمدند و بنا داریم که همه به قانون برگردیم.

رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:امام همواره بر حضور و فعالیت گرایش ها و سلایق مختلف اصرار داشتند؛به طور مثال خود امام (ره)تاکید داشتند که مجمع روحانیون مبارز در کنار جامعه روحانیت مبارز فعالیت داشته باشد.

رییس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تاکید کرد:ما به هیچ عنوان طرفدار خشونت نیستیم، در مقابل عده‌ای جز به خشونت نمی‌اندیشند و عمل نمی‌کنند.

وی در پایان این دیدار در تبیین مجدد اصول اصلاحات گفت ما همچنان اصلاحات را بر مبنای دین می دانیم، مبدا هویتی خود را انقلاب اسلامی، و چارچوب حركت خود را جمهوری اسلامی می‌دانیم، اما اعتقاد داریم که در عمل، انحراف هایی وجود دارد كه با همان معیار های دینی و انقلابی باید اصلاح شوند.

خاتمی خاطر نشان کرد: متاسفانه گاهی برخی این انحرافات را عین نظام قلمداد می کنند. ما همچنان در مقام  نقد قدرت موجود باقی می مانیم، البته در چارچوب جنبشی که اسلام و  نطام و انقلاب را قبول دارد.

 |+| نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 21:58  توسط hamed  | 

 

میرحسین موسوی:

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که

در میان ما مردم رهبرانند

همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند

 

کلمه:  مهندس میرحسین موسوی  در آستانه ی یوم الله سیزدهم آبان بیانیه ای خطاب به ملت شریف ایران صادر کرد . به گزارش “کلمه” متن کامل این بیانیه به شرح زیر است.

بسم الله الرحمن الرحیم

در تاریخ معاصر ما سیزدهم آبان یادآور سه حادثه است. در نخستین از این رویدادها امام خمینی از ایران تبعید شد و نهضت در فترتی سیزده ساله فرورفت. رژیم شاه پس از به دست آوردن چنین نتیجه‌ای باید خود را شماتت کرده باشد که چرا این راه حل ساده را پیش از آن به کار نبست. یک قیام بود و یک امام که وقتی از صحنه دور شد دیگر چیزی از شور تحول‌خواهی باقی نماند. آیا به راستی امام خمینی در حرکتی که آغاز کرد تنها بود؟ هرگز چنین نبود، زیرا هرگز چنین نیست که یک فرد بتواند به تنهایی در صحنه جامعه تحولات نمایان ایجاد کند. پیروان او بسیار بودند، اما آنان شبیه به یارانی نبودند که سال‌ها بعد پیرامونش را گرفتند، آن زمانی که گفت «رهبر ما آن طفل سیزده ساله است …»

دومین سیزدهم آبان روز رهبران سیزده ساله است؛ دانش‌آموزانی که برای تظاهرات در محوطه دانشگاه تهران گرد آمده بودند و مورد یکی از سبعانه‌ترین کشتارها قرار گرفتند. تجربه رژیم از حوادث دهه چهل بود که موجب چنین حرکات خونینی شد. تصور بر آن بود که اگر با همان قاطعیت گذشته عمل کنند از نو به همان نتایج خیره‌کننده دست می‌یابند، حال آن که زمینه اجتماعی کاملا تغییر کرده بود؛ زمین تغییر کرده بود و زمان تغییر کرده بود و مهمتر از آن جان انسان‌ها تغییر کرده بود. دیگر حکومت شاهنشاهی با یک امام تنها روبرو نبود. این بار کسانی گرد او جمع شده بودند که شاید به اندازه پدرانشان او را نمی‌شناختند یا سخنانش را نشنیده بودند، اما به اندازه امام خود شور در سینه داشتند؛ آنها همچون پدرانشان برای به راه ‌افتادن لازم نبود که پی‌درپی شماتت شوند.

درباره سومین سیزده آبان بسیار گفته شده است، تا جایی که بعید است کمترین اطلاعی از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن که در این رویداد امام از دانشجویان مسلمان پیروی کرد. ظاهرا این دانشجویان بودند که خود را پیرو خط امام می‌خواندند، اما در واقع این امام بود که حرکت آنان را دنبال نمود. قطعا هیچ‌یک از رهبران و فرماندهان انقلاب در شکل دادن به آنچه در این روز اتفاق افتاد نقشی نداشت. حتی خود دانشجویان تصور می‌کردند بعد از چند روز حادثه تمام می‌شود و به خانه‌هایشان باز می‌گردند. ولی امام این رویداد را پیگیری کرد و آن را انقلابی بزرگ‌تر از انقلاب اول نامید. تنها امامی که درد یک سکوت سیزده ساله را چشیده باشد می‌داند که جامعه‌ای شکل‌یافته از چوب‌های فرمانبر و خشک از خود جوششی ندارد و حیات پاکیزه‌ای ندارد. او مردم را رهبر می‌پسندید، زیرا می‌دانست که گذر از یک گردنه تاریخ برای سعادت هیچ ملتی کافی نیست. آنان باید از چنان خودانگیختگی و بصیرتی برخوردار شوند که در هر عصری و نسلی بتوانند راه را از بیراهه بشناسند و بپیمایند. مردم ما امروز رهبرانند و این همان آرزوی بزرگی است که امام برای آنان داشت. او ما را دعوت ‌کرد به سوی آن چیزی که ما را زنده می‌کرد.

آنک سیزدهم آبان، این سبزترین روز سال دوباره از راه می‌رسد. آیا امروز قابل‌تصور است که حرکت مردم بر اثر بازداشته شدن همراهی از همراهی خاموش شود؟ اگر اینگونه باشد دستاوردهای چهل و پنج سال تاریخ معاصر خود را از دست داده‌ایم، و اگر چنین نباشد این نشانه‌ای از ریشه‌های انقلابی ماست. ما به اتکای این ریشه‌هاست که سبز شده‌ایم، ریشه‌هایی که اگر از آنها دور شویم به همان چیزی تنزل خواهیم کرد که مخالفان مردم آرزو می‌کنند. به این خاطر است که جا دارد با هر تلاش افراطی در این جهت برخوردی احتیاط‌آمیز داشته باشیم.

حرکت ما از واگذار کردن اسلام به جبهه خرافه‌پرستان و سپردن انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان، از ناچیز شمردن میراث و میوه مبارزات یک‌صدساله مردم ایران و جایگزین کردن آن با تصوراتی گنگ، و از جدایی و بیگانگی نسبت به ریشه‌های تاریخی‌اش نفع نمی‌برد، و اگر برخی دولت‌های بیگانه بر ترویج چنین تمایلاتی اصرار دارند شاید در این کار سودی ملاحظه می‌کنند. آنها اگر لازم باشد با وجدانی آرام بر سر جنبش امروز ایرانیان پشت میز معامله می‌نشینند و به همان مقدار آزادی و توسعه سیاسی که در کشورهای همسایه‌ وجود دارد برای ملت ما قناعت می‌کنند و در این قناعت قابل سرزنش نیستند. این ما هستیم که اگر مصالح خود را به درستی تشخیص ندهیم باید ملامت ‌‌شویم.

این روزها هر نگاهی که به نگاهی می‌افتد از پیروزی می‌پرسد. کی به آن می‌رسیم؟ چه چیز ما را به آن می‌رساند؟ کدام قدم و اقدام آن را به پیش می‌اندازد؟ و چه چیز آن را کمال می‌بخشد؟ تمامی وجود ما دعا و سوال است و وعده خداوند که فرمود هر آنچه مسئلت کنیم مقداری از آن را اجابت خواهد کرد. و آتاکم من کل ما سالتموه. (و از هرآنچه از او خواستید به شما داد). همین که خواسته‌ای در جامعه متولد می‌شود دیگر هیچ کس قادر نیست از برآورده شدن آن ممانعت کند و دولت‌ها تنها می‌توانند بر مقادیری چون زمان و میزان و شکل تحقق آن تاثیر بگذارند.

آیا ما هم می‌توانیم بر این مقادیر اثر داشته باشیم؟ آری. المعروف بقدر المعرفه؛ انسان‌ها به قدری که بصیرت و آگاهی از خود به نمایش می‌گذارند در خور نیکویی‌ها قرار می‌گیرند. کما این که در این چند ماه مردم ما بیش از آن که از رنج‌های خود گنج به دست آورده باشند از برکات خردمندی خود بهره‌مند شده‌اند.

راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است، زیرا نشان می‌دهد که ما تا انتها بر سر خواسته‌های خود مستحکم خواهیم ایستاد. اگر دچار تندروی و رفتارهای افراطی بودیم شک نکنید که با دستانی خالی از نیمۀ راه باز می‌گشتیم، زیرا افراط راه را برای تفریط باز می‌کند. اگر برای قبول این حقیقت به مثال نیاز دارید به سیاست خارجی دولتمردان بنگرید. همان وقتی که آنان مناسبات بین‌المللی کشور را به اغراض تبلیغاتی آلوده کردند و از خردورزی و متانت کناره گرفتند می‌شد حدس زد که به زودی مصالح بلندمدت مردم را به هیچ معامله خواهندکرد. شانزده سال پیش از این تهیه سوخت برای تاسیسات هسته‌ای تهران امری بود که نه مسئولان و نه رسانه‌ها انجام آن را یک خبر مهم تلقی نمی‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعالیت‌های هسته‌ای کشور ،که این همه جاروجنجال به خود دیده و چندین تحریم برای ملت به همراه آورده است، گویا باید برای تامین همین نیاز ساده تحویل کشورهای دیگر شود، شاید بعدها لطف کنند و اندکی سوخت در اختیار ما بگذارند. آیا این یک پیروزی است؟ یا یک تقلب آشکار، که چنین تسلیمی فتح‌المبین نامیده شود؟

دولتمردان نه مشکلات جهان را حل کردند و نه بر حقوق تردیدناپذیر ملت خود تاکید نمودند، که با گشاده‌دستی از این حقوق عقب نشستند. آنها نشان دادند که حتی در تسلیم شدن و کرنش کردن افراط‌گرند. حتی اگر با تلاش دلسوزان از واگذاری دستاوردهای کشور در زمینه انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای جلوگیری شود از عواقب افراط و تفریط‌های دولتمردان ایمن نشده‌ایم، زیرا رفتارهای آنان زمینه را برای اجماع بین المللی جهت اعمال تحریم‌ها و فشارهای بیشتر به ملت ما فراهم کرده است.

چیزی که ما می‌توانیم از این ماجرا بیاموزیم آن است که خود دچار افراط نشویم. دیر یا زود – بلکه به امید خدا بسیار زود – مخالفان مردم صحنه را ترک می‌کنند. آیا آن روز باید کشوری تخریب شده برای ملت باقی بماند؟ آن چیزی که امروز باید نگران آن باشیم مصالح کشور است، زیرا کشور جز صاحبان اصلی‌اش کسی را ندارد که در این باره ابراز نگرانی کند. ساختن فردا را باید از امروز آغاز کنیم. باید برای فردا چنان مهیا باشیم که اگر همین فردا از راه رسید یکه نخوریم. باید هریک از ما مردم نه فقط نقش پیشوایی که مسئولیت آن را نیز بر عهده خود احساس کنیم.

تاکید بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک راهبرد کلیدی برای ساختن فرداست. با چنین راهبردی ما در تاریکی قدم نمی‌گذاریم و میراث‌های به جا مانده از مبارزات نسل‌های پیشین را به هیچ تقلیل نمی‌دهیم. و هر آنچه از آرمان‌ها و خواسته‌هایمان که جا بماند با زندگی‌های خود آن را به دست می‌آوریم، زیرا ساختار ظاهری هرگز تمام آن چیزی، بلکه قسمت اصلی آن چیزی نیست که در جامعه واقعیت دارد. بخش اصلی این واقعیت زندگی‌های ماست. دستگاه ظاهری می‌تواند فرزندان انقلاب را همچون تبهکاران دستگیر کند و لباس‌های تحقیرآمیز بر قامتشان بپوشاند و مردم می‌توانند با نگاهشان از آنان قهرمان بسازند و به آنان افتخار کنند. در این رودررویی کدامیک برنده‌اند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند آنان را در دادگاه‌های نمایشی محکوم کند و نگاه مردم می‌تواند آنان را در پیشگاه وجدان خویش حاکم بداند. به راستی کدامیک از این دو در واقعیت جامعه حکومت می‌کنند؟ دستگاه ظاهری با برخوردهای توهین‌آمیز خود خانواده‌های آنان را سرافکنده و خوارشده می‌خواهد و نگاه‌های مردم آنان را در عین تلخ‌کامی‌هایی که می‌چشند سربلند می‌بیند. کدامیک از این دو نگاه بر احساس این خانواده‌ها چیره است؟ دقت کنید که تنها در نگاه مردم این همه قدرت وجود دارد و تا اینجای کار هنوز حرفی از دیگر توانایی‌های آنان نگفته‌ایم. دستگاه ظاهری می‌تواند برای این خانواده‌ها تنهایی و عسرت تدارک ببیند و مردم می‌توانند آنان را در آغوش بگیرد؟ به راستی کدامیک از این دو بر کار خود غالبند؟ دستگاه ظاهری می‌تواند دانشجویان غریب را به جرم ابراز عقیده از خوابگاه محروم کند و معیشت آنان را در تنگنا قرار دهد و شبکه‌های اجتماعی می‌توانند با حمایت‌‌های خود از آنان پشتیبانی کنند. تاثیر اقدام کدامیک از آنها بیشتر است؟ به راستی کدامیک از آنها قدرتمندتر است؟ بلکه اساسا تقابلی میان این دو وجود ندارد؛ یکی هست و دیگری نیست، زیرا این زندگی‌های ماست که به هر امری در نظم ظاهری جامعه معنا می‌بخشد. ما در چند ماه گذشته نه با شکستن این نظم، که با تغییر معنا دادن به آن از راه زندگی‌هایمان صحنه جامعه را تغییر دادیم. ما چه نیازی به شکستن این نظم داریم در حالی که در هر شرایطی این ما هستیم که با زندگی‌های خود به آن جهت می‌دهیم.

بعد از این نیز راه ما این است. در شرایطی که اصول متعدد قانون اساسی بتوانند بی‌محابا معطل بمانند حقیقت آن است که فرقی میان قانون خوب و بد وجود ندارد. ساختار سیاسی کشور اگر بهترین نظم ممکن باشد به چه کار می‌آید اگر زندگی‌های ما به آن اعتبار نبخشد، یعنی معنی برایش تدارک نبیند، آن را تنفیذ نکند و اجرای بدون تنازل آن را مطالبه ننماید؟ به همین ترتیب اگر این ساختار واجد اشتباهات و عقب افتادگی‌های واضح بود ما تنها در صورتی می‌توانستیم آن را اصلاح کنیم که نخست معنای آن را اصلاح می‌کردیم و این کار را با زندگی‌های خود انجام می‌دادیم.

البته بسیارند ملت‌هایی که این توانایی خود را به جا نمی‌آورند و ترجیح می‌دهند قدرت را به قدرتمندان وابگذارند. آنها در جامعه خود پیشوا نیستند، ولی مردم ما هستند.

سیزدهم آبان میعادی است تا از نو به یاد آوریم که در میان ما مردم رهبرانند. این روز عزیز را به ملت ایران تبریک می‌گویم و برای گروهی از آفرینندگان این مناسبت که اینک در بندند و دیگر اسیران نهضت سبز از خداوند آزادی، شکیبایی و پاداشی متناسب با نیت‌های بلندشان آرزو می‌کنم.

میر حسین موسوی

 |+| نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 21:47  توسط hamed  | 

 

موسوی:

با تهدید و بازداشت و محاکمه و اعتراف گیری هم نمی توان جامعه امروز را به جامعه یک سال قبل برگرداند

دو گمانه را می توان مطرح کرد. یا برخی آقایان ماموریت دارند که کشور و نظام را متلاشی کنند و از بین ببرند، یا اینکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاری را صرفا انجام میدهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همین گمانه دوم به واقعیت نزدیک تر است. آقایان فقط به امروز فکر می کنند و نتیجه آینده رفتارهای امروزشان برایشان اهمیتی ندارد. وگرنه تن دادن به چنین ریسک هایی در زمینه سیاست داخلی و سیاست خارجی، با هیچ منطقی قابل قبول و دفاع نیست.

کلمه: مهدی کروبی روز گذشته به دیدار میرحسین موسوی رفت تا با حضور در دفترکار او به رایزنی در خصوص فضای حاکم بر کشور، عملکرد دستگاههای اجرایی و برخی حوادث پس از انتخابات بپردازد. به گزارش خبرنگار “کلمه” در این دیدار، مهدی کروبی و میرحسین موسوی به مشورت در باب اقدامات آتی خود و تحلیل فضای آینده کشور پرداختند. همچنین در این نشست مقرر شد که این دو نامزد انتخابات ریاست جمهوری گذشته، به تقویت راههای ارتباطی خود به رغم برخی محدودیت ها بپردازند.

مهدی کروبی در ابتدای این دیدار به حوادثی که در نمایشگاه مطبوعات اتفاق افتاده اشاره کرد و ضمن اظهار تاسف از برخوردهای ناشایستی که به هنگام بازدید او و علیرضا بهشتی از نمایشگاه از سوی اقلیتی سازمان یافته صورت گرفته، گفت:«تاسف می خورم که در نمایشگاه مطبوعات که باید محل تعاطی فکر و اندیشه باشد به برکت توقیف مطبوعات نه تنها فضایی بی روح حاکم شده است که علاوه بر ان عده ای چنین نادانانه برخورد می کنند و مشخص نیست که با این رفتارها می خواهند کشور را به کجا ببرند.»

میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به فیلم هایی که از نمایشگاه و صحنه های یادشده، دیده است اعلام کرد که« به رغم توقیف مطبوعات، جمعیت مشتاق کثیری را دیدم که در نمایشگاه حضور داشتند و از شما و جنبش سبز حمایت می کردند. و این گویا موجب ناراحتی اقلیتی است که درنتیجه دست به چنین اقداماتی می زنند».

در ادامه این نشست، مهدی کروبی ضمن اشاره به دوران نخست وزیری موسوی و حرکت او با مردم گفت:«شما به خوبی از کارهایی که من کرده ام مطلع هستید. من به واسطه مسئولیت هایی که در کمیته امداد و بنیاد شهید و مجلس داشته ام، همیشه با مردم در ارتباط بوده و هستم.می بینم که وضعیت مردم بسیار خراب است. فقر و فساد و فحشا و کلاه برداری بسیار زیاد شده است و اینها نتیجه عملکرد بد و نادرست دستگاههای اجرایی و عدم برنامه ریزی است.»

مهدی کروبی در ادامه ضمن مقایسه گذشته و حال گفت:«متاسفانه آلودگی های اقتصادی برخی از مسئولان یکی از دلایل اصلی در گسترش فساد در جامعه است. من به یاد دارم که زمانی انقدر سلامت اقتصادی حاکم بود که یک مسئول دولت هزینه مداوای یک عضو خانواده اش در بیمارستان را نداشت و به ما در بیمارستان بنیاد شهید مراجعه می کرد اما امروز متاسفانه شرایط دیگری حاکم است. دغدغه من این است که این نسل جدید که اوضاع فعلی را می بیند گمان نکند که از اول انقلاب شرایط بر همین منوال بوده است .این نسل باید بداند که چنین الودگی های گسترده اقتصادی امری جدید و بدیع است.»

مهدی کروبی با اشاره به این دغدغه خود گفت:« حساسیت من وقتی بیشتر می شود که می شنوم که می گویند این دولت، گفتمان امام و انقلاب را زنده کرده است. با این کار آبروی امام و انقلاب را هم می برند. مردم و خصوصا نسل جدید باید بفهمند که ما فرزندان امام مخالف این رویه ای هستیم که امروز بر کشور حاکم شده است.»

مهدی کروبی همچنین گفت که « امروز مبالغه هایی در مورد برخی افراد و مکان ها می شود که موجب شک و تردید مذهبی در برخی افراد و نسل جدید می تواند بشود. مثلا می شنوم نام مسجد جمکران را در کنار و هم شان مسجدالحرام و مسجدالاقصی به عنوان مکان های مقدس می آورند و این اقدامات تنها باعث می شود که اعتماد مردم به اعتقادات قبلی شان هم سست شود. واقعا نمی دانم که برخی اقایان چه انگیزه ای دارند برای اینکه همه چیز را به هم بریزند و مردم را به همه چیز از دین گرفته تا تاریخ گذشته شان بی اعتقاد کنند.»

در ادامه این دیدار میرحسین موسوی نیز ضمن اشاره به مشکلات جاری در اداره کشور گفت:« دردها مشترک است و من نیز بر این مشکلاتی که شما اشاره کردید و بسیاری مشکلات دیگر واقفم. به عنوان مثال گفتگویی که در زمینه هسته ای در ژنو صورت گرفته است واقعا مورد حیرت است قول و قرارهایی که در ژنو داده شده اگر اجرا شود برباد دادن همه زحمات هزاران دانشمند در کشور است و اگر اجرا نشود زمینه اجماعی را برای تحریم گسترده علیه ایران ایجاد خواهد کرد و اینها نتیجه ماجرا جویی و عبور از اصول و منافع ملی در سیاست خارجی ما است و جالب آنجاست که به فرزندان انقلابی و خدوم کشور تهمت ارتباط و تمایل به غرب و شرق می زنند و خود بصورت آشکار و مکرر در مقابل آمریکا کرنش می کنند . باید بسیاری از مسائل برای مردم بازگو شود تا انها بدانند که در کشور و مدیریت اجرایی چه می گذرد. من زمانی که در نخست وزیری بودم نیز تاکید بسیاری داشتم که نیروهای نظامی نباید وارد مسائل اقتصادی بشوند.»

میرحسین موسوی در ادامه این دیدار با اشاره به مدیریت سوء در کشور و برخی اتفاقات در عرصه سیاست داخلی و سیاست خارجی گفت:« دو گمانه را می توان مطرح کرد. یا برخی آقایان ماموریت دارند که کشور و نظام را متلاشی کنند و از بین ببرند، یا اینکه فقط به فکر امروزشان هستند و کاری را صرفا انجام میدهند که امروزشان بگذرد و به فردا برسد. که به گمانم همین گمانه دوم به واقعیت نزدیک تر است. آقایان فقط به امروز فکر می کنند و نتیجه آینده رفتارهای امروزشان برایشان اهمیتی ندارد. وگرنه تن دادن به چنین ریسک هایی در زمینه سیاست داخلی و سیاست خارجی، با هیچ منطقی قابل قبول و دفاع نیست.»

موسوی در ادامه با اشاره به محکمه هایی که برگزار می شود و بازداشت هایی که صورت می گیرد و اعترافاتی که پخش می شود نیز گفت:«برخی فکر می کنند که با چنین حربه هایی می توانند وضعیت را به وضع سابق برگردانند. اما سودای محال دارند و نمی فهمند که با هیچ حربه ای حتی با تهدید و بازداشت و محاکمه و اعتراف گیری هم نمی توان جامعه امروز را به جامعه یک سال قبل برگرداند.»

موسوی اضافه کرد :” آزادی زندانیان سیاسی یک خواست ملی است که میتواند به بهتر شدن اوضاع کمک کند .”

گفتنی است که در پایان این دیدار مهدی کروبی و میرحسین موسوی به رایزنی درخصوص تقویت ارتباط خود با یکدیگر و افزایش رابطه خود با مردم به رغم بسته بودن بسیاری از کانالهای اطلاع رسانی و ارتباطی پرداختند.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 1:22  توسط hamed  | 

 

جامعه رشید و بیدار ما

با زور و فشار از راه خود منحرف نخواهد شد

مهندس میر حسین موسوی و حجت الاسلام و المسلمین سید محمدخاتمی با یکدیگر دیدار کردند و گفتند که ملت ایران با زور و فشار از راه خود منحرف نخواهد شد.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس، نخست وزیر دوران دفاع مقدس و رئیس دولت اصلاحات در این دیدار ضمن تاكید بر پایبندی جدی به قانون اساسی و معیارهای اصیل انقلاب و دفاع از جمهوری اسلامی، از تداوم اوضاع ناگوار كنونی به خصوص ادامه بازداشت‌ها، محدود كردن آزادی‌های اساسی بر خلاف قانون اساسی و موازین شرعی و اخلاقی، رواج بداخلاقی‌ها ، تهمت‌زدن‌ها و ناروا گوئی‌ها و محروم بودن كسانی كه مورد تهمت و ناسزاگوئی قرار گرفته‌اند از امکان پاسخ ، اظهار نگرانی كردند و این شرایط  را بیش و پیش از هر چیز دیگر به زیان انقلاب ، كشور و مردم دانستند.

آنها همچنین تاكید كردند جامعه رشید و بیدار ما كه به خصوص به بركت انقلاب اسلامی راه خود را به سوی عدالت ، آزادی، استقلال و سربلندی یافته است با زور و فشار از راه خود منحرف نخواهد شد و دلبستگان به انقلاب و امام و عظمت ایران و ایرانی نیز با وجود همه مشكلات و تهدیدها از وظیفه الهی و میهنی‌شان دست بر نخواهند داشت.

موسوی و خاتمی تاکید کردند که آنچه امروز بیش از هر چیز مورد نیاز است بازگشت به قانون اساسی و پرهیز از نقض، تحریف یا توجیهات ناروا نسبت به این میثاق گرانسنگ ملی است و اگر راه نقد سیاست‌ها و رفتارها بر روی كسانی كه در دلسوزی و دلبستگی آنان به جمهوری اسلامی و سرافرازی و استقلال میهن تردیدی نیست بسته شود، اگر با حضور انتقادی و اعتراض مدنی مردم مقابله شود و اگر تریبون‌های رسمی و رسانه‌هائی كه باید در خدمت آرمان‌های انقلاب و مصالح جامعه باشند با جعل، تحریف، دروغ‌پردازی، اهانت و ناروا گوئی فضا را آلوده‌تر كنند بی‌تردید مناسبترین موقعیت برای فعال شدن جریان‌هایی پدید خواهد آمد كه با اصل انقلاب و نظام سر سازگاری ندارند.

این دو یار امام راحل خاطر نشان کردند که به نفع آینده كشور است كه هر چه زودتر فضای امنیتی از بین برود و رسانه عمومی و روزنامه‌ها بتوانند به وظایف خود عمل نمایند. 

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 0:7  توسط hamed  | 

 

                                                 میرحسین موسوی:

                     برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. 

 خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خود داری می کنید؟

                                                     مهدی کروبی:

اگر راست می گویید در برابر دهها ساعت انکار تقلب در رسانه ملی و فشار بر زندانیان بیگناه برای اعتراف، به ما وقت بدهید تا در تلویزیون دلایل و مدارک خود را ارایه دهیم.

میرحسین موسوی روز شنبه به منزل مهدی کروبی رفت تا درباره اتفاقات روی داده پس از انتخابات با یکدیگر رایزنی و گفت و گو کنند.

بنا به گزارش سایت حزب اعتماد ملی،تغییر، در این دیدار که با حضور خبرنگاران برگزار شد، موسوی و کروبی با اشاره به تبلیغات یک طرفه ای که صدا و سیما علیه آنها راه انداخته است ، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب هایی که رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.

در ابتدای این دیدار مهدی کروبی انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و بیان کرد نظام می توانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده کند.

او با بیان این که رفتار های پس از انتخابات دور از شان نظامی بود که امام راحل آن را پایه گذاری کرده بود ، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهیم امینی اشاره کرد و این افراد را همچون دیگر افرادی که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که برای استقرار آن جانفشانی ها کرده اند.

کروبی رفتارهای صورت گرفته با نیروهای انقلاب و دانشجویان را ” عجیب و غریب ” توصیف کرد و با اشاره به واقعه ۱۶ آذر سال ۳۲ تاکید کرد که زمانی که نیروهای شاه به دانشگاه حمله بردند همه این رفتار را یک عمل قبیحه دانستند و پس از این همه سال هنوز کسی نیست که از این رفتار دفاع کند. او این موضوع را نشانه ای دانست برای آن که همه مسوولان مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آیندگان به نیکی از آنها یا کنند.

مهدی کروبی در ادامه سخنان خود به نامه اخیر استانداری تهران که شورای شهر را از دیدار با خانواده های بازداشت شدگان منع کرده اشاره کرد و این رفتار را بسیار غیر متمدنانه خواند.

او همچنین اظهارات اخیر آقای محسنی اژه ای دادستان محترم کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعیت جنگی هستیم . او این سخنان را برای رعب آوری از دادگاه انقلاب دانست و گفت چرا باید این سخنان بیان شود و چرا باید این گونه وانمود شود که فضای کشور جنگی است و همه باید سکوت کنند و دم برنزنند؟

او با بیان این که برخی از نظامیان همچون فرمانده سپاه از اصلاح طلبان انتقاد می کنند که چرا برای تلویزیون ها و سایت های بیگانه خوراک فراهم می کنید گفت: من از ایشان می پرسم که چه کسی برای آنها خوراک فراهم می کند؟ ما یا شما؟ چه کسی سخنان تند می گوید ما یا شما؟ چه کسی برخوردهای تند را سرلوحه کارهای خود قرار داده است ما یا شما؟کروبی همچنین به مراسم روز قدس اشاره کرد و گفت: اولا من باید تاکید کنم که نگاه ما به رژیم صهیونیستی تغییر نکرده است. فلسطین همچنان مساله ماست و روز قدس نیز روز حمایت از مردم مظلوم فلسطینی و تبری از رژیم صهیونیستی است اما من می خواهم اشاره کنم به جمعیتی که به این مراسم آمدند و باید قدردان آنها بود. عموم کسانی که به دعوت ما به این مراسم آمدند شعاری هایی که دادند دررابطه با ایران و کشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمی توان به مردم گفت که نگران کشور خود نباشید. اگرچه مساله اصلی ما در این روز فلسطین است اما من می پرسم که آقایان توضیح دهند که چه اتفاقی در کشور افتاده است که روز فلسطین ناگهان مردم دو دسته می شوند و عده ای نگرانی های خود را در شعارهایشان بازتاب می دهند؟

او درپایان سخنان خود تاکید کرد: برخی درباره انتخابات به گونه ای سخن می گویند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. نه خانی رفته نه خانی آمده است. می گویند تقلب نشده است. آخر چرا این حرفها را به مردم می زنید؟ یعنی مردم نمی دانند که چه برسرشان آمده است؟ پس این اعتراضات چیست؟ می گویند که فلانی ۳۰۰ هزارتا رای آورده است و من در ۱۰ هزار صندوق حتی یک رای هم نداشته و در محل هایی که صندوق ها مستقر بود حتی یک طرفدار هم نداشته ام؟ این درحالی است که برخی از دوستان که پای صندوق بودند می گویند در فلان صندوق شما ۱۰۰ تا رای داشتید اما برای شما یک رای منظور شد. آخر یک حرفی بزنید که کسی به شما نخندد. اگر راست می گویید در برابر دهها ساعت انکار تقلب در رسانه ملی و فشار بر زندانیان بیگناه برای اعتراف، به ما وقت بدهید تا در تلویزیون دلایل و مدارک خود را ارایه دهیم.

مهدی کروبی معتقد است که باور مردم و اعتماد آنها بزرگترین سرمایه نظام است و بر این اساس به سخنان امام اشاره می کند و یادآور می شود که بزرگترین سرمایه امام اعتماد مردم بود و این سخن را بارها بیان کردند. لذا نباید از نظام سلب اعتماد شود و نباید کسی در این راستا گام بردارد. برخی از آقایان خواسته یا ناخواسته در این راه قدم بر می دارند و فوج فوج برای بیگانگان خوراک تهیه می کنند. بیایید برای رهایی از وضعیت موجود حرکتی صحیحی انجام دهید. آمارهای واقعی را اعلام کنید. صدا وسیما که به یک رسانه جهت دار و تخریب گر تبدیل شده و روز به روز از خود مشروعیت زدایی می کند، راه درست را در پیش بگیرد و اعتماد مردمی را که از دست داده مجددا به دست آورد.

میرحسین موسوی: نمی توان کسی را حذف کرد

همچنین در این دیدار مهندس میرحسین موسوی با اشاره به وقایع روی داده پس از انتخابات به اتفاقی که در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ رخ داد اشاره کرد و یادآور شد: کسانی که آن حماسه را آفریدند ، امروز در گوشه های زندان هستند و این طنز تلخی است که این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمی دانم که چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین کنند.

میرحسین موسوی گفت که این رفتارها باعث ایجاد زخم هایی بر روح و روان مردم می شود که به آسانی قابل درمان نیست.

او به دادگاه هایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاح طلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت: چه نتیجه ای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟

میرحسین موسوی به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شده اند اشاره کرد و گفت : در این چهار ساله اخیر رفتارهای نادرستی صورت گرفته است که همه نیروهای انقلاب یا به حاشیه رفته اند یا رغبتی برای کار ندارند. شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شده اند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم. چندین وزیر داریم. نمایندگان،مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفته اند. چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟

وی با اشاره به هشدارهای یک سال اخیر خود در خصوص سواستفاده برخی نهادهای قرت از دارایی های مالی کشور از ابهام در واگذاری سهام مخابرات و منابع تامین ۸۰۰۰ میلیارد تومان هزینه خرید آن از سوی سپاه پاسداران ابراز تاسف کرد.

او در ادامه به بحث انقلاب مخملی که از سوی برخی بیان می شود پرداخت و آن را یک بحث نظری و دانشگاهی دانست و وقوع آن را در ایران غیرممکن خواند و گفت:متاسفانه این روزها از هر تریبونی حرفی در تخریب نیروهای انقلاب زده می شود. خصوصا آن که تریبون مقدس نماز جمعه اختصاص پیدا کرده است به تریبون یک جناح و تندروها برای حذف نخبگان و کسانی که نظر و رای دیگری دارند از هر وسیله استفاده می کنند.

میرحسین موسوی با اشاره به تاریخ روسیه و دوران کمونیست ها و رفتارهای آنها تاکید کرد : در مقطعی افرادی بر سرکار آمدند و تلاش کردند و نیروهایی را که انقلاب کرده بودند حذف کنند. در کتاب ها و عکس های انقلاب خود، نقش آفرینان انقلاب را حذف کردند و تلاش کردند با جعل تاریخ ، تاریخ دیگری را برای مردم خود و دنیا بیافرینند. حکومت آنها برچیده شد تاریخ نگاران آمدند و تاریخ واقعی را نگاشنتد.

میرحسین موسوی تاکید کرد: عده ای نباید تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یکی از آقایان که در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان کرده است که انسان حیرت می کند. سه ، چهارماه است که علیه بنده و آقای کروبی و افراد دیگری که از ما حمایت می کردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانه های خود دورغ می پراکنند و ما را تخریب می کنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم؟

او با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت: آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا می توانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید می خواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است.

در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نیز آقای لاریجانی از من پرسیده بود که حاضری به تلویزیون بروی . من نیز گفته بودم بله. در دیدار با آقای شاهرودی، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانونی را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود.

میرحسین موسوی در با انتقاد از رواج دروغ در میان برخی مسوولان افزود: مدام اطلاعات غلط به مردم می دهند و فکر می کنند که مردم باور می کنن. همین تعداد کشته های پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد می گویند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خود داری می کنید؟ اگر صادقانه سخن می گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید.

موسوی با اشاره به فضای بسته ای که بوجود آورده اند گفت: الان وضع به گونه ای شده است که هیچ کس نمی تواند از دولت انتقاد کند. هرکس حرفی بزند ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش می کنند و ضد امام می خوانندش و برایش پرونده سازی می نمایند.

من می پرسم شما که در انتخابات مجلس ششم ۷۰۰ صندوق را ابطال کردید تا یک نفر را وارد مجلس کنید چرا چند صد صندوق را باز نمی کنید تا در یک برنامه زنده تلویزیونی مردم ببینند که چند تعرفه بدون سریال وجود دارد؟

موسوی در پایان ابراز امیدواری کرد که دلسوزان نظام تدبیر کنند و مشکلات بوجود آمده را حل کنند. چرا که به اعتقاد او نمی توان آگاهی مردم را نادیده گرفت و به دانشجویان گفت دم برنزنید. دانشجویان فرزندان این مردم هستند و نیاز به پاسخ دارند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 21:26  توسط hamed  | 
 

سید محمد خاتمی:

 بزرگترین اهانت به مردم، اغتشاشی خواندن حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض بود؛ همچنان روي حرف هاي اصلي خودمان هستيم

رئیس جمهور سابق کشورمان با انتقاد از برخوردهای صورت گرفته با اصلاح‌طلبان و مردم معترض توسط جریان متحجر و متوهمی که حتی می‌خواهند اصولگرایان باشخصیت را از صحنه بیرون کنند، هشدار داد که اگر جلوی حرف زدن افراد معتقد به نظام جمهوری اسلامی ایران گرفته شود، کسانی وارد عمل خواهند شد که با اصل نظام و انقلاب مخالف هستند.

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی در دیدار با با نخبگان و اقشار مختلف مردم استان یزد، با اشاره به قرار داشتن در آستانه سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) با تسلیت این روز به شیعیان و ایرانیان همه انسان‌هایی که خواستار حقیقت و زیبایی هستند، گفت:«معمولا به حضرت گفته می شود پیشوای مذهب جعفری، ولی واقعیت این است که امام صادق و پدرشان امام باقر بزرگترین مفسران حقیقت اسلام در دوره خاصی که برای آنها پیش آمد، بودند و بار اصلی معارف اسلام حقیقی بر دوش این دو بزرگوار بود.»

وی ادامه داد:«کاری که این بزرگواران کردند ایستادگی در مقابل انحراف‌ها و تحریف‌هایی بود که به خصوص در عرصه فكری؛ سیاسی و اجتماعی پیدا شده بود و می‌رفت که مبانی عقیدتی و فکری را نابود بکند، کاری که این بزرگواران کردند کار فوق العاده بزرگی بود و واقعا اسلام مدیون این دو بزرگوار است که توانستند در آن برهه از زمان با فداکاری فراوان آن حقایق را منعکس کنند.»

رئیس دولت اصلاحات تصریح کرد:«متاسفانه در حوزه های علمیه ما بیشتر روی جنبه‌هایی که مربوط به فقه شریعت می‌شود و در این زمینه به این دو بزرگوار استناد شده است كه گرچه مهم است ولی نسبت به معارفی که عمق اسلام و دین خدا را نشان می‌دهد به علل مختلف تاریخی کمتر توجه شده است.»

رئیس بنیاد باران ابراز امیدواری کرد که با توجه به زمینه‌های فراوان ناشناخته و کمتر مورد توجه قرار گرفته اسلام حقیقت، اسلام شریعت و اسلام طریقت، متناسب با دیدگاه این دو امام همام مورد توجه و واکاوی بیشتر قرار گیرد.

وی سپس گفت:« گفته می‌شود در این موقعیت حرف زدن مشکل است! حرف زدن برای چه کسی مشکل است؟برای کسانی‌که به اصل انقلاب و راه امام پایبندند و حتی در این زمینه نقش مهمی در پیروزی و تثبیت انقلاب و خدمت به آن داشته‌اند و بارها گفته‌اند آن چه می‌خواهیم همان حقیقتی است که مورد خواست این ملت بزرگوار بود، مورد تایید امام بود و در جریان انقلاب تحقق پیدا کرد و بصورت قانون اساسی تبلور پیدا کرد و راه و رسمی که بدان معتقدند آن راه و رسمی است که با واقعیت تطبیق می یابد و به مصلحت جامعه است و مورد خواست جامعه است؟»

به گزارش روابط عمومي دفتر سیدمحمد خاتمی؛ وي تاکید کرد:« جمهوری اسلامی به معنی خاص کلمه، از دستاوردها و شاهکارهای بزرگ انقلاب است که در مرحله ایجابی آن مطرح شد، روح غالب مردم ما اسلامی است؛بنابراین هیچ حرکتی در کشور موفق نخواهد شد مگر اینکه آشنا و وفادار به مبانی و اصول و فرهنگی جامعه باشد که این معیارها و مبانی به شدت اسلامی است.»

وی تصریح کرد:« در جامعه هیچ‌کس نمی‌تواند مدعی باشد بدون در نظر گرفتن اسلام یا کنار زدن آن می‌تواند توفیقی حتی در ایجاد آزادی، فضای آزاد و مستقل و پیشرو داشته باشد.»

رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد:« از طرفی ما در دنیایی به سر می‌بریم که حق و کرامت مردم، حرمت و جایگاه مردم در ذهن بشر جا افتاده و این یک مساله تاریخی است.اینکه مردم حاکم بر سرنوشت خویش هستند یک دستاورد بسیار عظیمی است که در این دوران به دست آمده گرچه با رجوع به منابع و مبانی اصلی دین خودمان ما این را می‌بینیم، احترام به انسان، حاکمیت انسان، آزادی سیاسی و اجتماعی انسان مساله است که در زمان پیغمبر، امیرالمومنین و آموزش‌هایی که از آن بزرگواران و دیگر بزرگواران دین به دست ما رسیده است وجود داشته است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«در دنیایی به سر می‌بریم که جهان پذیرفته است دیگر حکومت‌ها نمی‌توانند، حکومت‌های مستبدی باشند که از بالا بر مردم تحمیل شوند و فقط آنها حق داشته باشند فرمان‌روایی کنند و مردم مجبور به اطاعت محض و مطلق از آنها باشند، بلکه این نتیجه به دست آمده است كه حکومت مطلوب حکومتی است که برآمده از مردم باشد و از مردم نمایندگی کند و در نتیجه در برابر حقوق مردم نیز مسئول است.»

وی در مورد فلسفه وجودی جمهوری اسلامی گفت:« جمهوری اسلامی که هم با معیارهای اسلامی سازگار است و هم حق حاکمیت مردم بر سرنوشت را که در اصل 56 قانون اساسی به زیبایی تمام مطرح شده است به رسمیت شناخته است.»

خاتمی تاکید کرد:«جمهوری اسلامی می‌تواند مزایایی که بشر در طول تاریخ بدست آورده را داشته باشد و بدی‌های موجود را نداشته باشد،ما اینگونه به جمهوری اسلامی می‌نگریم و پایبند به آن هستیم.»

رئیس دولت اصلاحات سپس اظهار داشت:« باعث تاسف است که واقعا امروز حرف زدن برای کسانی که چنین دیدگاهی دارند و با این نگاه به مردمشان، به انقلاب، اسلام و امامشان نگاه می‌کنند مشکل شده است و اینگونه القا می‌شود که حرف زدن این افراد یعنی تخریب نظامی که حاضرند خود این افراد،حاضرند جانشان را برای واقعیت اصلی آن بدهند.»

وی با تاکید بر اینکه«این مشکل بزرگی است که این افراد نتوانند حرف بزنند»، گفت:«اگر اینها نتوانند حرف بزنند می‌دانید چه وضعی پیش خواهد آمد؟آن وقت در این فضای بسته یک جانبه، هسته‌های عمل به وجود می‌آید، عملی که متوجه نفی همه اینها خواهد بود، همچنان که ما متاسفانه نشانه‌های آن را در جامعه می‌بینیم.»

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« وقتی جلوی صداهای اصیل گرفته می‌شود هیجان ایجاد می‌شود و بعضی صداهایی شنیده می‌شود که آن صداها مطلوب نیست، اگر در بخش‌هایی از جامعه مساله جمهوری اسلامی مورد كم لطفی قرار می گیرد، علتش این است که آنهایی که معتقد به جمهوری اسلامی هستند، نمی‌توانند حرف خودشان را بزنند و آن‌گاه کسانی حرف می‌زنند که به اصل اعتقاد ندارد.»

رئیس جمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«وقتی حرف کسانی که معتقد و پایبند به نظام هستند، هزینه داشت، آن وقت نوبت عمل از سوی کسانی پیش می‌آید که اصل را قبول ندارند.»

وی با تاکید بر اینکه نمی‌توان با برخورد سخت افزاری در وضعیت موجود برای مدت درازی از نظام حفاظت کرد، افزود:«چرا باید اسلام را به گونه‌ای عرضه کنیم که بخش‌هایی از جامعه از اسلام زده شوند یا حداقل از نظامی که به نام اسلام هست زده شوند؟این مسایل را امروز می‌بینیم و به همین دلیل می‌گویم نتیجه روش‌هایی که مخالف خود را متهم به براندازی می‌کند، براندازی است.»

رئیس بنیاد باران با ابراز تاسف شدید از سوق دادن و انبوه شدن بخش‌هایی از جامعه به سوی هدف‌هایی که دیگر نه مورد خواست امام بوده، نه مورد خواست اولیه مردم، نه مورد خواست او و همکفرانش است، گفت:«این مساله مهمی است که باید در آن تامل کرد، ما در این جریانات خیلی خسارت دادیم، البته دستاورد بزرگی هم داشته است، منتهی در این حالت بحرانی و هیجانی اگر نشود این دستاوردها را جمع‌بندی کرد و جهت داد معلوم نیست در آشفته بازار نتیجه کار چه در آید؟»

وی با بیان اینکه «بزرگترین خسارت وارد شده اهانت به ملت است»، یادآور شد:« حرکت اصیل، مدنی و میلیونی مردم معترض حرکتی بود به سوی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی و بزرگترین اهانت این بود که این حرکت را حرکت اغتشاشی به حساب آوردند و به مردم اهانت کردند و برای مقابله آن رفتارهایی کردند که آن رفتارها به هیچ‌وجه با معیارهای اسلامی، قانون اساسی، شرع و عرف و وجدان بشر سازگار نبود و زیان‌های بزرگی به بار آورد.»

سیدمحمد خاتمی ادامه داد:«متاسفانه فضایی ایجاد شد که تلفات مادی و جانی زیادی دادیم، به حیثیت‌ها لطمه خورد، انسان‌های بزرگی دستگیر شدند و تحت فشار قرار گرفتند و انسان‌هایی مورد هجمه همه‌جانبه قرار گرفتند.»

وی تاکید کرد:«این فضای یک‌جانبه و نسبت ناروا دادن و دفع و رفع و از صحنه بیرون راندن چهره‌هایی که واقعا سرمایه نظام هستند روش‌های نخ نمایی است که عکس خودش نتیجه می‌دهد و قضاوت جامعه قضاوت دیگری خواهد بود چون اکثریت جامعه از آن چه رخ داده و می‌دهد ناراضی است و وقتی در توجیه آن عمل غلط، رفتار غلطی با افراد و شخصیت‌ها می‌شود قضاوت مردم عکس آن چیزی است که مطلوب بعضی جریان هاست.»

رئیس دولت اصلاحات در ادامه گفت:«الان به صراحت به شما بگویم صحبت از دعوای راست و چپ، اصولگرا و اصلاح‌طلب نیست، صحبت سر این است که جریان تنگ‌نظر، خشونت گرا و یك سو نگر متحجر و متوهمی که بسیاری از آنان سابقه چندانی در انقلاب ندارد یا امتحانشان را نداده و یا امتحانشان را به بدی پس داده اند، می‌خواهند همه آنهایی را که نمی‌پسندند از صحنه بیرون کنند نه تنها از عرصه حاكمیت بلكه در جامعه نیز و از نظر آنها حتی اصولگرای با شخصیت هم نباید در جامعه حضور داشته باشد.»

وی افزود:« این جریان اصلاح‌طلب را متهم می‌کند به همه اتهاماتی که شایسته دشمنان انقلاب و اسلام هست و نتیجه اعمال این جریان رقم خوردن عرصه به گونه‌ای است که تصویری از اسلام و انقلاب نشان داده می شود که فقط عده معدودی که امکانات وسیعی در اختیارشان هست از آنها نمایندگی می‌کنند و جز آنها همه باید از صحنه بیرون روند.»

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:« این جریان باید بداند که با زور نمی‌تواند در متن جامعه و مردم حاکمیت یابد و هیچ‌گاه جا نخواهد افتاد، با زور و با روش‌های پلیسی و نظامی می‌شود برای مدتی روش و شیوه و استراتژی را پیش برد ولی این روش‌ها و استراتژی‌ها نمی‌توانند دوام پیدا کنند.»

وی با بیان اینکه «ما همچنان روی حرف‌های اصلی خودمان هستیم»، در تشریح عقاید خود گفت:« انقلاب اسلامی منشا هویت ماست و نقطه عطف بزرگی در تاریخ ماست، ماحصل مردمی‌ترین انقلابی که در تاریخ رخ داد، جمهوری اسلامی است که برای ما مقدس است و البته در جمهوری اسلامی همچنان که از اسلام دفاع می‌کنیم از مردم و رای و حقوق مردم دفاع می‌کنیم.»

رئیس دولت اصلاحات افزود:«معتقدیم کسانی که به رای مردم معتقد نیستند و حاضرند در رای مردم تصرف کنند یا آن را نادیده بگیرند، با این انقلاب و جمهوری اسلامی بیگانه‌اند؛ این راه و رسم ماست و صحبت ما این است بیاییم همین قانون اساسی را پیاده کنیم.»

وی با طرح این سئوال که «چرا قانون اساسی زیر پا گذاشته می‌شود؟»، گفت:«مگر قانون اساسی اجازه فعالیت تشکل‌ها، اظهانظر و حضور آزاد مردم را نداده است؟ مگر ما با شیوه‌هایی که پیامبر و ائمه داشتند آشنا نیستیم که برای آزادی مردم احترام قائل بودند، مگر حضرت امیرالمومنین با بدترین مخالفانش برخورد می‌کرد حتی اگر بدترین ناسزاها را می‌شنید؟ چرا به قانون اساسی عمل نمی‌شود؟»

خاتمی تاکید کرد:« قانون اساسی برای رای مردم، انتخابات آزاد و رقابتی، حق مسلم برای مردم گذاشته و وظیفه مسلم برای مسئولان نظام ایجاد شده است، حال اگر کسی اعتراض داشته باشد که این اصل درست پیاده نشده جواب آن برخورد تند و سخت نیست.»

رئیس جمهور سابق کشورمان سپس گفت:«بیایید به همین قانون اساسی برگردیم، البته در صورتیکه تفسیر دل به خواهی از آن نشود، کسانی از آن نگهبانی کنند که به مردم و معیارهای قانون اساسی اعتقاد داشته باشند و تحت تاثیر جریانات بیرونی قرار نگیرند و رفتارهایی نکنند که مخالف روح و حتی نص صریح قانون اساسی باشد و اگر شد بسیاری ازمشکلات حل خواهد شد.»

رئیس بنیاد باران تصریح کرد:«ما دلمان برای ایران می‌سوزد، ایرانی که با امکاناتی که دارد باید سربلند و سرفراز باشد و متاسفیم که باید بگوییم این امکانات نه تنها درست به کار نرفته بلکه بسیاری از آنها تلف شده و از بین رفته است، می‌توان قاطعانه گفت مسیری که در این مدت طی کردیم از جمله دور شدن از اهداف چشم انداز بیست ساله است.»

وی ادامه داد:«آن چه برای ما تاثرآور است این است که رفتارهایی شود و سیاست‌هایی در پیش گرفته شود که چهره نظام و جمهوری اسلامی را خدشه‌دار کند.»

سیدمحمد خاتمی تاکید کرد:«اگر با خواست مردم همسو شویم کم هزینه‌تر و سریع‌تر به هدف می‌رسیم و اگر نشویم این حرکت ادامه خواهد داشت ولی با هزینه‌های زیادتری، اما در هر حال این حرکت از بین نخواهد رفت.»

وی یادآور شد:«مطمئن باشید از این راه نه مردم بر می‌گردند نه آن کسانی که با همه وجود به این مسائل اعتقاد دارند، فضاهای ایجاد شده می تواند به زیان همه تمام شود نه فقط به زیان اصلاح‌طلبان یا به زیان مردم، گرچه زیان بزرگی به مردم وارد شده،خون‌هایی که ریخته شد، بازداشت‌هایی که شد و فشارهایی که وارد آمده است.»

رئیس جمهور سابق کشورمان افزود:«حداقل انتظار ما این بود با تحولی که در قوه قضاییه ایجاد شد شاهد تحولی در رفتارها هم نسبت به بازداشت‌ها و بازداشت‌شدگان و هم کسانیکه به حقوق مردم تجاوز کردند، جنایت و جرم کردند بشود و شاهد تغییر فضای موجود در جامعه که فضای بسیار مسموم و بدی است ؛باشیم وجریان خاصی که امکاناتی که متعلق به ملت است را در اختیار گرفته به این فضا دامن می‌زند باشیم وهنوز هم امیدواریم كه شاهد این تحول باشیم.»

وی تصریح کرد:«امیدوارم در یک فضای امن آزاد با حفظ اصول و معیارها همه کسانی که علاقه‌مند اصل اسلام و ایران هستند و سرمایه‌های اصیل مملکت هستند با حفظ حق و حقوقشان بتوانند در عرصه حضور داشته باشند و ما هم می‌خواهیم با موضع انتقادی و اعتراضی‌ام نسبت به آنچه هست حضور داشته باشیم و معتقدم آنچه هست مطابق معیارهای قانون اساسی و انقلاب اسلامی نیست.»

رئیس دولت اصلاحات یادآور شد:«اصلاحاتی که من می‌گویم اصلاح انحرافات با معیار قانون اساسی و معیار خط امام هست و اگر انحرافی در این زمینه ایجاد شده می‌خواهیم با انتقاد، باگفتن، با میدان دادن به کسانیکه دلبستگی‌های اینچنینی دارند اصلاح شود.»

وی تاکید کرد:«اگر راه اصلاح اینچنینی برای وفاداران به قانون اساسی و اسلام بسته شود، راه برای جریاناتی باز می‌شود که اصل را هم قبول نخواهند داشت و نگرنی‌ام از این است که بزرگترین زیان و خسارت بزرگ به اصل انقلاب و جمهوری وارد شود که انشالله وارد نخواهد شد.»

سیدمحمد خاتمی خاطر نشان کرد:«آنهایی که به اصول و معیارها معتقدند، هیچ‌وقت مایوس نمی‌شوند البته که باید توکل به خدا داشت، راه را درست تشخیص داد و آمادگی پرداخت هزینه برای راه درست را داشت.»

 |+| نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مهر 1388ساعت 21:15  توسط hamed  | 
 

  خاطیان همچنان به فتنه گری مشغولند

 عزیزان ما به جرم ناکرده در زندان

بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خدایی که مرگ و زندگی مان به دست اوست و هم اوست تقدیرکننده روز و شبمان.
نزدیک به سه ماه از اولین بازداشت غیرقانونی پس از انتخابات می گذرد و متأسفانه علیرغم تغییرات صورت گرفته در قوه قضائیه شامل جابجایی مسئولان عالی رتبه قضایی، جامعۀ ملتهب از محبوس شدن بهترین، مومن ترین و وفادارترین فرزندانش به نظام وانقلاب، شاهد تغییری اساسی در روند رسیدگی به وضعیت این عزیزان نیست. هنوز مدیران خدوم و خدمتگزاران صدیق انقلاب در سلول های انفرادی و در شرایط بسیار بد بهداشتی که سلامتشان را به طور جدی به مخاطره افکنده است، به سر می برند و به بهانه ادامه مراحل تحقیقات ملاقاتشان با وکلای تعیینی امکان پذیر نیست و تماس تلفنی و ملاقات با خانواده نیز که حق شرعی و انسانی و قانونی آنان است به سختی و با تأخیر زیاد و منت فراوان حاصل می شود به نحوی که حق طبیعی ما بدون رعایت حرمت و کرامت انسانی، بصورت صدقه داده می شود و با این همه ما فریادزده و می زنیم که" افوّض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد" و به مجریان قانون گوشزد می کنیم که در کشور اسلامی، امور خود و عزیزان دربندمان را با ناامیدی از بندگان خدا به خود او واگذار کرده ایم اما این باور و اعتقاد بدان معنا نیست که بر ظلمی که به ما و عزیزانمان می رود سکوت کنیم و دم برنیاوریم.
پس از گذشت نزدیک به سه ماه، در شرایطی نهمین بیانیه دادخواهانه خود را منتشر می کنیم که صدایمان در سانسور و اختناق خبری شدید رسانه های دولتی و حتی غیردولتی به گوش همه مردم حق طلب و آزادی خواه کشورمان نمی رسد و هرچه صدای ما بلندتر می شود، هیاهو و جنجال رسانه های اهریمنی نیز بیشتر می شود. رسانه هایی که دست اندرکاران آن، خود عامل آشوب و فتنه اند و اسناد و مدارک فراوان از قبل از انتخابات تاکنون دالّ بر مجرمیت آنان به دلیل انتشار دروغ و بستن افترا به اشخاص حقیقی و حقوقی توسط آنان موجود است و عجبا که حتی استقلال قوه قضائیه در برابر مصونیت آهنین آنان و عروسک گردانان پشت صحنه شان به زانو درآمده است و شکایت هایی که علیه آنان شده به هیچ گرفته می شود و چه بسا شاکی در عوض مشتكي عنه مجازات می شود.
پس از بیش از صد و دوازده روز در شرایطی بار دیگر لب به سخن گشوده و بر مواضع حقمان پافشاری می کنیم که مسئولین محترم به جای رسیدگی عاجل به وضعیت زندانیان سیاسی، تلاش می کنند این روند غیرقانونی را عادی جلوه داده به عزیزانمان تحت فشارهای داخل زندان و به خانواده هایشان با بی اعتنایی ها، بی حرمتی ها و عدم پاسخگویی، و به افكار عمومي با نمايش هاي بي مبناي تكراري،‌ بباورانند که به واقع عوامل اغتشاش در حبسند و اسارت آنان موجب آرامش جامعه شده است. و این درحالی است که حضور مستمر معترضین عدالت طلب و آزادی خواه از راهپیمایی های آرام پس از انتخابات تا راهپیمایی باشکوه روز قدس، روز مقابله با ظلم و حمایت از مظلومین در سراسر عالم و تا هم اکنون نشانگر این واقعیت است که به گفته مراجع عالیقدر و با تأکید همه صاحبان درک و فهم از شرایط کشور و ویژگی های جامعه ایرانی، این حرکت و جنبش سبز، عقبه مردمی دارد و انکار این واقعیت نه تنها اصل مسئله را پاک نمی کند بلکه اصرار بر انکار و پافشاری بر اقدامات غلط ازجمله ادامه دستگیری ها به هرچه ملتهب تر شدن جامعه مدد می رساند.
اینک ما خانواده هایی که نزدیک سه ماه است زندگی خصوصی و اجتماعیمان به دلیل سوء مدیریت قضایی و تخلفات بیّن قانونی و تفتيش و بازرسي هاي غيرقانوني و مداخلات روحی و روانی، دچار اختلال شده است با صدایی بلند به مسئولین قوه قضائیه و صاحبان حلّ و عقد هشدار می دهیم که آدرس را عوضی نروند و به جای نشانه رفتن معتقدترین و ایثارگرترین و صدیق ترین فرزندان نسل گذشته و جدید انقلاب به سراغ کسانی بروند که دست در دست دشمنان این ملک و میهن با برافروختن آتش فتنه هرروز به التهابات دامن می زنند.
هشدار می دهیم که نخوت و غرور دولتیان، سستی و رخوت مجریان قانون و غفلت و بی اعتنایی نمایندگان مردم، می رود که کاسه صبر ما را لبریز کند.
هشدار می دهیم که ما مظلومان محروم از حقوق انسانی و شرعی و قانونی خود می توانیم فریاد مظلومانه خود را با فریاد گروه های مختلف این امت آگاه و در صحنه پیوند بزنیم تا پژواک آن خواب را از چشمان آنان که خود را به بی خبری زده اند و آنان که لجوجانه می خواهند فرزندان ملت را در مقابل ملت قرار دهند، برباید. اگر تا امروز صدای الله اکبرمان را جلوی دیوارهای بلند اوین تنها به گوش عزیزانمان رسانیده ایم که با ذکر خدا قلب هایشان آرام گیرد می شود غریو ظلم ستیز الله اکبر را مانند سیلی از دامنه های البرز تا دشت های لاله گون سراسر ایران عزیز جاری کرد. می توان این فریادها را که از گلوی خسته ما بیرون می آید به فریاد جوانان رشید و معتقدی که در مکتب حسین(ع) و روح الله درس ظلم ستیزی آموخته اند گره زد تا مهری که بر دل ها خورده و صمٌ بکمٌ عمیٌ ساخته بشکند.
نزديك سه ماه از حبس غیرقانونی عزیزان ما در محبس که باید اندرزگاه خاطیان باشد می گذرد و خاطیان همچنان در حجره های سیاه و تاریک خود فتنه گری می کنند و از فروافتادن پرده ها هم ديگر بيمي ندارند و عوامل سرسپرده شان در رسانه های دولتی به پشتگرمی آنان مصرانه و مستمر بر طبل فتنه می کوبند و این داستان تلخ ادامه دارد.
ما خانواده زندانیان سیاسی طی این سه ماه بارها طبق تکلیف شرعی و وظیفه انسانی خود هشدار دادیم و اتمام حجت کردیم و اینک که علاوه بر روان خسته بهترین های دربندمان جسم عزیزشان نیز آماج امراض و بیماری های حاصل از بودن در محیط غیربهداشتی زندان قرار گرفته با ابراز نگرانی شدید از وضعیت عزیزانمان اعلام می کنیم که بیم جان آنان را داریم و بار دیگر هشدار می دهیم که به مخاطره افتادن سلامت زندانیان سیاسی از سردمداران قهرمان اصلاحات تا فرزندان برومند و افتخارآفرینشان که قهرمانان واقعی این سرزمین بوده و خواهند بود، هزینه های گزاف برای حکومت دارد و مقصرین نه تنها در محکمه عدل الهی مواخذه خواهند شد بلکه در همین سرای فانی نیز از آتش قهر و انتقام مردم مصون نخواهند ماند.
در پایان ضمن درخواست مجدد آزادی عاجل همه عزیزان، مردان و زنان و جوانان دربند در پیشگاه مراجع عظام، علمای اعلام، اندیشمندان و فرهیختگان و اساتید و فرهنگیان و گروه های مرجع و همه مردم رشید و آگاه کشورمان اعلام می داریم که اگر این درخواست ما همچنان توسط مسئولین ذی ربط بی جواب بماند، علیرغم میلمان چاره ای جز مراجعه به مراجع بین المللی باقی نمی ماند. و توصیه مشفقانه ما فرزندان امام و یاران انقلاب این است که بزرگان، تدبیر ملک خویش کنند و پناه بردن فرزندان این خانه را به بیگانه نپسندند و قبل از ادعای استقرار عدل جهانی و صدور انقلاب، به حفظ دستاوردهای ارزشمند انقلاب و حراست از یادگارهای ارجمند آن که همان استقلال و آزادی و جمهوریت و اسلامیت توأمان نظام است بينديشند و بپردازند. لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم.
11/7/1388

 |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم مهر 1388ساعت 23:37  توسط hamed  | 
 

آغاز اعتراض دانشگاه به دولت پس از نهم

دانشگاه تهران امروز (دوشنبه ششم مهرماه) شاهد اعتراض بیش از هزار نفر از دانشجویان بود. قرار بود مراسم آغاز سال تحصیلی ساعت 10 صبح در محل تالار علامه اميني با حضور كامران دانشجو و مرضيه وحيددستجردي وزرای علوم و بهداشت دولت کودتا برگزار شود که به دلیل اعتراض گسترده دانشجویان این برنامه با تاخیر یکساعت و 45 دقیقه ای برگزار شد.

به گزارش خبرنگار نوروز، دانشجويان با همراه داشتن نمادهای سبز و سر دادن شعارهایی همچون" دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد"، " دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" و " دولت کودتا، استعفا استعفا" تجمع خود را از مقابل تالار علامه امینی آغاز کردند. برخی از دانشجویان نیز با كندن پلاكاردهاي برگزاري مراسم، اعتراض خود را به حضور وزير علوم در دانشگاه نشان دادند.

از سوی دیگر حدود 50 نفر از دانشجویان طیف بسیج نیز علیه موسوی شعار می‌دادند: " آزادی اندیشه با شال سبز نمیشه" و "موسوی، اسرائیل پیوندتان مبارک".

دانشجویان معترض که در ساعت 11 صبح تعداد آنها به هزار نفر رسیده بود و به تدریج به این تعداد افزوده می شد، حرکت خود را در خیابانهای داخل دانشگاه و اطراف کتابخانه مرکزی آغاز کرده و با دست زدن و سر دادن شعارهای " مرگ بر دیکتاتور"، "موسوي زنده باد، کروبي پاينده باد"، "يا حسين مير حسين" و خواندن سرودهای انقلابی اعتراض خود را نسبت به احمدی نژاد و دولت کودتا اعلام کردند. این افراد در مقطعی هم به سردر دانشگاه تهران رسیدند.

به گزارش سایت آینده، همزمان با اعتراض دانشجویان در داخل دانشگاه، پلیس اجازه رفت و آمد خودروها در خیابان 16 آذر را نداد. تعداد زیادی از نیروهای انتظامی نیز اطراف دانشگاه تهران مستقر بودند. همچنین ترافیک شدیدی در خیابان انقلاب، مقابل دانشگاه تهران به چشم می خورد.

اعتراض دانشجویان سبب شد که وزرای علوم و بهداشت حدود ساعت 12 وارد تالار علامه امینی دانشگاه تهران شوند. مراسم آغاز سال تحصیل امسال با حجم بسیاری از صندلیهای خالی مواجه بود. کامران دانشجو در حاشیه مراسم در پاسخ به پرسش خبرنگاری که می خواست واکنش او را درباره تجمع اعتراضی دانشجویان جویا شود، گفت: من از این در وارد شدم و کسی را ندیدم.!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 2:52  توسط hamed  | 


میر حسین موسوی:

خشونت چاره ساز نیست

 

بسم الله الرحمن الرحیم

راهپیمایی روز قدس امسال در روند حوادث چند ماه گذشته بدون تردید یک نقطه عطف محسوب می‌شود. نتایجی بسیار مبارک از آنچه در این مناسبت اتفاق افتاد انتظار می‌رود که مختص به یک سلیقه و یک گرایش نیست، بلکه فضلی عام و دستاوردی برای تمام کسانی است که در این سرزمین ریشه دارند، حتی اگر برخی از آنها به خاطر پیشداوری‌های نادرست اینک و امروز نتوانند این نعمت و رحمت را لمس کنند.

این برکت، میوه دوراندیشی‌های امام بود. او بارها به ما می‌گفت بنیان‌های درست را چنان بگذارید که پس از شما اگر خواستند هم نتوانند آنها را خراب کنند. شاید ما نتوانسته باشیم حق این رهنمود را به درستی ادا کنیم، ولی او خود در سیره‌اش این‌گونه عمل می‌کرد؛ تمامی ستون‌های جمهوری اسلامی را بر پایه‌هایی از اعتماد مردم برافراشت و علاوه بر آن در هر سال چندین سنت و میعاد برای حضور عملی آنان در صحنه قرار داد، تا كسی قادر نباشد این شالوده را دیگرگون كند.

روز قدس از جمله این میعادهاست. با چنین سنتی نمی‌توان مردم را از صحنه دور کرد. با چنین دعوتی نمی‌توان بدون تامین و ترویج عدل در داخل به وقوع ستم در دور دست معترض بود. آن گاه او این مناسبت را نه فقط مختص به فلسطین، که روز مستضعفین و اسلام نامید تا کمترین شائبه‌ای باقی نگذارد. اینک ارزش اهتمام آن پدر دلسوز برای پر کردن مستمر صحنه از حضورهای میلیونی مردم معلوم می‌شود.

سی سال پیش از این امام ما از مسلمانان جهان خواست با حفظ تعدد و تفاوت‌هایشان بر روی درد مشترکی که تمامی آنان را می‌آزرد همصدا شوند. چقدر این پیام با سخن امروز ما نزدیک است؛ اسلام نگفته است برای آن که وحدت پیدا کنیم باید مثل هم بیندیشیم. آن وحدتی که ما بدان دعوت شده‌ایم در عین قبول تفاوت‌هاست و قدس روزی است كه مسلمانان باید با تحمل تنوع در دیدگاه‌های خود درمان دردهای مشترك‌شان را دنبال کنند. از این روست که اگر این مناسبت به یک پسند سیاسی تعلق یابد سال به سال شکوه خود را از دست می‌دهد؛ آثاری که برایش آرزو شده است باقی نمی‌گذارد و دیگر نمی‌تواند روز اسلام و روز مستضعفان باشد.

آرمان این روز آن است که رنگ‌های گوناگون را آمیخته با یکدیگر به صحنه بیاورد. روز قدس امسال ما این گونه نبود، اما برای چنین چیزی بود. اتفاقا اینجانب آخرین جمعه از رمضان امسال را در میان کسانی حاضر شدم که جمعی از آنان با مشت‌های گره کرده به پیشوازم آمده بودند و برایم آرزوی مرگ داشتند. در مسیر پرهیاهویی که بایکدیگر همراه شده بودیم سیمایشان را مرور می‌کردم و می‌دیدم‌ که آن چهره‌ها را دوست دارم. و می دیدم پیروزی ما آن چیزی نیست که در آن کسی شکست بخورد. همه باید با هم کامیاب شویم، اگرچه برخی مژده این کامیابی را دیرتر درک کنند.

از قضا آنها که از رخدادهای قدس امسال احساس شکست ‌می‌کردند بیشترین بهره را از آن بردند. آنها به واضح‌ترین شکل دریافتند که سه ماه خشونت بی‌سابقه کمترین اثری در حضور مردم به جای نگذاشته ، بلکه آن را فراگیرتر کرده است. اگر فرصت روز قدس نبود چه بسا تا چند ماه دیگر که میقات بهمن فرا برسد، آنان بی‌نتیجه و پرخطا بودن سیاست‌های خود را ملاقات نمی‌کردند و زمانی با هزینه‌های سنگین عملکرد خود روبرو می‌شدند که برای چاره‌ کردن بسیار دیر بود. 

خشونت چاره ساز نیست. ادخلوا فی السلم کافه؛ همگی در مسالمت وارد شوید. خشم مرکبی است که سوار خود را به زمین می‌زند. درمقابل رفتارهای زشت امنیتی و تحریک‌های مدوام تبلیغاتی مردم حق دارند عصبانی شوند، اگرچه این حقانیت تغییری در تبعات خشم آنان ایجاد نمی‌کند. ما به اندازه‌ای که از خود صبر و خرد نشان بدهیم از کوشش‌هایمان نتیجه می‌گیریم و اگر به سوی تندروی‌های بی‌‌دلیل بلغزیم چه بسا که حاصل یک هفته و یک ماه تلاش را در یک روز و یک صحنه جا بگذاریم. مردم ما از آن رو خود را شایسته رفتارهایی مناسب‌تر از سوی حاکمان می‌بینند که هوشیار و خردمندند،‌ و خردمند کسی است که نه فقط میان خوب و بد، بلکه میان خوب و خوبتر و بد و بدتر تمیز بدهد. 

خوبتر از نتایجی که در روز قدس به دست آوردیم هنوز وجود دارد، کما این که بدتر از وضعیتی که از آن رنج می‌بریم و بدان اعتراض می‌کنیم نیز هست. در پیش‌رو و در شرایط تاریخی ما تصویر روشنی از نتایج رفتارهای ساختارشکنانه نیست. همان‌گونه كه در نامه فرستاده شده برای تمامی مراجع تقلید به عرض رسید افغانستان و عراق دو عبرت بزرگ در دو سوی سرزمین ما هستند که هرگز نباید آنها را از نظر دور کنیم. البته این عبرت‌ها ما را از استیفای حقوقمان منصرف نمی‌کنند، زیرا ما آن صبوری و دانایی را داریم که بدون پرداختن چنین هزینه‌‌های سنگینی سرنوشت خود را بهبود ببخشیم.

آن چیزی که می‌تواند این هدف بزرگ را محقق کند پایبندی به شعارهای زرینی است که انتخاب کرده‌ایم. هیچ كلمه‌ای که دوستی و برادری میان مردم را تحت تاثیر قرار دهد به بازسازی هویت و وحدت ملی ما نمی‌انجامد. ما اسلام رحمانی را درمان دردهای خود می‌دانیم و آن چیزی را که اینک به نام دین از سوی بخشی از حاکمیت معرفی می‌شود پوستینی وارونه می‌بینیم.

ما خواستار اجرای بدون تنازل قانون اساسی و بازگشت جمهوری اسلامی به اصالت اخلاقی نخستینش هستیم. ما جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم نه یک کلمه زیاد را می‌خواهیم، و آنانی را ساختارشکن و هرج‌ ومرج‌ طلب می‌شناسیم که با بهانه و بی‌بهانه از موازین اسلامی عدول می‌کنند و بنا بر امیال شخصی به تعطیل اصول قانون اساسی دست می‌زنند.

فضای سیاسی امروز كشور آن چیزی نیست كه سی سال پیش از این ایرانیان آرزویش را داشتند. مردم اینك از خود می‌پرسند چه چیز ما را از رسیدن به آرمان‌هایمان بازداشت و به شرایط فعلی رساند. این سوالی اساسی است كه جا دارد درباره كوشش‌های امروز و فردای‌ ما نیز پرسیده شود. ما چه باید بكنیم تا سی سال بعد از نو با همین پرسش روبرو نشویم؟

ما تنها در صورتی به این اطمینان می‌رسیم که دستاوردهای سیاسی - اجتماعی خود را به زندگی‌های روزمره‌مان متکی کنیم. در طول یك قرن گذشته مردم ما از این قبیل دستاوردها کم نداشته‌اند، اما همه آنها متکی به مبارزه بوده است؛ تا فضای جهاد و تلاش وجود داشت این دستاوردها زنده بود و همین كه مردم خسته می‌شدند یا تصور می‌كردند باید به خانه‌هایشان بازگردند محصول از میان می‌رفت. مبارزه امری مقدس است، اما دائمی نیست. آنچه دائمی است زندگی است.

این درسی است كه ما از رزمندگان خود در هشت سال دفاع مقدس آموختیم. در آن سال‌ها دو گروه در جبهه‌های جنگ حاضر می‌شدند؛ گروه نخست ایام جنگ را مبارزه كردند و سپس به نظرشان رسید وقت زندگی كردن رسیده است؛ وقت آن كه پول روی پول بگذارند و برج روی برج بسازند. و گروه دوم كه برای معنویتی سرشارتر به جبهه می‌رفتند. آنها برای ایثار کردن عازم جبهه نمی‌شدند؛ می‌رفتند تا از فضای نورانی‌ آنجا بهره‌مند شوند.

شاید برای کسانی که آن فضا را تجربه نکرده‌اند هضم این کلمات آسان نباشد، اما واقعیت دارد. نه آن که ایثار نمی‌کردند؛ نامدارترین قهرمانان ما آنان بودند. اما درمقابل آن گوهرهایی که به دست می‌آوردند باور نداشتند که دارند از خود‌گذشتگی می‌کنند. آنها سال‌های جنگ را زندگی کردند و پس از آن مبارزه‌شان شروع شد؛ مبارزه‌ای آرام برای پاسداری از حیاتی، یا لااقل خاطره حیاتی که چشیده بودند. اگر آنها نبودند ما نمی‌توانستیم هشت سال با دستان خالی بایستیم.

در زمان انتخابات وقتی گروهی از آنان مرا مفتخر کردند و کمیته ایثارگران را به عنوان یکی از فعال‌ترین بخش‌های ستاد اینجانب شکل دادند احساس سربلندی می‌کردم و چون می‌گفتند به امید تجدید نورانیت ایام امام گردهم ‌جمع شده‌اند بار خود را به مراتب سنگین‌تر می‌دیدم. بعید می‌دانم کسی در میان ملت ما باشد که به آنان مباهات نکند. آنها درست در نقطه مشترک سبزی قرار دارند که همه ما را به یکدیگر پیوند داده است.

به تاسی از آنان ما نیز باید راه سبز امید را زندگی کنیم؛ در این صورت همان معجزه‌ای که آنان آفریدند در انتظار ما نیز هست. اهمیت روز قدس امسال در این بود که نشان داد حیات جدیدی که مردم انتخاب کرده‌اند امری گذرا و موقتی نیست. اگر همه در خانه‌هایمان نشسته بودیم و در عین حال این پیام با همین صراحت ابلاغ شده بود دستاورد ما هیچ کمتر نبود.

راه سبز را زندگی کردن یعنی هر روز و همزمان که در خانه‌هایمان و سرکارمان و در کوچه و خیابان و بر سر معیشت‌های روزمره خود هستیم این پیام با غیرقابل انکارترین ندا تکرار شود، آن گونه که مسلمان بودن و ایرانی بودن و این زمانی بودن ما تکرار می‌شود.
وقتی که سخن از تقویت شبکه‌های اجتماعی و یا زندگی کردن راه سبز می‌شود بلافاصله می‌پرسند چگونه؟ همان‌گونه که هستید. سخن از آن نیست شبکه‌های اجتماعی که وجود ندارند را شکل دهیم و قدرتمند کنیم؛ سخن از آن است كه قدرت مردم در شبکه‌های اجتماعی است که به صورت طبیعی و به هدایتی فطری درمیانشان شکل گرفته است. باید اهمیت آنها را درک کنیم.

روز قدس امسال نشان داد این شبکه همچون نوزادی که به راه افتاده باشد با سرعتی باورنکردنی در حال رشد است؛ به زودی سخن گفتن را هم آغاز می‌کند و به زودی بالغ می‌شود و همگان را به تحسین و احترام نسبت به خود وا می‌دارد. آن وظیفه‌ای كه بر عهده ما قرار دارد آن است كه با تكثیر اندیشه‌هایی كه در حوالی آن شكل می‌گیرد و با تذكر دائمی اهمیت این پدیده مبارك از آن پرستاری کنیم.

به همین ترتیب اگر گفته می‌‌شود راه سبز را باید زندگی کرد سخنی پیچیده و تازه‌ای و دعوت به امری ناشناخته نیست. بلکه توجه دادن به همان چیزی است که دارید تجربه می‌کنید، و این که حرکت امروز مردم ما به خلاف عهدهای پیشین، آغاز نوعی از زندگی است. در همصدایی‌ها و پیوندها و چشم‌پوشی‌ها و یکرنگی‌ها و هوشمندی‌ها و سرزندگی‌هایی که ادامه این مسیر مستلزم آن است حظی وجود دارد که زندگی را سرشارتر می‌کند.

علاوه بر آن در دانایی ملت ما قدرتی هست که او را از تحمل بسیاری رنج‌ها بی‌نیاز می‌کند. مردم ما برای استیفای حقوق خود از پرداختن هزینه مضایقه ندارند، زیرا بهشت را به بها دهند و نه به بهانه. اما در عین حال اگر برای نتایجی که از حرکات اجتماعی خود به دست می‌آوریم دوام می‌خواهیم باید شجاعت و فراست را به هم بیامیزیم.

اینک بر اثر سیاست خارجی غلط و ماجراجویانه دولتی که مردم ما بدان دچار شده‌اند کشور در آستانه بحران‌هایی قرار گرفته است که بیشترین خسارت آن را قشرهای محروم خواهند پرداخت. اگر با منطق مبارزه پیش می‌رفتیم شاید ساده‌انگارانه تصور می‌كردیم كه این یک امتیاز برای راه سبز ماست، اما زمانی که می‌خواهیم مسیر سبز را زندگی کنیم چنین نیست.

اینجا کشور ماست و این زندگانی ماست و این ما هستیم که باید نسبت به چنین مشکلاتی نگران باشیم و حساسیت نشان دهیم. اقتصاددانان با اتکا به آمارهای رسمی منتشر شده از سوی مراجع رسمی همین دولت ده‌ها میلیارد دلار از درآمدهای ارزی کشور را ظرف سال‌های گذشته مفقود اعلام می‌کنند و و مراجعی که باید درمقابل این امر واکنش دهند بی‌تفاوت نسبت به حجم این ارقام که می‌تواند چند ارتش را تجهیز کند در گیرودار یارکشی‌های سیاسی افتاده‌اند.

از کدامیک از آنان انتظار داریم به رنج‌هایی که بر اثر رفتارهایشان بر مردم تحمیل می‌شود اهمیت بدهند؟ اگر ما نسبت به آنچه زندگی در این خاک و بوم را مختل می‌کند حساسیت نشان ندهیم دیگری نشان نخواهد داد؛ كما این‌كه اقتصاددانان ما بیمناك از آن كه سرنوشتی شبیه به معترضین نسبت به وقوع اعمال خلاف اخلاق در زندان‌ها داشته باشند در اعتراض خود كاملا تنها هستند. زمانی مفقود شدن بیست هزار دلار درخزانه كشور برای ساقط كردن یك دولت كافی بود. اما اینك فریادهای اخطار نسبت به گم شدن چنین ارقام گزافی كمترین واكنشی بر نمی‌انگیزد.

اخیرا گروهی از اساتید ایرانی مقیم خارج در نامه‌ای ضمن تشریح برداشت خود از راه سبز امید هر چیزی که منافع ملت ایران را تامین کند هدف این جنبش معرفی کرده بودند. بر این اساس آنان توصیه می‌كردند که با سپاسگزاری از حمایت ملت‌های دیگر ظرف این چندماه از آنها بخواهیم در هیچ تحریمی بر علیه ایران شرکت نکنند. اینجانب نظر آنان را پسندیدم و بر آن صحه گذاشتم، زیرا این نه تحریم یک دولت،‌ بلکه تحمیل رنج‌های بسیار بر مردمی است که مصیبت دولتمردان مالیخولیازده برایشان کافی است. راه سبز را زندگی کردن به این معناست و ما با اعمال هرگونه تحریمی بر علیه ملت خود مخالفیم.

این یک نمونه است. کسی به کسانی که این خواسته را با ما در میان می‌گذارند از ضرورت زندگی کردن راه سبز نگفته بود. ما بقی ما نیز از این ضرورت آگاه باشیم یا نباشیم به هدایتی فطری در همین مسیر هستیم، لذا ضرورت ندارد که این شیوه را به یکدیگر تلقین کنیم؛ تنها کافی است از آن آگاه باشیم و پرستاری کنیم.

زندگی ادامه دارد و افراد موقتی هستند. هر جمعی و جماعتی كه سرنوشت خود را به بود و نبودكسان پیوند زدند سرانجام - حداقل با فقدان او - سرخورده شدند. هرگاه مردمی برای به تنی یا افرادی از همراهان عادی خود امتیازات بی‌دلیل قائل شدند سرانجام تشخیص عقلانی خود را در مقابل خواست آنان واگذار كردند و به جاه‌ طلبان مجال دادند كه در آنان طمع كنند.

مردمی كه می‌خواهند سرپای خود بایستند و حیاتی كریمانه را تجربه كنند جا دارد كه از نخستین قدم‌هایی كه به ناكامی‌‌شان می‌انجامد بابیشترین دقت‌ها پیشگیری كنند. تولد اینجانب نه هفتم مهر كه روز آشنایی با شماست. حتی اگر روز هفتم مهر به دنیا آمده بودم نیز جا نداشت حركت شما به كیش شخصیت آلوده شود. امیدوارم این كلمات مرا صمیمانه و از سر نگرانی و نه یک شكسته‌ نفسی بی‌حقیقت و تعارف‌ گونه تلقی كنید.

برادر شما - میر حسین موسوی

 |+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 2:42  توسط hamed  | 

احترام به آگاهی و شعور مردم از حرف تا عمل!

هفته گذشته آقای محمود احمدی نژاد درحالی که هنوز از گوشه و کنار جامعه بحث انتخابات ریاست جمهوری دهم و حوادث پس از آن مطرح می شود و به نوعی افکار عمومی نسبت به آنها هنوز قانع نشده اند، در کنفرانس خبری پس از آغاز به کار دولت دهم به پرسش های رسانه های گروهی پاسخ گفت.

آقای احمدی نژاد همچون گذشته سخنانی را بر زبان آورد که جای تأمل و تدبر بیشتری را می طلبد.

در حالی که وضعیت اقتصادی مردم مناسب نیست و نه فقط به گواه آمار که به گواه مردم زجر کشیده ی کوچه و خیابان ، حتی مغازه های سر کوچه منزل ایشان، قدرت خرید خانواده ها به دلیل گرانی و تورم بسیار کاهش یافته است و منابع رسمی و غیر رسمی از خط فقر 450 الی 850 هزار تومانی سخن می گویند، اما ایشان از ارائه راهکار برای برون رفت از بحران های کنونی جهان به خصوص بحران اقتصادی و راه حل های عالمانه ی روشن و انسانی در این زمینه خبر دادند. همچنین ایشان با اعلام اینکه وزیر اقتصاد در جلسه ی اخذ رأی اعتماد حتی یک مخالف برای سخنرانی نداشت ( گو اینکه 41 نفر به ایشان رأی مخالف و 21 نفر ممتنع دادند) به دفاع از عملکرد اقتصادی دولت پرداخت و با اشاره به مخالفت های کاندیداهای رقیب در جریان انتخابات پیرامون مسائل اقتصادی، آنها را سیاسی دانست.

واقعاً جای بسی تعجب و شگفتی است که رئیس جمهور یک کشور به سادگی و در مقابل اصحاب رسانه مشکلات اقتصادی کشور خود را سیاسی معرفی می کند و تازه از ارائه ی راهکار برای برون رفت اقتصاد دنیا از بحران نیز سخن می راند!!

ایشان اعلام خط فقر را موضوعی سرکاری می دانند که با تغییر پارامترهای سازنده ی آن، تغییر عدد آن بسیار عادی است. اما سؤال اساسی اینجاست که آقای احمدی نژاد اساساً خود چه تعریفی از خط فقر دارند؟ هزینه های کم اهمیت را حذف می کنیم تا ببینیم آیا واقعاً خط فقر موضوعی سرکاری است؟!

هزینه های بالای اجاره بهای مسکن که متأسفانه امروز تهران و شهرستان ندارد به خصوص اگر آن شهر دانشگاه هم داشته باشد، گوشت 10-12 هزار تومانی، مرغ 2800- 3200 تومانی، هزینه های پوشاک، هزینه های متأسفانه بالای دارو و درمانی، هزینه های رسیدگی به وضعیت تحصیلی فرزندان و نیازمندی های معمول آنها، هزینه های ایاب و ذهاب، هزینه های برق، آب، گاز، تلفن و... با حقوق حداقل 263 هزار تومانی کارگران که شاید متوسط آن به 400 هزار تومان برسد، آیا کفاف یک زندگی بسیار ساده را خواهد داد؟ بگذریم از وضعیت کارگرانی که ماه هاست حقوق نگرفته اند و افرادی که با حقوق های 170-180 هزار تومانی زندگی می کنند.

پیشنهاد می کنم آقای احمدی نژاد در یک برنامه ی زنده ی تلویزیونی اقلام اساسی زندگی مردم و قیمت آنها را در کنار هزینه های مسکن و جاری خانواده ها اعلام نمایند تا مشخص شود در جغرافیای اقتصادی ایشان و تیم اقتصادی یکدست و منسجمشان وضعیت خانواده ها کجاست؟ البته با حضور کارشناسان خبره اقتصادی، چرا که تجربه نشان داده از دید ایشان همه ی این مسائل زاده ی تخیل دشمنان و ناآگاهانی است که از درون وسیله ی دست بیگانگان شده اند. هر چند امیدی به کارشناسان خبره نمی رود که رسانه ی ما این روزها همه ی کارشناسانش خبره اند و اهل فن! (شکایت به کجا بریم؟)

آقای احمدی نژاد همچنین بیکار شدن 200 هزار نفر در سال را عدد بزرگی ندانسته و آن را از تحولات طبیعی بازار کار برشمرده اند و همچون دوران تبلیغات انتخاباتی اذعان داشته اند که نرخ بیکاری در کشور ما کاهش یافته است. اما جهت یادآوری به ایشان نکاتی را ذکر می کنم:

- بر اساس گزارش مرکز پژوهش های مجلس، ایران از لحاظ نرخ بیکاری با 5/11 درصد رتبه اول را در منطقه و رتبه ی 17 را در جهان داراست. این در حالی است که متوسط منطقه ای بیکاری 8/8 درصد و متوسط نرخ بیکاری در جهان 8/10 درصد است و ناگفته پیداست که کشور ما با این دو بسیار فاصله دارد.

- سخنان نمایندگان مخالف وزیر کار و اموراجتماعی در جلسه رأی اعتماد به ایشان نیز دارای نکات ظریفی است:

قوامی نماینده اسفراین با اعلام اینکه براساس قانون برنامه چهارم نرخ بیکاری باید به 4/8 درصد می رسید، اعلام کرد که متأسفانه هنوز این نرخ دو رقمی است. اما ترابی نماینده شهرکرد، شرح مبسوط تری از آنچه هست ارائه داد که عدم آگاهی و اشراف به این موارد از سوی آقای احمدی نژاد جای بسی شگفتی است و در صورت آگاهی ایشان کتمان و وارونه جلوه دادن آن عملی به مراتب شگفت آور تر و دور از اخلاق است.

نماینده شهرکرد در مجلس شورای اسلامی با استناد به صفحه ی پانزده از برنامه ی آقای شیخ الاسلامی به عنوان وزیر معرفی شده جهت وزارتخانه ی کار و امور اجتماعی بیان می کند که آمار جمعیت شاغل در سال 84 برابر 20 میلیون و 614 هزار و 698 نفر بوده که این رقم در سال 87 به 20 میلیون و 282 هزار و 745 نفر رسیده است، یعنی در طول چهار سال 320 هزار و 925 شغل از دست داده ایم و آمار شاغلین کاهش یافته است. (البته با تفریق دو عدد ذکر شده عدد 331 هزار و 953 به دست می آید)

عجیب است که این سخنان نماینده شهرکرد از برنامه ی وزیر پیشنهادی جناب آقای احمدی نژاد است که قبلاً رئیس دفتر و مسئول بازرسی ریاست جمهوری بوده است. آیا آقای احمدی نژاد آمار غلط به مردم ارائه می دهند و یا اینکه به ایشان آمار غلط ارائه می شود؟!

از پرداخت 260 هزار میلیارد تومان تسهیلات طی چهار سال گذشته و اینکه چه مقدار شغل ایجاد شده است و همین طور هشت هزار میلیارد تومان وام از سوی بانک ها تنها به 84 نفر صرف نظر می کنیم، گرچه پاسخگویی به این موارد شبهات ایجاد شده نظیر رانت افراد خاص، عدم برنامه ریزی جهت ایجاد اشتغال، عدم همسو بودن منابع سرمایه گذاری با امور مصرفی منابع و مواردی از این دست را روشن خواهد ساخت.

اما نکته آخر اینکه آقای احمدی نژاد همچنان از اسناد در دسترس و قطعی صحبت می کنند که دیگران را متهم به کارشکنی در امور دولت و تخریب نظام به خصوص پس از انتخابات می نماید. اگر تاکنون این اسناد در زمینه ی مافیای نفتی و اقتصادی بود که هیچگاه هم ارائه نشد، اما امروز ایشان از افراد نفوذی در نیروی انتظامی در جریان بازداشتگاه کهریزک سخن می رانند و به اسناد قطعی در این زمینه اشاره می کنند و بیان می دارند که حوادثی نظیر کوی دانشگاه را عناصر آشوب گر انجام دادند ولی نظام و ملت را متهم به انجام آن کردند. حال وجود عناصر نفوذی تا بالاترین سطوح نظامی که خود جای سؤال اساسی است را کنار که بگذاریم، لازم است آقای احمدی نژاد با ارائهی اسناد قطعی خود هر چه سریعتر جامعه را از سردرگمی و تشتت آرایی که در آن ایجاد شده است خارج سازند چرا که اساساً در چهار سال آینده ایشان نمی توانند کاندیدای ریاست جمهوری باشند تا آن زمان نیز تنها به ذکر اسامی افرادی خاص آن هم بدون هیچ سند و مدرکی اشاره کنند.

نمی دانم جامعه ما با این اوصاف به کجا خواهد رفت؟ گویا مردم و آگاهی و شعور آنها فقط در کلام ارزشمند و دارای اعتبار است! اما آنچه واقع می شود تفاوتی از زمین تا آسمان دارد.

بدون تعارف بهتر است فکر مردم را از سر بیرون کنیم و به برنامه ی اداره جهان بپردازیم، در این صورت حداقل مردم دچار سوء هاضمه فکری، دیداری، شنوایی و از همه مهمتر عقلی نمی شوند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 16:44  توسط hamed  | 

مهدی کروبی نامه ی سرگشاده ای را خطاب به ملت ایران نوشت.

وی در این نامه با اشاره به شرح مختصری از فجایع صورت گرفته در طی حوادث بعد از انتخابات به روند رسیدگی نامه خود در هیئت ویژه اعتراض کرد.
متن کامل این نامه به نقل از سحام نيوز بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم
ملت شریف و تاریخ ساز ایران
آنچنانکه می دانید خادم شما در روزهای پس از انتخابات و در تندباد حوادثی که در سه ماهه گذشته از سر این مملکت و نظام گذشته است، نامه های هشدار دهنده و آگاه کننده پی درپی و متناوبی را خطاب به مسئولین امر نوشته است بدین امید که گشایشی حاصل گردد و مبادا که حقی ضایع شود و ظلمی صورت بگیرد و ظلم و آه مظلومان دامان ما را بگیرد و رها نسازد؛ چه آنکه به توصیه دین و تجربه تاریخ می دانیم که: الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم.
سه ماه از سر مملکت ما گذشت، اما چگونه سه ماهی؟ اگر در انتخابات ریاست جمهوری نهم ما ساعتی به خواب رفتیم و بیدار که شدیم، گویا که به خواب اصحاب کهف فرو رفته باشیم، همه چیز را دگرگون شده دیدیم؛ در انتخابات ریاست جمهوری اخیر اما همانطور که پیشتر هم گفته ام دیگر بیدار ماندن تا صبح هم کارساز نبود؛ چراکه قبح دزدیدی شبانه ریخته و این بار کار به رهزنی رسیده بود. این اما تازه اول ماجرا بود. هیچ گاه برای من قابل پیش بینی نبود که یک روز در جمهوری اسلامی به تظاهرات آرام و مسالمت آمیز مردم چنین پاسخ دهند که دادند. پرسش و ابهام مردم درباره سرنوشت رایی که داده بودند را پاسخ دادند اما نه با برهان و منطق که با گلوله و باتوم و چماق و ضرب و شتم. در کوچه و خیابانها هر آنچه را که دور از انتظار بود دیدم؛ صحنه هایی که خاطرات دوران جوانی ما را زنده می کرد. به مرور زمان و در گذر حوادث اما خبرهایی دیگر رسید از شکنجه و انجام اعمال حیرت آور از درون بازداشتگاههای بی نام و نشان؛ خبرهایی که بر حیرت من و هر ناظر و بیننده ای می افزود. افرادی می آمدند و نقل می کردند یا با سند و شهادت نشان می دادند در ایام محبس چه از سر آنها که نگذشته است؟
خدایا مهدی کروبی چه می دید و چه می شنوید؟ یا للعجب؛ کاش او زنده نبود و نمی دید که روزی در جمهوری اسلامی شهروندی نزد او بیاید و شکوه کند که در ساختمانی بی نام و نشان، توسط افرادی بی نام و نشان تر،هر عمل قبیح و غیر معمولی بر او صورت گرفته است: از لخت و عریان کردن افراد و نشاندن آنها در مقابل یکدیگر تا فحاشی های وقیحانه و ادرار کردن در صورت آنها و رها کردن چشم و دست بسته دختران و پسران در بیابان. اینها کم نبود که خبر از تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاهها نیز رسید. با خود گفتم که سه دهه پس از انقلاب و دو دهه پس از فوت امام به راستی ما به کجا رسیده ایم؟
طبیعی بود که رگهای غیرت به جوش آیند. که مگر می شد با شنیدن این اخبار و گزارش ها آرام نشست و سر راحت بر بالین گذاشت؟ اینچنین بود که دست به نوشتن نامه ای خطاب به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بردم. نوشتم که خبر از تجاوز و شکنجه و انجام اعمال غیر معمول می رسد و من بی هیچ داوری از شما می خواهم که تحقیق کنید و دریابید که آیا چنین فجایعی رخ داده است یا نه؟ این نامه که منتشر شد اما پاسخ آن، هیاهوهای بسیار بود که آغازیدن گرفت و بارانی از دشنام و تهدید بود که بر سر من باریدن گرفت. خطیبان جمعه در اقدامی هماهنگ و برآمده از دستورالعمل های اداری، از تریبون نمازجمعه هرآنچه توانستند علیه من گفتند و به من نسبت دادند. اینچنین بود که تردیدهای من جدی تر شد. با خود گفتم که اگر چنین فجایعی رخ نداده بود می گفتند که رخ نداده است، اما حملاتی بدین صورت غیر معمول از تریبون های کوچک و بزرگ نماز جمعه و فحاشی هایی چنین نامعمول از سوی برخی مطبوعات نشان از آن دارد که آتشی به خرمن عده ای افتاده است. خود را مکلف دیدم که بایستم و از میدان به در نشوم.
نامه ای که به رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام نوشته بودم برای بررسی در اختیار رئیس قوه قضاییه وقت قرار گرفت و آیت الله شاهرودی نیز دستور پیگیری ماجرا را به دادستان کل کشور،آقای دری نجف آبادی، داد. آقای دری تماسی با من گرفت و مقرر شد تا نماینده ای را نزد من بفرستد. آن نماینده آمد و من از باب نمونه، فردی را که مدعی بود علاوه بر شکنجه مورد تجاوز نیز قرار گرفته است، به ایشان معرفی کردم. نماینده اقای دری نیز تاکید کرد که کسی از ماجرا باخبر نشود تا خللی در روند رسیدگی پدیدار نگردد و حتی در خواست کرد که بازجویی خارج از محل دفتر من و در مکانی دیگر صورت پذیرد که کاملا محفوظ بماند. تا اینجای کار برخوردها معقول بود. تا اینکه پای دادستان اکنون معزول تهران به ماجرا گشوده شد. او تماسی با من گرفت و گفت که نماینده ای را برای بررسی ماجرا به ملاقاتم می فرستد. آن فرد آمد و از من شاهد و نمونه خواست. صحیح آن بود که من مطابق قراری که با نماینده آقای دری گذاشته بودم، می گفتم که به دستور آقای شاهرودی، اکنون آقای دری و نماینده ایشان درحال پیگیری ماجرا هستند و از من خواسته اند که اطلاعات خود را با فرد دیگری درمیان نگذارم. اما از انجا که درکار خود مشکلی نمی دیدم و بنا را بر احقاق حق و تعامل با مسئولان می دیدم، به نماینده دادستان معزول تهران این فرصت را دادم که در اتاقی در دفتر کارم با همان شاهدی که نماینده آقای دری نیز پای سخنش نشسته بود ملاقات کنند و شرح شکوه و شکایت او را بشنوند. گفتم که اگر می خواهید مکان دیگری را برای ملاقات با آن شاهد معین کنید که نماینده دادستان تهران اما برخلاف نماینده آقای دری گفت انجام ملاقات در دفتر خود من را مناسبتر تشخیص داد.
بر خلاف ملاقات اول که به خوبی انجام شد این ملاقات اما صورتی دیگر به خود گرفت. آنچنانکه در اثنای جلسه آن پسر بیرون آمد و گفت که اینها به دنبال چیز دیگری هستند و دعوی پیگیری قضایی ندارند، بلکه در اندیشه برخورد سیاسی و پاک کردن صورت مساله اند. گفت که نماینده دادستان تهران می خواهد که همراه او به پزشکی قانونی بروم. او را مجاب کردم که همراه آنها برود. در راه اما آنها به بازجویی سیاسی خود ادامه داده و به او گفته بودند که تو باید به خاطر خدا و به خاطر خانواده و آبرویت سکوت می کردی و نباید آلت دست سیاست بازان می شدی و بسیاری سخنان دیگر از این دست که اکنون مجال شرح آن نیست.
آن روز گذشت و فردای آن، همان پسر، وحشت زده نزد من آمد و گفت که رفته اند و در محله از خانه و همسایه درباره او تحقیق کرده اند. گفتم وحشت نکن، هدف آنها کشف حقیقت است. پسر اما باری دیگر به من مراجعه کرد و گفت که آنها ماجرا را به پدر او گفته اند و آبرویش رفته است و پدر او مدام گریه می کند. از پسر خواستم که پدرش را نزد من آورد تا با او سخن بگویم و آرامش کنم. آن پسر اما رفت و دیگر خبری از او نشد. پس از مدتی سه شنبه گذشته پدر به سراغ من آمد درحالیکه نگران فرزندش نیز بود. مردی بیش از هفتاد ساله و محترم را دیدم که اندوه از چهره و سخنش می بارید. می گفت ما مسلمان و مذهبی هستيم و چرا با ما چنین کردند؟ عکس هایی را از جیب خود درآورد و نشانم داد تا از سابقه شان گفته باشد. تصویرهایی از زمان جنگ که پسر مجروحش را خوابیده بر تخت بیمارستان نشان می داد، درحالیکه رهبری فعلی – رئیس جمهور وقت- در عیادت از مجروحین بر سر تخت او ایستاده و درحال بوسیدن فرزند مجروح اوست و فرزندش نیز دست خود را بر گردن ایشان انداخته است. می گفت که سابقه ما آن بوده است و امروز ما نیز چنین است. شکوه و شکایت داشت که آبروی ما را در محله برده اند و از کسبه محله نیز درباره ما پرسیده اند. می گفت که من در خانه مان وحشت دارم. او را در ماشینی سوار کرده و درباره پسرش سوال پیچش کرده اند و او هم توضیح داده بود که فرزندش دانشجو و صادق و راستگو است. با این حال به این نیز بسنده نشده بود. می گفت که بعد از این به خانه آمدم و ساعتی بعد زنگ خانه به صدا درآمد. پایین آمدم و در را باز کردم اما کسی نبود، بالا که آمدم دوباره زنگ خانه به صدا درآمد و دوباره در را باز کردم و کسی را ندیدم. این اتفاق برای بار سوم هم افتاده بود و این بار که او در را گشوده بود با موتورسواری روبرو شده بود که در مقابل خانه آنها قرار گرفته و فردی نیز با چهره مهیب بر ترک آن درحال عکس برداری از خانه آنها و داد و فریاد و بدگویی علیه شان در محله بود. پدر می گفت که با این اتفاقات ما در این خانه دیگر امنیت و آرامش نداریم.
گویا اینها ماموران تحقیق بودند که برای کشف حقیقت و دستیاری قضاوت آمده بودند. واین نتیجه و دستاورد ما بود از اولین سندی که در اختیار دستگاه قضایی قرار دادیم. دستگاه قضایی در نظام اسلامی که خود را با رویه حضرت امیر مقایسه می کند، برای تحقیق قضایی به هدف تهدید، موتورسوار مسلح سراغ شاکیان فرستاده بود. شرم است از بردن نام حضرت امیری که برای کندن خلخال از پای یک زن یهودی به خود می پیچید و اسوه عدالت بود و باری نیز که در دادگاه به شکایت یک یهودی حاضر شد و قاضی نام ایشان را به کنیه برد، به اعتراض گفت که در پیشگاه قضاوت، من و این یهودی با هم برابریم.
و من امروز شرح این ماجراها را می گویم تا مردم بدانند و چنین اتفاقاتی را با رفتار علوی قیاس نگیرند. می گویم، تا در تاریخ بماند که چگونه عده ای در این مملکت چادر حیا را دریدند و غیرت دین و کشور را جریحه دار کردند و آیندگان نگویند که این ظلم ها بر فرزندان این آب و خاک رفت اما صدایی برنخواست و کسی فریاد خود را به اعتراض حیایی که دریده شده بود بلند نکرد.
بدین ترتیب حوادثی که از سر یکی از شهود ما گذشت درسی شد تا بقیه شهود را دست و پا بسته در اختیار دادستان معزول تهران قرار ندهیم. دادستان کل کشور آقای دری نیز از سمت خود برکنار شده و بنابراین تمام درها بسته شده بود. این درحالی بود که فحاشی ها علیه مهدی کروبی از تریبون های رسمی و توسط مطبوعاتی که از پول بیت المال ارتزاق می کردند نیز هر روز فزونی می گرفت. اینچنین بود که نامه ای به ریاست جدید قوه قضائیه نوشتم و درخواست دادخواهی و رسیدگی به ماجراها را کردم. در نتیجه ی این نامه بود که کمیته ای سه نفره به دستور ریاست جدید قوه قضاییه تشکیل و مسئول پیگیری حوادث بعد از انتخابات و رسیدگی به شکایات خانواده مصدومین روحی و جسمی شد. جلسه اول تشکیل شد که جلسه خوبی هم بود. در این جلسه علاوه بر سندی که پیشتر در اختیار دادستان تهران و دادستان کل کشور قرار داده بودم، دو سند دیگر نیز ارائه کردم که اکنون بر خود می بینم شرح کامل تری از آنها را برای شما مردم گزارش دهم.
سند دوم که با مدارک کامل نیز همراه بود شرح ماجرای رفته بر خانمی بود که در تظاهرات خیابانی بازداشت شده و آنچنانکه خودش می گفت در ماشین با برآمدگی های جسمی او ور رفته بودند و وقتی که به محل مورد نظر رسیده از او خواسته بودند شلوارش را از پایش درآورد که او نپذیرفته اما آنها او را درحالی که به زمین نیز افتاده بود مجبور به درآوردن شلوارش کرده بودند. در همین اثنا مسئول بالاتری آمده و اعتراض کرده بود که اینجا چه خبر است و ماموران گفته بودند که او از بی حیایی لباسش را درآورده و خود را بر زمین انداخته است تا آبروی ما را ببرد؛ حال آنکه آن زن نیز فریاد می زده و داد و بیداد می کرده است که آنها به زور با او چنین کرده اند. والله اعلم!
سند سوم نیز مربوط به جوانی بود که عضو یکی از گروههای سیاسی قانونی هم بود و مادرش با من تماس گرفته و او را نزد من فرستاده بود.او خودش مدارک پزشکی قانونی و همچنین یک سی دی به همراه داشت که نشانگر ضرب و شتم شدیدش بود. این فرد مدعی نبود که مورد تجاوز قرار گرفته است اما عکس ها نشانگر التهاب و قرمزی مقعد او نیز بود.می گفت که در زیر شکنجه و کتک بیهوش بوده و نمی داند که با او چه کرده اند و اگر مورد تجاوز قرار گرفته نیز نفهمیده است. پزشکی قانونی نیز در این خصوص با تایید التهاب مقعدی، بررسی بیشتر را نیازمند نامه جدید و حکم قضایی دانسته بود. او پنج روز در بازداشت به سربرده بود اما در این چند روز آنچنان به صورت پی در پی مورد ضرب و شتم سنگین قرار گرفته بود که ماموران تصور کرده بودند او مردنی است و بنابراین گفته بودند که می خواهیم تو را به اوین منتقل کنیم اما در نهایت چشم و دست بسته در بیابان رهایش کرده بودند. یاللعجب!
اینها سه سند کتبی بود که در جلسه اول ارائه کردم و درباره دو سند دیگر نیز به صورت شفاهی صحبت کردیم و گفتم که این دو مورد نیز مطرح است اما سندی کتبی در خصوص آنها وجود ندارد. یکی از آنها ترانه موسوی واقعی بود که گفتم خانواده اش به ما راه نمی دهند و بهتر است که شما خود با هدف تحقیق، ماجرا را دادخواهی و پیگیری کنید. شاهد صحت ماجرا هم تلاش مذبوحانه ای بود که عده ای برای ساختن ترانه موسوی قلابی انجام داده بودند. کمیته اگر کارش تحقیق بود باید به سراغ محفل نشینانی می رفت که آن فیلم کذایی را برای پخش در رسانه ملی ساخته بودند؛ همانهایی که به خانواده ترانه موسوی قلابی گفته بودند "شما کاری با ترانه واقعی نداشته باشید، آن را خودمان حل می کنیم". گویی مهدی کروبی همه جرمش این بود که اسرار ماجرای «ترانه» را هویدا کرده و از سناریویی مشابه با سناریوی قتل های زنجیره ای پرده برداشته بود. زبان سرخ او سر سبز روزنامه اعتماد ملی را نیز بر باد داد که به محض افشای این ماجرا روزنامه نیز تعطیل شد. ماجرای ترانه واقعی را آنچنانکه شنیده بودم به صورت شفاهی برای کمیته بازگو کردم. ترانه موسوی به همراه یک دختر و چند پسر دیگر در مقابل مسجد قبا در روز مراسم سالگرد آیت الله بهشتی بازداشت شده بودند. دخترها پس از بازداشت شماره تلفن خانه شان را ردوبدل می کنند تا هریک که آزاد شد خانواده دیگری را از بی خبری بیرون آورد. آنها در همان روزهای بازداشت و درمیانه ضرب و شتم ها و به هنگام انتقال از یک مکان به مکانی دیگر متوجه غیبت ترانه موسوی می شوند. بدین ترتیب آن دختر دیگر وقتی که آزاد می شود با خانواده ترانه و همچنین با کمیته پیگیری تماس گرفته و گفته است که ترانه با ما بوده و مفقود شده است. مادر ترانه اما که گویا بسیار می ترسید گفته بود که دیگر با او تماس نگیرند. این دختر در کمیته پیگیری اینجانب و آقای موسوی نیز حاضر شده و تمام توضیحات لازم را در خصوص ترانه واقعی داده بود. از هیات سه نفره خواستم که حقیقت یابی در خصوص این سند شفاهی را نیز انجام دهند و از آنجا که هویت سناریونویسان درباره ترانه قلابی روشن بود، راههای حقیقت یابی نیز در دسترس و آسان به نظر می رسید. من بر این تصور بودم که در دستگاه قضایی علوی، از ما اشارتی کافی است تا آنها به سر بدوند. والله اعلم!
سند شفاهی دومی که در همان جلسه اول ارائه کردم مربوط به خانمی بود به نام سعیده پورآقایی. گفتم که درباره فردی به این نام هم به من خبرهایی داده اند و می گویند فرزند جانباز است که البته چون خود در خصوص آن خبر نداشتم و خانواده او را ندیده بودم درخصوص او محکم صحبت نکردم و خیلی سطحی از کنار آن گذشتم و در همین حد اشاره کردم که به هرحال برای او در تهران مجلس ختمی هم برگزار شده است. این سست ترین موردی بود که در جلسه اول ما با کمیته سه نفره بدان اشاره شد و خیلی سریع نیز از آن گذشتیم.
دو روز بعد از این جلسه اما در ادامه پیگیری هایم در خصوص این مورد خاص که اطلاع شخصی ام در موردش کمتر بود ملاقاتی داشتم با خانمی که خواهر ناتنی خانم پورآقایی بود. او گفت که پدرشان جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده است. او از من آدرس محل سکونت مادر سعیده را می خواست که زن پدرش بود و می گفت رابطه شان با آنها قطع است و او از محل سکونت آنها خبری ندارد. من نیز از آنجا که آدرسی از خانواده سعیده نداشتم از آقای مقیسه در ستاد آقای موسوی که این گزارش را به ما داده بود آدرس خانواده آنها را طلب کردم که ایشان ندادند از آن رو که روند تحقیقاتشان خراب نشود و آن خانواده نترسند. تلفنی نتوانستم از آقای مقیسه آدرس محل سکونت را بگیرم و درنهایت او را قاتع کردم که شنبه هفته گذشته درجلسه ای با حضور خواهر ناتنی سعیده شرکت کند. بدین ترتیب آقای مقیسه و خواهر سعیده را روبروی هم نشاندم و به خواهرسعیده گفتم که انشاءالله خواهرت کشته نشده است که او گفت این عکس منتشر شده متعلق به خواهر اوست و او قطعا کشته شده است. از آقای مقیسه خواستم که آدرس محل سکونت خانواده سعیده را به خواهر ناتنی او بدهد که اگر چنین نکند ابهامی برای خواهر او ایجاد خواهد شد. آقای مقیسه اما در اینجا به من گفت که ماجرای مرگ سعیده و آنچه تاکنون روایت شده بود کمی شک برانگیز است چراکه ما فهمیده ایم پدر او جانباز نبوده و شش سال پیش فوت کرده و سعیده چندبار نیز سابقه فرار از خانه داشته است. من گفتم که شما کاری با این نکات نداشته باشید و برای رفع ابهام آدرس را به خواهر ناتنی سعیده بدهید که در نهایت نیز اقای مقیسه آدرس را به ایشان دادند.
این ماجرا گذشت و روز دوشنبه هفته پیش بود که آقای محسنی اژه ای در تماسی از من خواست که در جلسه ساعت دوبعدازظهر کمیته حاضر شوم و بدین ترتیب جلسه دوم کمیته نیز برگزار شد. اعضای کمیته در ابتدای جلسه با اشاره به اینکه می خواهند به بررسی هایشان ادامه دهند بدون آنکه درباره سندهای کتبی ارائه شده و ترانه موسوی هیچ بحثی انجام دهند یکباره از من پرسیدند که آیا گزارش و سخن جدیدی درباره سعیده پورآقایی دارم یا نه؟ که من شرح ماجرای دیدار خود با خواهر او را بازگو کردم و گفتم که نه تنها برخلاف آنچه گفته بودند پدر سعیده جانباز نبوده که شش سال پیش فوت نموده و سعیده چند بار از خانه فرار نیز کرده است و اینکه می گویند در هنگام الله اکبر گفتن به او تیراندازی شده هم صحت ندارد. و نقل کردم که این نکات را آقای مقیسه نیز به من گفته اند و شرح دیدار خود با خواهر ناتنی سعیده و سخنان آقای مقیسه را هم بازگو کردم. جالب اما آنجا بود که در این جلسه به جز این موضوع که از ابتدا نیز من به عنوان سند شفاهی و نه چندان محکم به آن اشاره کرده بودم، صحبتی درباره آن سه سند کتبی نشد و درباره ترانه هم صرفا بحث کوتاهی درگرفت.
در ادامه این جلسه البته بحثی طلبگی هم در گرفت درباره سخنانی که آقای رئیسی در میانه جلسه اول و دوم با خبرنگاران درمیان گذاشته و گفته بود:«اظهارات کروبی باید بررسی شود.» البته آقای خلفی متفاوت از آقای رئیسی از «بررسی اظهارات و مستندات» سخن گفته بود. من بدین ترتیب در جلسه گفتم که آنچه ما با شما درمیان گذاشته بودیم صرفا اظهارات و مدعیات نبود بلکه مستندات بود و درقالب سی دی ارائه شده بود. گفتند سی دی که سند نمی شود و من نیز گفتم که مگر در حین ارتکاب تجاوز می توانسته ام فیلمبرداری کنم که اکنون فیلم آن را در اختیار شما قرار دهم، و مگر من در محل ارتکاب جرم حاضر بوده ام و نخ انداخته ام که اکنون به شما بگویم چقدر فاصله میان آنها بوده است و آیا شما توقع دارید که من آلات جرم و تجاوز را هم ضمیمه پرونده می کردم؟ گفتم که من به دنبال سند آوردن هم نیستم و اینجا محکمه من نیست و اگر هم سندی به شما ارائه کرده ام برای آن بوده است که سرنخی باشد تا بروید و پیگیری کنید و نگذارید که حقی ضایع شود و ظلم کردن، رایج گردد.
بدین ترتیب در این جلسه تنها به دادن یک سند دیگر اکتفا کردم که مربوط بود به خانمی که در خیابان بازداشت شده و همانجا در داخل ماشین ون به او و دختری دیگر تجاوز شده بود. به آنها گفتم که این خانم بسیار وحشت زده ونگران است و گفته است که اگر پدر و مادرم از ماجرا باخبر شوند و بی آبرو شوم خودکشی خواهم کرد. از حساسیت ماجرا آنها را آگاه کردم و گفتم که بر آنهاست تا مراقبت لازم صورت بگیرد و مبادا درخصوص این شاهد نیز همچون سندی برخورد شود که در اختیار دادستان معزول تهران قرار دادم واسباب بی آبرویی یک فرد را در خانواده و محله ایجاد کردند. اسناد کتبی این تجاوز را هم در اختیار هیات قرار دادم و البته گفتم که مورد دیگری نیز هست که مربوط به خانم پرستاری است که بازداشت شده و عکس های او را من به دلیل حرمت با دقت نگاه نکرده ام اما همینقدر دیده ام که تمام بدن او در اثر ضرب و شتم سیاه شده بود و او نیز مدعی است که مورد تجاوز قرار گرفته است و اسناد آن را هم جهت تحقیق فردا برایتان می فرستم. و سپس تاکید کردم که ماجرای سند آوردن را در همینجا خاتمه می دهم و همین مقدار سند ارائه شده برای بررسی و روشن شدن ماجرا کفایت می کند.
درحالیکه این جلسه نیز به خوبی پایان یافت اما فردای ان روز به یکباره ورق برگشت. دفتر من و دفتر حزب اعتماد ملی پلمپ و آقایان بهشتی و الویری و داوری بازداشت شدند. هیات سه نفره نیز به جای پیگیری ماجرا گزارشی شتابزده را منتشر کرد. و اکنون که من به گزارش شتاب زده کمیته پیگیری که روز شنبه منتشر شد نگاهی می اندازم یقین پیدا میکنم که اعضای این کمیته نیز دستور داشته اند که سروته ماجرا را جمع کنند و آنها نیز چنین شتابزده ماجرا را جمع کرده اند.اما دو نکته در خصوص گزارش آنها:
در این گزارش سخنانی از زبان من روایت شده است که من نگفته ام و درمقابل، در این گزارش هیچ اشاره ای به بعضی مطالب که من از زبان برخی شاهدان گفته بودم و بسیار وقیحانه بود همچون سخناني كه فاعل در هنگام تجاوز برزبان مي آورده، نیز نشده است.
نويسندگان شتابزده اين گزارش مدعي شده اند كه اينجانب هيچ مدرك و سندي مبني بر تجاوز وانجام اعمال خلاف عرف در بازداشتگاهها تا پيش از نوشتن نامه ام به رئيس مجمع تشخيص دردست نداشته ام. ياللعجب كه آقايان از زبان ما سخن مي گويند و براي خود مي برند و مي دوزند. مهدي كروبي آنگاهي نامه به رئيس مجمع تشخيص نوشت كه بسياري چهره هاي موجه به او مراجعه كرده و برخي بازداشت شدگان نيز به او پناه آورده و از آنچه بر آنها و ديگران گذشته بود خون گريستند. اگرچه اين چهره ها شجاعت بسيار به خرج دادند كه در سيلاب تهديدها و فحاشي ها و در ميانه ارعاب هاي گسترده حاضر شدند نزد فرد بي پناهي همچون مهدي كروبي بيايند و من همينجا شجاعت آنها را مي ستايم.
در حالی که در اين گزارش به اولین سند کتبی ارائه شده صرفا به اندازه پانزده سطر روزنامه ای و به دومین سند کتبی در حد هفت سطر روزنامه ای و به سومین نیز در حد پنج خط اشاره شده و کوچکترین اشاره ای نیز نشده است به چهارمین سند کتبی که در جلسه دوم ارائه گشت و درحالیکه درباره اولین سند شفاهی یعنی ترانه موسوی نیز فقط چهار خط روزنامه ای در این گزارش آمده است، بیش از دویست سطر روزنامه ای این گزارش که بخش اعظم آن را تشکیل می دهد مربوط به دومین سند شفاهی ما یعنی سعیده پورآقایی است که از قضا خود تشکیک کامل را بر آن وارد کرده بودیم. حال اگر بگوییم که این جنازه را کدام مقام دولت جمهوری اسلامی در اختیار خانواده آنها گذاشته است و اجازه دیدن جنازه را حتی به نماینده ستاد آقای موسوی نیز نداده بودند آیا ساختگی بودن کل ماجرا جهت انحراف پیگیری ها را به اذهان متبادر نمی شود؟ این ظن آنگاهی تقویت می شود که می بینیم همین ماجرای مشکوک، ملاک نوشتن کلیت گزارش شتابزده هیات سه نفره نیز قرار گرفته است.
البته باید در همینجا اشاره کنم که چه خوشحالم این کمیته به سراغ سند کتبی چهارم که در اختیار آنها قرار داده بودم نرفتند و حقیقت یابی خود را به همین مقدار محدود کردند و حداقل زندگی یک فرد دیگر و آبروی او را به بازی نگرفتند. جای شکرش باقی است و خدا را شاکرم.
کمیته سه نفره در پایان گزارش شتاب زده خود خطاب به ریاست قوه قضائیه خواستار برخود عادلانه و قاطع با اینجانب شده است. و بدین ترتیب نتیجه حق جویی قوه قضائیه چوبی شد که بر سر مهدی کروبی فرود آمد. من اما بسیار خوشحالم و از این فرصت استقبال می کنم و آن را هدیتی الهی می دانم؛ باشد که امکانی پیش آید تا بتوانم به صورت مبسوط پرده از جزئیات این اسناد و اسناد دیگری که موجود است بردارم و بازگو کنم آنچه را که تا امروز نگفته ام و صدایی باشم برای حق خواهی. خرسندم اگر فرصتی دیگر به وجود آید تا من دامن جمهوری اسلامی را از این فجایع و بسیاری حوادث دیگر که بعد از رحلت امام پیش آمد و بر این مملکت گذشت پاک کنم.
مهدی کروبی امروز می داند و به یقین فهمیده است که انگشت بر جای خوبی گذاشته است. آنچنانکه از این هیاهوها و شتابزدگی ها برمی آید مشخص است که قبای آقایان لای در مانده است. توصیه حضرت امیر بود به مالک اشتر که به گونه ای حکومت کن که یک مظلوم حق خود را بدون لکنت زبان از ظالم بگیرد. ما کجا و توصیه های حضرت امیر کجا؟ فرزند مرحوم مطهری می گوید که خانمی به خانه ملت آمده و نزد او شکایت آورده که بر پسر او در بازداشتگاه چه گذشته است و بعد از آن، چنان با آن خانواده برخورد کرده اند که آن زن، خود تماس مجدد گرفته و گفته است که ما هیچ شکایتی نداشته ایم و به قول ما لرها "خر ما از کره گی دم نداشت". این همان گرفتن حق بدون لکنت زبان است که توصیه حضرت امیر به مالک بود! مشخص است که تدبیر امور چه سمت و سویی به خود گرفته است. هیاهوها و هتاکی های آغشته به تهدید در هفته های گذشته تا آنجا فزونی گرفت که خانواده هایی نیز نزد من آمدند و خواستند که پیگیری ها را ادامه ندهیم و از عاقبت خود می ترسیدند و می گفتند که تو نه فقط برای خود که برای ما نیز دردسر ایجاد خواهی کرد. البته وقتی دختر یک زندانی را بازداشت می کنند و سپس این دختر عفیفه را شبانه، چشم بسته در بیابان رها می کنند تا آنجا که صدای یک روزنامه مستقل اصولگرا هم در می آید و می نویسد که این دختر را با چادر پاره در بهشت زهرا رها کرده اند، باید فهمید که تدبیر ملک و عدل در این مملکت به دست چه کسانی افتاده است و باید حق داد به آنهایی که نگران آینده خود هستند.
وقاحت اما به آنجا رسیده است که به جای مجرمان و مباشران و مسبان این مظالم، مهدی کروبی را می خواهند محاکمه کنند. غافل از آنکه محکمه واقعی در میان مردم است و باید به میان مردم رفت و دید که آنها چه کسی را محکوم می کنند و چه کسی را صدای حق خواهی خود می دانند. خدایا به تو پناه می برم از این فجایعی که جمعی مسبب آن بوده اند و نه تنها مایه ننگ جمهوری اسلامی که مایه ننگ ایران شده است و از این آبرویی که از عدالت و قضای اسلامی رفته است.
هیات سه نفره کار خود را پایان داد و خواستار برخورد قضایی با اینجانب شد و من اما قضاوت درباب خود را به داوری مردم و محکمه الهی وامی گذارم و نامه نگاري هاي خود در اين خصوص را در همينجا پايان مي دهم. اگرچه این توصیه را نیز با ریاست محترم قوه قضائیه باید درمیان بگذارم که مبادا در مسیر قاضی القضاتی، تحت تاثیر اراده های تحمیلی و بیرونی قرار بگیرند و از مسیر عدالت خارج شوند. چه آنکه ایشان در قیاس با دو رئیس پیشین این قوه از امتیازی ویژه برخوردارند و آن فرزندی آیت الله العظمی میرزا هاشم آملی و دامادی آیت الله العظمی وحید خراسانی است. امیدوارم که کارنامه قضایی آیت الله لاریجانی به گونه ای نباشد که در پایان دوران ریاست ایشان بر قوه قضا لطمه ای به ساحت مرجعیت وارد شود.
والله اعلم بالذات الامور

مهدی کروبی
٢٣/٦/١٣٨٨

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 16:36  توسط hamed  | 
 

باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود مي‌رساند باقي مي‌ماند

 

کاملا پیداست که تلاش‌های شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايي خطير در پيش‌رو قرار گرفته است. دستگيري كسانی چون دكتر بهشتي يك نشانه است كه از حوادثي سهمگين‌تر خبر مي‌دهد. اما باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود مي‌رساند باقي مي‌ماند.

میرحسین موسوی  با صدور بیانیه ای دستگیری فرزند شهید مظلوم بهشتی را محکوم کرد. به گزارش "کلمه" متن کامل بیانیه بدین شرح  است:

بسم الله الرحمن الرحیم

 
خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است. آنان به بند كشیده شده اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک  در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجايع اخير آزادند و  مسئولان ادعا مي‌كنند حتما به جنایاتي كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانيان را پیگیری می‌کردند این کار را انجام مي‌دهيد؟
المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟
مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاش‌های شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايي خطير در پيش‌رو قرار گرفته است. دستگيري كسانی چون دكتر بهشتي يك نشانه است كه از حوادثي سهمگين‌تر خبر مي‌دهد. اما باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود مي‌رساند باقي مي‌ماند. و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض. آرامش و هوشياري خود را حفظ كنيد. سلسله حوادث جديدي كه آغاز شده است به مانند ديگر تحركات كور اين ايام  براي مخالفان شما جز خسارت باقي نخواهد گذاشت. مراقب باشيد كه آنها شما را تحريك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.
اينجانب  به ویژه هتك حرمتي كه از بهشتي مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامي دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت مي‌گويم و از خداوند آرزومندم ضايعه‌اي كه با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.

مير حسين موسوي
 |+| نوشته شده در  جمعه بیستم شهریور 1388ساعت 0:27  توسط hamed  | 

 پاسخ ابولفضل فاتح به اظهارات فرمانده سپاه:

 این بازجویی ها کارخانه ی ضد انقلاب پروری و خود کانونی برای توطئه است

Print This Page!!!

 


در پی اظهارات فرمانده ی سپاه پاسداران و ایراد اتهام به ابولفضل فاتح، ایشان متن زیر را برای پاسخ به این اتهامات برای سایت امروز ارسال کرده اند. متن کامل پاسخ ابوالفضل فاتح به عزیز جعفری در پی می آید:

بسمه تعالی

در ایرنا و رجانیوز از قول فرمانده ی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آمده است که «محمد علی ابطحی در اعترافاتش گفته است که خاتمی، فاتح و مهدی هاشمی می گفتند برنده شدن در این انتخابات خیلی با انتخاب های دیگر فرق دارد، در این وسط جریان اصول گرا و رهبر دیگر نمی توانند سرشان را بلند کنند و این به معنای یکسره کردن کار است.»

چنین سخن و اتهامی نه تنها کذب محض و افترایی گزاف که جفایی نابخشودنی است. بر آقای ابطحی حرجی نیست. اما فرمانده ی محترم سپاه آقای جعفری چرا؟ بهتانی تا این اندازه زشت و بی پایه در کدام دادگاه منصف به اثبات رسیده است که که اینک مستند ادعای خطیر و موهوم اخیر شده است؟ چنین اشتباهی از افراد معمولی نیز پذیرفته نیست چه رسد به مقامی در این حد و اندازه. وا حسرتا اگر مبنای همه ی ادعاها و تحلیل ها چنین بی اساس و سست باشد و وا مصیبتا اگر چنین تحلیل هایی مبنای عمل نیز قرار گرفته باشد که متاسفانه در موارد بسیاری چنین شده است. جای تامل دارد که چرا فرمانده ی محترم با همه ی دسترسی ها به سیستم امنیتی و اطلاعاتی به جای ارائه ی مدارک متقن و مستند برای اثبات چنین ادعای خطرناکی به سخنان منسوب به دوران بازجویی فردی آن هم در شرایط خاص استناد می کنند.

در حیرتم که چقدر ناصواب بهتان می زنند. عرض می کنم که در طول ماه های حضور در ایران و منتهی به انتخابات هرگز ملاقات یا مجالستی با آقای ابطحی نداشته ام به ویژه آن که ایشان در ستاد حجت الاسلام والمسلمین کروبی فعالیت داشته و موافقتی هم با آقای مهندس موسوی نداشته اند. یکی دو بار هم که صحبت تلفنی به میان افتاد، جز مطالب جزیی مطلبی گفته نشد. همینطور نه با ایشان و نه با هیچکس دیگری در این مقولات و نظایر آن سخن و هم صحبتی نداشته ام و به مخیله ام نیز چنین داستان هایی خطور نکرده است. در این حال به عنوان ذره ای کوچک از ملت شریف ایران و علاقمند به نظام و انقلاب به آنچه در طول انتخابات ریاست جمهوری انجام داده ام افتخار می کنم و به تهمت زنندگان عرض می کنم که اگر نمی خواهند به حقیقت برگردند و بنا دارند بر این نمط برانند، باید تهمت های دیگری وضع کنند چرا که این تهمت ها بسیار ناچسب تر، رسواکننده تر و ظالمانه تر از انتساب رنگ سبز و ستاد به بیگانه است .

ما همواره اندیشه های حضرت امام را به عنوان یک کل واحد دیده، به آن اعتقاد داشته و عشق ورزیده ایم . آنها که مرا می شناسند می دانند که حفظ حرمت و اعتقاد به ولایت فقیه و رهبری معظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای از اصول ، ارزش ها و سنت هایی بوده است که همواره در خفا و علن به آن اهتمام و التزام داشته ام. ایمان به مبانی حضرت امام دلیل بنیادین و ارادت و عواطف شخصی نسبت به معظم له دلیلی مضاعف بوده و هست. همینطور طبیعی است که خاستگاه خود را چپ خط امام دانسته، استقلال فکر و عمل خود را داشته و در صحنه ای چون انتخابات به حمایت از شخصیتی خط امامی چون مهندس موسوی برخیزم. شیرینی زندگی کوتاه سیاسی خود و راه درست را نیز در این می دانم، اگرچه از این بابت از سوی افراطیون طرد شده، تهمت ها شنیده و زخم ها خورده ام.

از ابتدای حضور در انجمن اسلامی دانشگاه تهران و سپس ایسنا و در همین دوران انتخابات اخیر همه ی تلاشم متوقف بر پیشگیری از واگرایی ها و تقویت همگرایی ها، حمایت از گفت و گوی ملی و دفاع توامان از جمهوریت و اسلامیت بوده است. همیشه اعتقاد داشته ام که وقتی باب های گفت و گو بسته می شود باب های خشونت باز می شود. صد افسوس که عده ای نان خود را در تنور واگرایی ها و خشونت می پزند و از رهگذر همین واگرایی هاست که برای خود مقام و منصبی دست و پا کرده اند. آنها به هر قیمتی ولو آبروی نظام در صدد جا انداختن تحلیل های نادرست و واگرایانه ی خود هستند و به ماموران خود فرصت می دهند تا دور از چشمشان فتنه ها و ظلمها روا دارند و مدعی اند که هدف شان هم دفاع از کیان نظام و انقلاب و رهبری بوده و هست .

به رغم تهمت زنندگان، معتقدین اصیل به انقلاب و نظام را در یاران صادق انقلاب و همین مجموعه ی خط امام می دانم نه آنها که در برابر اندیشه های آن امام یگانه ایستاده و شهره ی شهر به میراث خواری اند. به خوبی به یاد دارم که آخرین باری که خدمت حجت الاسلام والمسلمین خاتمی رسیدم، نگرانیشان اساس نظام بود و غمگنانه می گفتند که این جریانات متعدی و متحجر روزی شخص رهبری را هم نشانه خواهند رفت. آخرین روزها آقای مهندس موسوی به من می گفت "در زمان نخست وزیری اصرار داشتم که حتما برخی افراد که شهره به علاقه مندی به آیت الله خامنه ای بودند در تیم همکارانم حضور داشته باشند. یکی از دلایل که شما را نیز در این منصب و حلقه ی اول خود قرار داده ام همین علاقه و اعتقاد شما به نظام و شخص آیت الله خامنه ای است". شاید کمتر کسی بغض و اشک مهندس میر حسین را دیده باشد، اما به یاد دارم که به هنگام خداحافظی حضوری بغض گلویش را فشرد و با چشمانی پر از اشک گفت "فلانی من هرگز نگران خودم و موقعیتم نیستم. تنها نگرانی من نظام جمهوری اسلامی است که از این رفتارها آسیب می خورد. من تمام تلاش خود را کرده ام که سطح مجادله به رهبری کشیده نشود، اما افسوس که آنها عامدانه چنین می کنند". آری این عقیده ی ما ، مکتب ما و سنت ماست. حال نامش را هر چه می خواهید بگذارید.

به یاد دارم که در طول بازجویی، بازجویان چگونه تلاش می کردند که به جای حقیقت، برای تحلیل های غلط شواهد و قراین بیابند و بزرگان را متهم به خیانت و براندازی کنند. بلافاصله در مصاحبه ای عرض کردم که این بازجویی ها کارخانه ی ضد انقلاب پروری و خود کانونی برای توطئه است نه کشف آن. انشاء الله خداوند روزی روشن خواهد ساخت که چه کسانی با چه ترفندها و دروغ ها و توطئه هایی حیثیت نظام و سرمایه هایش را نشانه رفتند و چه کارنامه ی سیاهی از رفتار ناصواب خود را به نام نظام ثبت نمودند.

به یاد می آورم و قسم می خورم که هرگز برای شب ها و روزهای پس از انتخابات برنامه ای نداشتیم . و از آنچه رسانه های رقیب از آشوب و درگیری پس از انتخابات می گفتند حیران بودیم.

به یاد می آورم آنچنان به رسانه ها و شخصیت های خارجی حساس بودیم و آنچنان بر آنان سخت گرفتیم که متهم به کارشکنی در برنامه های مهندس موسوی شدیم. نه ایشان و نه هیچیک از اعضای اصلی ستادشان با هیچ مقام خارجی ملاقاتی برگزار نکرد. در تمام مدت انتخابات جز یک مورد آن هم از سوی فردی خارج از ستاد اصلی حتی یک مصاحبه به رسانه های فارسی زبان داده نشد. هیچیک از اعضای اصلی ستاد آقای مهندس موسوی با رسانه های خارجی جز چند استثنا مصاحبه ای نداشتند و عدد مصاحبه های خارجی آقای مهندس موسوی به انگشتان دو دست نرسید. در این حال ستاد رقیب در ارتباط پیوسته با رسانه های خارجی بود، حتی به صدای آمریکا مصاحبه می داد. در سفرها ، رسانه های خارجی را به همراه می برد و در روز های آخر تایمزانگلستان و س ان ان آمریکا همراه و یار و غارشان بود. نمی دانم اگر ما هم شهروند بعضی از کشورها بودیم و به جای ستاد آقای مهندس موسوی به ستاد رقیب می رفتیم آیا باز هم متهم به چنین اتهاماتی می شدیم ؟

ایمان دارم که هیچ ستادی به اندازه ی ستاد مهندس موسوی متکی به مردم و با دست خالی به میدان نیامد، کمترین هزینه و بهترین استقبال را داشت. دستش از بیت المال کوتاه بود و از دروغ ارتزاق نکرد، اما بیشترین دروغ به آن نسبت داده شد.

ایمان دارم یکی از ریشه های اصلی تهاجمات ناجوانمردانه ، جنگ قدرت و یکی از اهداف آن مایوس کردن فرزندان امام از نظام و حتی خالی کردن اطراف رهبری معظم از حامیان صادق و مستقل با هدف شوم یکسره کردن کار نظام از سوی متحجرین است. بنابراین به طراحان آن مظنونم و امید دارم که ایشان با تیزبینی مانع از این روند ناصواب شوند.

فرمانده محترم جناب آقای سردار جعفری نگران ما نباشید. دوستان اشتباه گرفته اند. نگرانی، رفتارهای ناصواب نظیر کوی و کهریزک و ... است که خواسته و ناخواسته کیان کشور را هدف گرفته و اتفاقا بیشترین زیان را متوجه مردم، نظام و رهبری ساخته و معلوم نیست که باید شکایت آن را به کدام محکمه برد. نگرانی آن است، بعضی کسانی که باید حافظ جان و مال و ناموس و آبروی مردم باشند خود را مالک آن می دانند و خود متعدی آن شده اند. نگرانی همین دروغ هاست. این اتهام ها برای چون منی استخوان سوز و جگرسوز است. گلایه مندم، اما در همه حال به رغم این همه ناروایی ها عرض می کنم حاشا و کلا فرزندانی که در دامان کرامت و آقایی امام (ره) پرورش یافته اند از ایمان خود دست بردارند و آنچه نباید بگویند، بگویند. به قول حافظ "آشنایان ره عشق گرم خون بخورند ناکسم گر به شکایت سوی بیگانه روم".

ابولفضل فاتح
11 شهریور ماه 1388

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 0:41  توسط hamed  | 
 
واکنش تابش به سخنان فرمانده سپاه
دبیرکل فراکسیون خط امام (ره) مجلس با انتقاد شدید از طرح اتهامات اثبات نشده علیه چهره های وفادار به نظام ، از ارسال نامه ای به رئیس دستگاه قضایی خبر داد و گفت: از ایت الله لاریجانی خواستاریم تا رهنمودهای اخیر رهبری هر چه زودتر محقق شود و دادگاه افراد خودسر و متجاوز به حقوق مردم و پخش آن در تلویزیون را نیز شاهد باشیم.

به گزارش خبرنگار مهر، محمد رضا تابش دبیر فراکسیون اقلیت و نماینده اردکان در مجلس شورای اسلامی در حاشیه جلسه علنی مجلس در جمع خبرنگاران با اشاره به اظهارات فرمانده سپاه درباره همراهی برخی چهره های نظام که سوابق انقلابی دارند با عوامل حوادث اخیر گفت: یکسری صحبتها و اس ام اس هایی برای من در این باره آمد که امیدوارم درست نباشد.

وی گفت : اعترافاتی که در شرایط غیر قانونی از برخی چهره های اصلاح طلب گرفته شده و توسط رسانه ها پخش گردیده از نظر بنده ارزشی ندارد.

تابش ادامه داد : سپاه یک نهاد اجتماعی و مردمی است و نباید شأن آن را با طرفداری از یک جناح خاص سیاسی پایین آورد.

دبیرکل فراکسیون اقلیت مجلس ابراز امیدواری کرد که بیان این اظهارات از قول سرلشکر جعفری فرمانده سپاه درست نباشد.

تابش ادامه داد: توصیه می کنم که بگذارند زبان ما بسته باشد. چون خیلی از صحبتها هست که ما برای حفظ نظام و انقلاب آن را بیان نمی کنیم و در صورت بیان این گفته ها دشمنان از آن استفاده می کردند. برای همین از سوی ما نقل نشده است لذا کاری نکنند که این سخنان را بر زبان جاری کنیم.

وی با تاکید بر اینکه "افرادی که بر خلاف نظر امام و رهبری مجوز ورود سپاه به انتخابات را دادند باید محکوم و محاکمه شوند" ادامه داد : به نظر بنده باید اینگونه افراد را محاکمه کرد نه افرادی که به نظام و امام پایبند بوده و ریشه در انقلاب دارند. ما باید شرایطی ایجاد کنیم که وفاق و اعتماد عمومی را به جامعه برگردانیم نه اینکه افراد و احزاب را از یکدیگر دور کنیم.

نماینده اردکان خاطرنشان کرد: دلبستگان به نظام و کسانی که سابقه رفتن به جبهه و زندانی شدن در زندانهای شاه را دارند در بین اصلاح طلبان بسیار بیشتر از جناح مقابل است و این چه حرفی است که خط کشی می کنیم و با نگهداری افراد در شرایط غیر قانونی از آنها اعتراف می گیریم.

وی با بیان اینکه باید افراد با تعقل و تدبیر بیشتر در جهت ایجاد آرامش در جامعه تلاش کنند درباره سخنان اخیر رهبر معظم انقلاب نیز اظهار داشت: خواستار آن هستیم تا رهنمودهای رهبری از سوی آیت الله لاریجانی هر چه زودتر محقق شود در این رابطه بنده نامه ای تنظیم کرده ام که ظرف امروز یا فردا تقدیم رئیس قوه قضائیه خواهم کرد.

تابش با اشاره به جزئیات نامه تنظیم شده از سوی خود برای رئیس قوه قضائیه اضافه کرد: ما خواستار برگزاری دادگاههای افراد خودسر و متجاوز به حقوق مردم هستیم و می خواهیم که محاکمه آنها از طریق تلویزیون و رسانه ها پخش شود.

به گزارش مهر ، دبیر فراکسیون خط امام نظر خود را درباره احتمال رای آوردن وزیران پیشنهادی به مجلس اینگونه بیان کرد: پیش بینی من در رابطه با رای اعتماد به وزیران پیشنهادی بسیار خفیف تر از پیش بینی آقای باهنر بود و نظرم این بود که حداقل دو نفر از خانمها و دو نفر از آقایان رای نخواهند آورد. اما امروز شرایط فرق می کند و باید ببینیم که در نهایت چه اتفاقی خواهد افتاد.

تابش در پایان در پاسخ به سئوال خبرنگاری درباره اینکه آیا رهبر معظم انقلاب درباره رای دادن به وزیران پیشنهادی اظهار نظر کرده اند یا خیر خاطرنشان کرد: من رسما چنین چیزی را از طرف رهبر معظم انقلاب نشنیده و ندیده ام اما اگر این موضوع رسمی باشد باید از طریق رئیس مجلس شورای اسلامی اعلام شود.
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 0:36  توسط hamed  | 
تابش خواستار محاکمه صدا و سیما شد
 
دبیرکل فراکسیون خط امام(ره) مجلس در نامه‌ای خطاب به رئیس قوه قضائیه که رونوشتی از آن برای رئیس صدا و سیما جهت توقف پخش دادگاه‌های غیرقانونی و غیرشرعی نیز ارسال شده، با تاکید بر تخلف صدا و سیما بر طبق تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری، در پخش این دادگاه‌ها، تاکید کرد:«شخصیت جنایت‌كاران بازداشتگاه‌هایی نظیر كهریزک بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و امید است ترتیبی اتخاذ شود تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجه‌ای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانه‌ای شدن دادگاهها‌،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود.»

به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن کامل این نامه بدین شرح است:

حضرت آیت‌اله لاریجانی
ریاست محترم قوه قضائیه

سلام علیكم

با عرض تبریك انتصاب حضرتعالی در مسئولیت قضائی نظام اسلامی و آرزوی توفیق در اجرای این تكالیف خطیر، درخصوص حوادث و وقایع اخیر نكاتی را به استحضار می‌رساند. امید است طلیعه حضور شما در این مسئولیت بزرگ احقاق حق باشد.

همانگونه كه استحضار دارید یكی از مسائل تلخ حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری مسأله فاجعه بار هتك حرمت و رفتارهای زشت بعضی از مأموران با بازداشت شدگان است كه نقض آشكار اصول متعدد در قانون اساسی و حقوق انسانی است كه اگر با اطلاع و موافقت مقامات مافوق بوده جسارت و قانون ستیزی آن مضاعف بوده و اگر بدون موافقت مقامات مافوق بوده موجب تأسف و شرمساری است كه در بازداشتگاه‌های رسمی كشور چنین اتفاقاتی رخ دهد.

اخیراً جناب آقای احمدی نژاد عاملان اقدامات زشت بازداشتگاه‌ها و كوی دانشگاه را افراد نفوذی و برانداز اعلام نموده‌اند كه بر ابهامات قضیه افزوده است. اكنون كه دادگاه متهمان سیاسی (با وضعی ابهام‌آمیز) در غیاب وكلای انتخابی آنان بصورت علنی و جهت دار برگزار می‌شود و همه رسانه ها آن را پوشش داده و رسانه ملی با نقض آشكار قانون قبل از اثبات هرگونه اتهام و صدور حكم اقدام به پخش سراسری جلسات محاكمه نموده و حتی عناوین جعلی جرائمی را تبلیغ نموده و به متهمان نسبت می‌دهد كه در نظام قانون‌گذاری ایران وجود ندارد (همانند متهمان كودتای مخملی)؛ توجه حضرتعالی را به تبصره ماده 188 قانون آئین دادرسی كیفری معطوف می‌نماید كه مقرر می‌دارد: «منظور از علنی بودن محاكمه، عدم ایجاد مانع جهت حضور افراد در جلسات رسیدگی است. خبرنگاران رسانه‌ها می توانند با حضور در دادگاه از جریان رسیدگی گزارش مكتوب تهیه كرده و بدون ذكر نام یا مشخصاتی كه معرف هویت فردی یا موقعیت اداری و اجتماعی شاكی و متشكی عنه باشد منتشر نماید. تخلف از قسمت اخیر این تبصره در حكم افتراء است»

بنابراین اقدامات صداوسیما نقض و تخلف آشكار مفاد این قانون بوده و قابل تعقیب كیفری است كه از حضرتعالی تقاضای رسیدگی دارد.

علی ایحال از آنجا كه عدالت در قضا اقتضای مساوات در رسیدگی به جرائم را دارد و شخصیت جنایت‌كاران بازداشتگاه هایی نظیر كهریزك بالاتر از شخصیت متهمان سیاسی نیست و سرپوش گذاشتن بر این قضیه سبب گسترش آثار سوء اینگونه جنایات و تكرار آن خواهد شد و از آنجا كه حضرتعالی مرجع شهروندان در رسیدگی به تظلمات از حقوق آنان هستید امید است ترتیبی اتخاذ فرمائید تا هرچه سریعتر عوامل این جنایات در هر سمت و درجه‌ای تحت پیگرد قرار گرفته و در صورت ادامه روند فعلی رسانه‌ای شدن دادگاهها‌،دادگاه این افراد علناً و با حضور رسانه ها تشكیل شود. پیشاپیش از بذل توجه حضرتعالی در حفظ حقوق شهروندان تقدیر و تشكر می نماید.

باتشكر و احترام

محمدرضا تابش

دبیركل فراكسیون خط امام (ره) مجلس شورای اسلامی

رونوشت:

- جناب آقای دكتر لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی جهت استحضار
جناب آقای مهندس ضرغامی ریاست محترم سازمان صدا و سیما جهت استحضار و صدور دستور توقف پخش دادگاههای غیر قانونی و غیر شرعی
جناب آقای نوباوه وطن عضو محترم شورای نظارت بر صدا و سیما جهت استحضار و دستور توقف پخش دادگاههای غیر قانونی و غیر شرعی
جناب آقای دكتر علی مطهری عضو محترم شورای نظارت بر صدا و سیما جهت استحضار و دستور توقف پخش دادگاههای غیر قانونی و غیر شرعی
 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 0:27  توسط hamed  | 

متن کامل خطبه های نماز جمعه تاریخی۲۶ تیر ماه 

 به امامت "رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام"

 

خطبه اول
بسم الله الرحمن الرحیم ـ الحمدلله رب العالمین والصلواه والسلام علی رسول الله و علی آله الائمه المعصومین . اعوذباله من الشیطان الرجیم ـ لقد جائکم رسول من انفسکم عزیز علیهما عنتم حریص علیهم بالمومنین رئوف الرحیم .
اوصیکم عبادی الله بتقوی الله فانه من یتق الله یفکر عنه سیئاته یعظم له اجرا
امیدواریم که خداوند هیچیک از مسلمانان را از لطف و مرحمتش و روحیه تقوا و وظیفه شناسی محروم نفرماید و ملکه تقوا همیشه در وجودمان تقویت شود.
قبل از اینکه بحثهای خطبه نماز جمعه را آغاز کنم لازم می دانم که به نمازگزارانی که امروز در دانشگاه تهران و اطراف دانشگاه در خیابانها حضور دارند یک تذکر اساسی بدهم و آن اینکه مواظب باشید که جایگاه نمازجمعه و قداست نمازجمعه با اظهارات و شعارهایی که جنبه عمومی و اصولی ندارد آلوده نشود. این جایگاه تقدس سرمایه عظیم همه دوران تاریخ اسلام بوده و امروز در کشور ما جزو مهم ترین میدانهای حضور فضایل اسلامی و انسانی است و ما در آستانه سالگرد نمازجمعه هم هستیم و نمازجمعه امروز بی شباهت به نمازهای جمعه ای که در هفته های اول انقلاب شروع شد و آیت الله طالقانی اقامه نماز می کردند و جمع زیادی از همه سلیقه ها در آن نمازها شرکت می کردند چنین است و ان شاالله ما بتوانیم از این اجتماع امروز برای آینده بهتر کشورمان و حل مشکلاتمان و ایجاد وحدت و همدلی و همراهی و حرکت در جهت اهداف انقلاب اسلامی است که همان حرکت در جهت راهی است که پیغمبر اکرم (ص ) از طریق آسمان برای ما آورده اند حرکت بکنیم . ان شاالله با صبر و تحمل و هوشیاری این نتیجه به دست می آید.
من سه بخش اساسی در صحبتم دارم بخش اول در توضیحی اساسی بر معیارهای اسلامی و اصول اسلامی است که این روزها احساس می شود دشمنان اسلام درصددند حقانیت اسلام را و صلاحیت مدیریت اسلام را در زمان ما زیر سئوال ببرند که البته موفق نمی شوند اما ما وظیفه توضیح و تبیین داریم که این قسمت را در قالب مسئله بعثت عرض می کنم . چون ما در آستانه حلول سالگرد بعثت پیغمبر اکرم (ص ) هستیم و معمولا خطبه را در این شرایط ما درباره آن موضوعات اساسی عرض می کنیم ضمن اینکه ادامه بحثهای قرآنی هفته های گذشته مان هم هست . یادتان هست که من در خطبه های اول یکی دو سال اخیر درباره شکل گیری نظام بر اساس قرآن صحبت می کردم و رسیدیم در آن بحثها از عبادت شروع کردیم و از عبادت به نماز رسیدیم و از نماز عبور کردیم به مسجد رسیدیم دو خطبه هم درباره مسجد خواندم که ارتباطی با این خطبه امروز من هم دارد یعنی هم ادامه بحثهای دو سال اخیر است و هم متناسب با بعثت پیغمبر اکرم (ص ). سعی می کنم مختصر عرض کنم .
بحث دوم صحبتم انقلاب است که مردم برای آن جهاد کردند و امام راحل ما بنیانگذار و موسس بودند و این همه خونهای مقدس پای این شجره مبارک ریخته شده . من بخشی از اهداف و اصول انقلاب رابرای نسل امروز عرض می کنم که بدانند ما از اول با چه نیتی شروع کردیم و به کجا می رویم و بحث سوم را می پردازم به مسائل روزمان و شرایطی که الان در آن هستیم کمی این راتوضیح می دهم و ان شاالله راه کاری راه علاجی برای شرایطی که امروز در آن زندگی می کنیم عرض می کنم . البته اینها نظر خودم خواهد بود امیدوارم که بقیه مسئولین هم روی همین مسئله فکر بکنند و راهی پیدا بشود که ما با همان ابهت وحدت و همدلی که آغاز کریم و پیروز شدیم و تا اینجا رسیدیم آینده راهم بتوانیم برای نسل های بعدی هم ترسیم بکنیم و بپیمائیم . این اسکلت بحثهای دو خطبه من است . از بعثت شروع می کنم . آیه ای که اول صحبتم خواندم آخر سوره توبه است پیغمبر(ص ) را معرفی می کند و می فرماید : لقد جائکم رسول من انفسکم . یک فرستاده ای از سوی خدا آمد که از خودتان است یعنی از جنس بشر است و توده خود مردم است . دو سه صفت پیغمبر(ص ) را رویش تکیه می کند. عزیز علیهما انتم از خودتان است . دوم این است که اینقدر به شما مهربان است که هر چه که بر شما مشکل است او هم برایش مشکل است و سخت است . یعنی مثل خود ما و خود شما در جریان زندگی شما در غم و شادی شما شریک است . عزیز علیه ما عنتم حریص علیکم دنبال منافع و سعادت شماست . بالمومنون رئوف رحیم . و قلبی دارد مملو از رافت و رحمت برای نیروهای اسلامی که در خطه تاریخ اسلام قرار می گیرند. این پیامبر است . من می خواهم عرض کنم شما یادتان است که من بحثم در آن خطبه ها این بود که نظام چگونه شکل گرفت . یکی از معجزات بزرگ پیغمبر(ص ) در آن زمان این بود که موفق شد در آن دوران عجیب در یک منطقه کاملا جاهلی که یک مکتب خانه هم نبود و تعداد باسوادهایی که بنویسند و بخوانند به اندازه تعداد انگشتان دست و پا بود تاسیس یک مکتبی را در آن جامعه داشته باشد که این مکتب بعد از ۱۴۰۰ سال هم امروز قوی ترین مکتب انسانی دنیا است و برای آینده تا قیامت هم باید همه دنیا را اداره کند و این کار از یک انسان معمولی ظاهری درس نخوانده تحصیل نکرده و بدون سابقه حکومتداری و بدون حرفه ای که دیگران در این راه داشتند با راهنمایی خدا که از طریق جبرئیل امین انجام می شد و با امانتی که در شخص خود پیغمبر(ص ) بود که آن روز قبل از آمدن اسلام به نام امین در مکه شناخته می شد این شرایط را حضرت رسول اکرم (ص ) داشتند و با این شرایط توانستند این کار عظیم راشکل بدهند . جریان هم خیلی معلوم است در خطبه های قبل گفتم در ۱۳ سالگی که در مکه بودند بیشتر به سازندگی کادر خودشان و نیروهای اصلی شان و دست اولشان پرداختند چون آن جا اصلا زمینه کار حکومتی و اجتماعی وسیع نبود و اصول دینشان را و افکار الهی را و آنچه که لازم بود به این مردم تحویل دادند و بعد از آن در دو سال آخر راهشان به خارج از مکه باز شد و شهرت افکار پیغمبر(ص ) به مدینه رسید. مدینه هم شهر کوچکی بود ولی گرفتار اختلاف و تفرقه در جنگ داخلی بود. قبایل با هم می جنگیدند آنجا یهود نیرومند بودند اقتصاد و فرهنگ مدینه دست آنها بود. نصاری جریان بی زحمتی بود. مشرکین هم بودند. مردم بومی هم امیون به آنها می گفتند. اینها هم در جنگ داخلی اوس و خزرج و چندین قبایل دیگر زندگی بسیار تلخی داشتند اینها از دور با افکار پیامبر آشنا شدند. در ایام حج در منا نمایندگانشان با پیامبر(ص ) آشنا شدند با ایشان مباحثه کردند روشن شدند مسلمان شدند با پیغمبر(ص ) بیعت کردند و نماینده ای از پیغمبر(ص ) گرفتند دین را معرفی کند بردند و سال سیزدهم ۷۰ نفر از همه قبائل آمدند برای بیعت با پیغمبر(ص ) . آن بیعت افکار حکومتی پیغمبر(ص ) را مطالبات پیغمبر با مردم را مطالبات مردم از پیغمبر(ص ) را در آن انسان می بیند. به هر حال نتیجه این شد که در مدینه زمینه ای مهیا شد و پیغمبر(ص ) با آن شکلی که مطلع هستید بعد از لیله المبیت فرار کردند و به مدینه رفتند و در قبا متوقف شدند و در انتظار آمدن علی ابن ابیطالب بودند و آنها خودشان را به پیامبر(ص ) رساندند. مردم مدینه معمولا منتظر بودند هر روز در دروازه جنوبی مدینه می ایستادند منتظر بودند پیامبر(ص ) به آنها برسد پیامبر هم چشمشان به راه بود تا علی ابن ابیطالب (ع ) برسد. در همین چند روزی که در قبا بودند اینجا مربوط می شود به بحث گذشته من اولین کارشان این بود که پایگاه اساسی خودشان را مسجد قبا را ساختند و با آمدن علی (ع ) و دوستان نزدیک دیگر حرکت به مدینه کردند. به محض ورود به مدینه اولین کارشان این بود که باز پایگاهی بسازند که با مردم سر و کار داشته باشد و مسجد را در مدت کوتاهی اولا زمین حلالی پیدا کردند و با مشارکت مردم که مصالح می آوردند در مدت کوتاهی ساختند. خود پیغمبر(ص ) مثل مردم دیگر در آوردن مصالح کار می کرد خانمها شب مصالح می آوردند آقایان روز مسجد می ساختند البته مسجد به شکلی که ما حالا در ذهنمان هست نبود دیواری نسبتا کوتاه و سقفی با چوب و حصیر و زمینی با سنگ ریزه ها مفروش و در کنار آن هم چند حجره ساختند که پیغمبر و یاران نزدیکشان آنجا زندگی می کردند. آنجا پایگاه حکومتی پیغمبر(ص ) بود و از این به بعد گروه گروه مردم مدینه می آمدند با پیغمبر(ص ) بیت می کردند شرط خودشان را می گفتند پیغمبر(ص ) هم مطالبات خودشان را می گفتند و در چنین شرایطی توانستند آن افکار اصیل اسلام را برای مردم توضیح بدهند نتیجه این شد زمینه حرکت حکومتی پیغمبر(ص ) همان سال اول در مدینه شکل گرفت آنچه که رویش می شود تکیه کنیم از افکار اسلامی دو چیز است یکی خدا و دیگری مردم و واسطه مردم و خدا هم یک انسانی از جنس مردم که با مردم پیام را بیاورد.
شما قرآن را که نگاه بکنید کلمه « الله » را در حدود ۳۰۰۰ مورد می بینید به کار رفته و کلمه انسان و ناس در حدود ۴۰۰ ۵۰۰ مورد و مشتقاتش به کار رفته اساس این است . یعنی پیامبر(ص ) سروکارشان نه با زور بود و نه با قدرت . با مردم بود.
با مردم وفادار کشورشان را اداره کردند دشمنانشان را سر جای خودشان نشاندند و کار مهم ترشان ایجاد الفت و وحدت بود. پیغمبر(ص ) اولین مسئله شان این شد که مدینه را متحد کند. با قبائل مدینه پیمان بست که آن پیمان خواندنی است . ان شاالله آنها که اهل تحقیق هستند این پیمانها را بخوانند. ببینید چی گنجانده شده . بعد به ادیان دیگر پرداخت . یهود آمدند. نصرانی ها آمدند مشرکین آمدند و اگر ادیان دیگری مثل صائبین و مجوس هم بودند با آنها هم پیمان بستند یک وحدت مثال زدنی در مدینه به وجود آمد. کار عمیق تری که کردند این بود که مسئله اخوت اسلامی رامطرح کردند پیمان برادری بین مسلمانها بین مهاجر و انصار بین افراد قبائل احکام سختی هم این پیمان دارد. پیمان برادری پیمان با احزاب پیمان با فرق و ادیان دیگر تبدیل کرد مدینه را به یک شهر متحد و نیرومند که در ظرف چند سال ۷ ۸ سال طول کشید که این مردم توانستند از یک شهرک کوچک تنه بزنند به امپراطوری های بزرگ دنیا. آن طرفشان امپراطوری روم بود و این طرفشان ایران بود و آن طرف تر حبشه بود دورتر هم چین و هند و جاهایی بود. اروپا در آن زمان در قرون وسطی و وحشی گری زندگی می کرد. سابقه نوع حکومتی که پیغمبر(ص ) آورد اصلا وجود نداشت . قدرتها بودند اما براساس زور و با تبعیض و فساد و تحمیل خواسته های خودشان مردم را مطیع خودشان کرده بودند. اما پیغمبر و اسلام این راه را بست مبنای سازمانی انسانی جامعه پیغمبر جامعه مدینه این بود که تربیت مومن عالم متخلق به اخلاق الهی است و این سرمایه اصلی بود . از لحظه ای که در آسمان باز شد بعد از ۵۰۰ سال که بسته بود برروی بشر جبرئیل آمد در حرا و اولین کلمات خدا را بر قلب پیامبر نشاند معیارها برای پیامبر و کسانی که بعد از او بودند روشن بود. سوره علق را بخوانید اقرا باسم ربک الذی خلق ـ خلق الانسان من علق ـ اقرا و ربک الاکرم ـ الذی علم بالقلم ـ علم الانسان مالم یعلم ـ کلا ان انسان لیطغی ـ ان راه استغنی ـ در همین ۲ ۳ سطر افق حکومت آینده پیغمبر(ص ) روشن شد. انسانی که به اینها توجه کند و خدای خالق که اینقدر خالق و عالم است که از یک لخته خون بسته انسانی را تولید می کند که این انسان عالم کبیر است و عالم صغیر در زمین شبیه همه جهان . این آفرینش خداست . رب کریمی که به انسان قدرت فهم و نوشتن را داد.
الذی علم بالقلم ـ در جزیره العرب ارزش قلم چیزی نبود که کسی توجه کند. شروع کار این است که من دنبال انسانهای باسواد و تحصیل کرده و دانشمند هستم . بعد قدرت بزرگی که به دانش از همین کلمات بر می آید. دنبالش هم یک اخطاری می کند که همین انسانها اگر احساس بی نیازی بکنند و غرور آنها را بگیرد اینها اهل طغیان هستند.


اخطار می کند که شما در مقابل خودتان داوری دارید مثل خدا. ان الی ربک الرجعی .
هم در زمین وهم در آخرت . این داور با سنتی که دارد در بین شما به داوری عادلانه می پردازد و در قیامت هیچ چیز را از قلم نمی اندازد. مبادا متکبر بشوید مبادا غرور شما را بگیرد. مبادا بندگان خدا را ضعیف حساب بکنید. چون خدا داور است . خدا عمل می کند. هم به صورت سنتی و هم به صورت داوری خاص این از اولش . آیات دیگر آنچنان مسئله سواد و تحصیل و پیشرفت و توسعه را به رخ انسانها می کشد برمی گردد به داستان خلقت آدم آن روزی که خداوند خواست آدم را بیافریند و به ملائکه اطلاع داد مخلوق جدیدی می سازم ملائکه وقتی نگاه کردند به افقی که در اختیارشان بود دیدند در این آدم جنگ است خونریزی است . تعجب کردند و گفتند : شما که مخلوقی مثل ما دارید تقدیس می کنیم فساد نداریم چرا چنین مخلوقی را می سازید جوابی که خداوند به اینها می دهد می گوید : به خاطر علمشان و اثبات می کند که آدم از شماها عالم تر است و ملائکه قانع می شوند. ببینید. ابتدای خلقت ابتدای وحی پیغمبر(ص ) صحبت دانش و علم است . انسانی که با این روحیه باید جلو برود. جامعه اسلامی این را نشان می دهد. وقتی می خواهد قسم بخورد گاهی به آسمان گاهی به ماه گاهی به دریاها و منجمله به قلم سوگند می خورد. در جزیره العرب قلم چه ارزشی داشت که در مقابل این مقدسات عظیم خداوند به قلم قسم بخورد نون والقلم و مایسطرون ... به نوشته های و سطرهای نوشته انسانها سوگند. وقتی به صراحت می گوید لایستوی الذین یعلمون والذین لایعلمون . انسانهای عالم و جاهل را نمی شود دریک ردیف دید. فضیلت علم بالاتر است . از این چیزها خیلی فراوان است که پیغمبر(ص ) دنبال چه جامعه ای بود. پیغمبر(ص ) مواظب بود هیچ حقی از هیچ انسانی در قلمرو حکومتش و بین خود افراد ضایع نشود این قدر مطلب داریم در اینجا که چند کتاب است و الحمدلله فراوان است و شما می توانید بخوانید. و آخرین حرکتی که خود پیغمبر(ص ) در روزهای آخر عمرشان کردند برای ما مثل خیلی خوبی است . شاید چند ساعت از عمر پیامبر(ص ) مانده بود که به کمک دیگران به زحمت از حجره به مسجد آمدند و ایستادند یا نشستند روی پله منبر و به مردم فرمودند من آمدم از شما خداحافظی بکنم و به شما می گویم اگر وعده ای به شما دادم و عمل نکردم الان بگویید. این خلف وعده من را نگذارید به آخرت بیفتد. اگر به کسی ستم کردم کسی از من طلبی دارد مطرح کنید که من طلب را بپردازم قیامت سخت است . من نمی خواهم مطالباتم به آخرت بیفتد.
این شخصیت این چنین بنیانی گذاشت ما امروز یک میلیارد و ۶۰۰ میلیون انسان را عاشق این دین می بینیم و هر روز هم رو به توسعه است .
در دو آیه و در دو سوره خداوند بر وحدت تکیه کرده است . در سوره آل عمران : واعتصموا به حبل الله جمیعا ولاتفرقوالله و ذکر وانعمت الله علیکم ... به ریسمان الهی که همین دین است متوسل شوید بر محور قرآن متحد شوید و متفرق نشوید و یادتان باشد که چقدر با هم متفرق بودید می جگیدید همدیگر را طرد می کردید می کشتید اسیر می گرفتید خداوند به نعمت خودش دلهای شما را به هم نزدیک کرد. اگر این نعمت را مراعات نکنید شما لب پرتگاه جهنم بودید. خداوند شما را نجات داد. مبادا کفران کنید. در سوره انفال که باز فضای جنگی حاکم است می فرماید از نعمت های خدا این است که الف بین قلوبهم . خداوند بین مسلمانها الفت ایجاد کرد. بعد به پیامبر می فرماید : لوانفظت فی الارض جمیعا ما الفت به ... اگر سرمایه زمین را جمع می کردی و می خواستی مردم را متحد کنی نمی توانستی این کار خدا بود که دل اینها را به هم نزدیک کرد. با معیارهای دینی شما را متحد کرد.
پیامبر(ص ) جامعه متحدی ساخت در سایه اتحاد. آن پیروزیهای عظیم را کشف کرد ولی روزهای آخر عمرشان پیامبر(ص ) احساس کردند که دارد این سرمایه ها از دست می رود. احساس کردند که امتشان دارند دچار تفرقه می شوند و دارند به هم به صورت رقیب و دشمن نگاه می کنند. حتما می دانید بعد از اینکه حادثه غدیر بود و وصی خودشان را معرفی کردند. آنقدر پیغمبر ناراحت بودند که نزدیکی آخر عمرشان یک بار رفتند بقیع به اسم اینکه برای مردگان بقیع مغفرت از خدا بخواهند. آنجا که رفتند اول سلام کردند و خطاب کردند به اصحابی که آنجا خوابیده بودند فرمودند گوارا باشد بر شما که آرامش دارید شما نیستید که ابرهای فتنه را ببینید برادرانتان و خواهرانتان را از هم جدا می کنند. اشک از چشمانشان جاری شد و بعد به بازوی علی ابن ابیطالب (ع ) که همراهشان بود تکیه دادند بر گشتند و در راه گفتند که من احساس می کنم عمرم تمام شده و نگران این امت هستم . این الگوی همه بشریت است . این عملش بهترین نمونه امت سازی و حکومت سازی و اداره ملت است . توانست از یک شهر کوچک دور افتاده یثرب این قدرت را بسازد در ظرف مدت کوتاهی . همین پیغمبری که در جنگ احزاب گرفتار بود و همه احزاب علیه او بودند و خنذق می کند با مشورت حضرت سلمان وقتی خودشان با تبر به سنگها می زدند که خندق بسازند و برقی جهید فرمودند من در این برق کاخ کسری را دیدم کاخ روم را دیدم . پیامبر با آن استحکام صحبت می کرد ولی وقتی که بوی تفرقه را دید و دید که آنها افتاده اند به جان هم آمد به مرده ها بشارت داد که آنها وضعشان خوب است و گوارا باشد برای شما وضع ما دارد بد می شود و می دانید که اتفاقاتی افتاد و چه شد. این پیغمبر(ص ) با این عظمت در مدت کمتر از ۱۰ سال این بنیان عظیم را ساخت و ما براساس این بنیان انقلابمان را شروع کردیم ما متناسب با روز همان کاری که پیغمبر(ص ) می کردند و توجهی که داشتند آوردیم در اصولمان و قانون اساسی مان و راهی که انتخاب کرده بودیم . من امروز در خطبه دوم خواهم گفت که ما وظیفه داریم سرمایه عظیمی که در کنار این درخت تنومند خون صدها هزار انسان بزرگوار ریخته آبیاری کرده و صدها هزار جانباز دارند رنج می برند و دهها هزار انسان عمرشان را در زندانها می گذراندند این یک سرمایه ارزان و آسانی نبوده که دست ما رسیده و ما حقیقتا باید فکر کنیم . اعوذ بالله من الشیطان الرجیم . بسم الله الرحمن الرحیم والعصر ـ ان الانسان لفی خسر ـ الالذین آمنوا و عملو الصالحات و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
خطبه دوم
آیت الله هاشمی رفسنجانی خطیب جمعه تهران در خطبه دوم نماز با اشاره به سالروز شهادت امام موسی کاظم علیه السلام طی سخنانی اظهار داشت : کاظم یعنی کسی که غم و اندوه خودش رامی خورد و کظم غیض می کند و صابر کسی است که دائما در مقابل مصیبت صبر می کند و استقامت نشان می دهد و اینها از القاب مشخص امام هفتم است که داشته اند. چند خلیفه به ایشان ستم کردند اما بالاخره هارون الرشید ایشان را تبعید کردند به بصره و بعد به بغداد و سالها در متموره ها یعنی زیر زمین های تاریک و نمور و گرم در بغداد ایشان را در اسارت گرفتند و با غل و زنجیر حضرت را و تنهایی به پای ایشان زنجیر می بستند ولی حضرت موسی بن جعفر اظهار خوشحالی می کردند و می گفتند که همه عمرم از خداخواسته بودم که فراغت عبادت بمن بدهد و این وعده ای که خدا بما داده بود دعای ما مستجاب شد و امروز می توانیم همه وقتمان را صرف عبادت کنیم و بالاخره در همین شرایط این بزرگوار به شهادت رسیدند که خداوند انشاالله به همه ظالمین و جنایاتی که می کنند در دنیا و آخرت عقابش را نازل کند و به همه مظلومین و آنهائی که در راه حق به ظلم مبتلا می شوند خداوند صبر و اجر عنایت نماید.
اما تسلیت عرض می کنیم به همه انسانهای شیفته حق و به شما عزیزان پیروان این بزرگواران معصوم و مظلوم .
مساله دیگر ما بطور مختصر مساله کشتار مسلمانان در چین است که روزهای تلخی می گذرد بر مسلمانان چین و من در اینجا به دولت چین عرض می کنم دولت چین انتظار از او می رود که بتواند در مقابل مظالمی که به این مردم وارد می شود صبر کند. (شعار مرگ بر چین نمازگزاران ) در این لحظه آقای هاشمی رفسنجانی خطاب به نمازگزاران گفت که آقایان من خواهش کردم به عنوان خطیب شما و جمعه شما شعار ندهید و من در خطبه های خود بخاطر شرایطی که می دانید در اینجا و اطراف خیابانها و کل این منطقه است خواهش می کنم شعار ندهید و بگذارید من که دارم می گویم مساله چین را. ما از دولت چین که آنرا یک دولت عاقلی می دانیم و در جهت توسعه کشورش دارد کار می کند ما نصیحت می کنیم و برادرانه نصیحت می کنیم و این به نفع آنها نیست . اینها می دانند یک میلیارد و ششصد میلیون مسلمان در دنیا هست و نزدیک ۶۰ کشور مستقل وجود دارد که در همه دنیا مسلمانان حالا هویت و شخصیت دارند و همه اینها دلشان مرتبط با مسلمانانی که امروز در چین مورد ستم قرار می گیرند چین ملاحظه کند منافع خودش را ارتباط خودش را با دنیای اسلام با دولتهای مسلمان در نظر بگیرد و انشاالله ما از این به بعد شاهد چنین ظلمی در چین و جاهای دیگر نسبت به مسلمانان نباشیم . مسائل عراق و فلسطین و افغانستان و پاکستان هم متاسفانه مثل هفته ها و ماههای گذشته است که آنجا خونریزی و فساد و درگیری است که انشاالله روزی اصلاح شود.
اما مساله خود ما و بحثهایی که درباره خودمان بخواهیم بکنیم که گفتم این قسمت دوم یا سوم حرفهای من است . خب الحمدلله در انتخاباتی که انجام شد و تمام شد ما خیلی خوب شروع کردیم رقابت خوبی شکل گرفت مقدمات خوب انجام شد. یک رقابتی بود که چهار نفری که از نظر شورای نگهبان صالح تشخیص داده شده بودند آمدند رقابت کردند رقابت راهم خوب انجام می دادند و مردم امیدوار شدند و آزادی کامل در انتخابات و حضور بی سابقه ای واقعا از خودشان نشان دادند و در این شرایط که همه چیز آماده یک افتخار بزرگ برای کشور ما بود که این افتخار را ما باید بمردم بدهیم یعنی این حق مردم است و مردم بودند که خوب آمدند و رکورد حضوری پای صندوقها را مردم شکستند و باید همه ما از این مردم متشکر باشیم که در این زمانی که هیچ کشوری به این اندازه نصاب حضور مردم را ندارد آزادانه آمدند و در انتخابات شرکت کردند و این بسیار ارزشمند بود. ایکاش همان شرایط تا امروز ادامه می یافت و امروز ما سربلندترین شرایط را و نتیجه انتخابات هم هر چه می خواست باشد. و در دنیا می توانستیم داشته باشیم ولی آنطوریکه می خواستیم نشد که حالا من عرض می کنم اساس مساله اینست که من گفتم ما چه می خواستیم گفتم که قسمت دوم اینست که بگویم انقلاب چه می خواهد شما این حرف هایی که از من می شنوید از کسی دارید می شنوید که از پیش و لحظه شروع مبارزات که امام راحلمان آغاز کردند لحظه لحظه همراه انقلاب بوده و صحبت از ۶۰ سال پیش است و تا امروز. ما می دانیم که امام چه می خواستند و می دانیم که اساس تفکر امام چه بود. امام حتی در مبارزاتشان وقتی پیشنهادی می آمد که مثلا از اسلحه استفاده بشود از ترور استفاده شود و یا با فلان حزب همکاری کنیم امام می فرمودند آنچه که من می خواهم مردمند. شما هر چه می توانید کار کنید تا دل مردم را با مبارزات آشنا کنید و به ما طلبه ها می فرمودند که شماها رسالتتان اینستکه بروید منبر و مسجد و حسینیه ها و روستاها بروید و توضیح بدهید که ماها چه می خواهیم . مردم اگر همراه ما باشند ما همه چیز داریم . مخالفتی نمی کردند که گروهها احزاب هم مبارزه کنند ولی آنی که انقلاب اسلامی بود همان راه پیغمبر بود که اول مردم را با میل خودشان و اختیار خودشان و اعتقاد خودشان پای کار بیاورند . این هنر بزرگ امام بود که موفق هم شدند . کمتر از ۲۰ سال طول کشید که مردم آنچنان آگاه شدند خب هزینه ای هم پرداختیم شهید دادیم زندانی دادیم تبعید امام را داشتیم و خیلی چیز داشتیم ولی سودمان خیلی بیشتر بود. مردم آنچنان آگاه شدند که شما و آنهائی که سنشان اقتضا می کند می دانند که یکی دو سال آخر مردم چطور به خیابانها آمدند و همین خیابانهای پر از نیروهای حامی امام و معتقد و همراه امام کمر دولت بسیار مغرور و متکبر رژیم پهلوی را که آنموقع از ارتجاع و شرق و غرب کمک می گرفت و بخاطر گران شدن نفت هم انبار پولش پر بود و هر کاری که می خواست می توانست بکند ولی این مردم آمدند و آنچنان ابهت مردم آنها را گرفت که ول کردند و رفتند و اینطور پیروز شدیم .
بعد از انقلاب هم ما با امام تقریبا روزانه کار می کردیم . امام مبنای فقهیشان و همه چیزشان این بود که حکومت اسلامی بدون حضور مردم نمی شود. اگر مردم راضی نباشند این حکومت انجام نمی شود و یک روایتی من از زمان امام شنیدم . آنموقع نپرسیدم که سندش کجاست . بعدا خودم رفتم و سندش را پیداکردم . روایت جالبی است که مبنای استدلال امام بود البته خیلی بیش از اینهاست ایشان هم منابع فقهی و قرآنی فراوان دارند و این روایت هم خیلی صریح است و نقشی که امام بمردم می دادند و من آن روایت را یادداشت کردم و از کتاب کشف المحجم سید ابن طاووس که یکی از علمای بسیار با ارزش قرن هفتم ماست و شخصیت بسیار عظیمی است خواهش می کنم به این روایت توجه کنید. این مبنای تفکر نه اینکه این فقط ... این صریح ترین روایت است که خود حضرت علی بن ابیطالب می فرماید یک روز پیغمبر در همان روزهایی که عرض کردم پیغمبر مهموم و نگران آینده بود در سال آخر عمرش آنرا به علی بن ابیطالب گفته . یا بن ابیطالب لک ولا امتی . این بعد از غدیر است یعنی تو ولی این امت هستی و ولایت مال توست چیزیکه خدا به تو داده است . بعد می فرماید : فان ولوک فی عافیه و اجمعواعلیک بالرضا فقم بامرهم . اگر دیدی این مردم راضی بودند و آمدند تو را قبول کردند به تو این سمت را دادند با اجماع البته اجماع نسبی است تام نمی شود. یعنی به اندازه کافی و لااقل اکثریت آنها جمع شدند دور شما اگر آمدند شما بپذیر و متولی امر شو و کارشان را اصلاح کن و ادامه بدهید و قسمت بعدی می گوید و ان اختلفواعلیک اگر دیدی اختلاف کردند و نیامدند آن مقداری که باید بیایند با تو وان اختلفواعلیک فدعهم ولشان کن بما فیه بگذارند کاری که می خواهند بکنند بکنند خودشان می دانند. وان الله سیجعل لک مخرجا. و خداوند برای تو راهی پیدا می کند که به اهدافت برسی . این روایت از روایات معتبر است .

 


ناقل آنهم و سند معتبری راهم ارائه می کند سید بن طاووس نه اینکه ما فقط این روایت را داریم بلکه خیلی داریم . کتاب داریم کتابها داریم و من فقط یک روایت صریحی را خواندم . مبنا این بوده مبنای حکومت پیغمبر این بوده که ما در جمهوری اسلامی بناشد اینکار را بکنیم . بنا شد با این مردم باشیم و این مردم هم خیلی خوب آمدند و بر اساس همین تفکر امام روزی که امام مهندس بازرگان را به عنوان رئیس دولت موقت معرفی کردند ما هنوز دولت را تحویل نگرفته بودیم و هنوز بختیار اینجا بود و آن دولت داشت و امام آنقدر عجله داشتند که کارها را بمردم بدهیم و در حکمی که به مهندس بازرگان دادند و من آنرا خواندم شما ببینید همان روز ایشان می گوید اولویت شما اینستکه اولا دوره شورای انقلاب راکوتاه کنید یعنی زودتر مجلس را تشکیل دهید و قانون اساسی را بنویسید.
که از آن به بعد مردم با قانون اساسی جدید زندگی کنند و وقتی که قانون اساسی را تهیه می کردیم قبل از اینکه به مجلس خبرگان بدهیم امام روی آن نظر دادند و آن اصولی که مربوط به مردم می شد ایشان تقویت کردند. شوراها را دیگران مطرح کرده بودند اما امام آنها را تقویت کردند و کار را به مردم دادند . بعدا ما وقتی کشورهای دیگر را می دیدیم آنها می گفتند ما تعجب می کنیم الجزایر می گفت ما ۲۰ سال بعد از انقلابمان قانون اساسی را نوشتیم و شما چطور به این زودی و نسنجیده می روید اینکارها را انجام می دهید و ما می گفتیم چون با قدرت مردم پیروز شدیم و می دانیم این مردم از انقلابشان و از دینشان حمایت می کنند نگرانی نداریم و درست هم بود. شماها می دانید که از لحاظ قانون اساسی همه چیز کشور ما به رای مردم است . از رهبری بگیرید که باید مردم خبرگان را انتخاب کنند یعنی مخلوق رای مردم . رئیس جمهور را مردم باید مستقیم انتخاب کنند مجلس را باید مردم مستقیم انتخاب کنند و مردم باید اعضای شوراها را مستقیم انتخاب کنند و افرادی که بعد از اینها سمت می گیرند به اتکا رای مردم است . یعنی این مردم هستند و این حکومت دینی است این جمهوری اسلامی یک لفظ تشریفاتی نیست . هم « جمهوری » است و هم « اسلامی » است . (تکبیر نمازگزاران )
جمهوری اسلامی یک لفظ نیست بلکه یک واقعیتی است که از عقاید ما از قرآن ما از روایات ما و از ائمه ما و از پیغمبر ما بما رسیده و ما به آن اعتقاد داریم و این دو تا باید با هم باشد. مطمئن باشید که اگر یکی از این دو تا آسیب ببیند ما دیگر آن انقلاب را نداریم اگر « اسلامی » نباشد اصلا داریم به بیابان و بیراهه می رویم و اگر « جمهوری » نباشد اصلا قابل تحقق نیست . آنجائیکه مردم نباشند رای مردم نباشد آن حکومت اسلامی نیست و به همان دلیل که عرض کردم و به همان دلیل که علی بن ابیطالب ۱۹ سال خانه نشین بود و وقتی که دوباره مردم آمدند و به قول علی بن ابیطالب مثل یال اسب و موهای یال اسب در خانه اش تراکم جمعیت بود آنموقع علی بن ابیطالب پذیرفت و می پذیرد با آن مشکلاتش و راه ما این بوده و ما باید به اینجا برسیم و روز به روز هم باید آنرا تقویت کنیم و این انتخاباتی که انجام دادیم اگر مشکلاتی در آن پیش نمی آمد ما در سی سالگی انقلاب بهترین گام بزرگمان را در جهت تحقق اسلامی بر می داشتیم . من الان نمی خواهم بگویم برنداشتیم می خواهم بگویم چرا اینطور شد آنچه که من می فهمم و راه حل از توی آن می خواهم در آورم اینستکه اواخر دوران تبلیغات ما دچار تردید شدیم یعنی یک عده افرادی پیدا شدند تردید کردند و بذر تردید حالا به هر دلیل یا تبلیغات نادرست یا عمل نادرست صدا و سیما و یا چیزهای دیگر باعث شد بذر تردید در ذهن مردم پیش بیاید. (تکبیر نمازگزاران ) ما تردید را بدترین مصیبت می دانیم . (آقای هاشمی در این لحظه گفت که آقایان اجازه بدهید من که بهتر از شما دارم می گویم و شما با شعار تائیدتان کافی است )
این تردید مثل خوره افتاد به جان ملت ما البته دو جریان هستند یک جریان که تردید ندارند و قاطع هم ایستاده اند و دارند کار خودشان رامی کنند و یک عده هستند که آنها هم کم نیستند و بخش زیادی از مردم فهیم کشور ما عالم کشور ما هستند و می گویند که ما تردید داریم و برای رفع تردید اینها باید کار کنیم . امروز الان تلخ است یعنی شرایطی که بعد از اعلام نتایج انتخابات (ریاست جمهوری ) پیش آمد دوران تلخی است و من فکر نمی کنم هیچکس از همه جریانات همه دلشان نمی خواست اینطوری شود و الان همه ضرر کردیم که چرا اینطور باید بشود. ما امروز بیشتر از همیشه نیاز به وحدت داریم کشورمان باید متحد در مقابل اینهمه خطری که ما را تهدید می کند و امروز باج خواهی آنها بیشتر شده و دارند جلو می آیند که این زحمت طولانی ما را در بدست آوردن هایتک ها و بخصوص هسته ای و امثالهم را از دست ما بگیرند که البته خداوند به اینها مهلت نمی دهد ولی آنها به هوس افتاده اند و من فکر می کنم برادران من خواهران من و همه جریانها بنده را شما اولا می شناسید من هیچوقت از این تریبون . نخواسته ام جناحی استفاده کنم و همیشه فراجناحی حرف زده ام و من نظر به هیچ طرف الان ندارم ولی نظرم اینست که همه ماها باید فکر کنیم و راهی پیداکنیم که متحد هم کشورمان را به پیش ببریم و هم از این آثار بد و خطرناکی که در کینه هایی که دارد بروز می کند از این نجات پیداکنیم و هم دشمنانمان را مایوس کنیم که چشم طمع بما نبندند. چکار باید بکنیم تا این اتفاق بیافتد.
چند تا پیشنهاد به ذهن من می رسد که البته این پیشنهادها را با جمعی از خبرگان و اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام که به فکرشان من اعتماد دارم مطرح کردم و به این جا رسیدیم و من اینها را عرض می کنم به عنوان راه حل شاید هم دیگران هم بپذیرند و عمل کنند و انشاالله که با اخلاص مساله مهم ما اینستکه آن اعتمادی که مردم را با آن وسعت وارد میدان کرد و امروز یک مقدار مخدوش شده ما این اعتماد را برگردانیم و این هدف مقدس ما باید باشد و این اعتماد باید برگردد و اینکه چگونه برگردانیم را حالا عرض می کنم .
یک : ما باید همه چه نظام حکومت دولت مجلس نیروهای امنیتی و نظامی و انتظامی و مردم یعنی معترضان همه باید در چارچوب قانون حرکت کنیم . ما اگر از قانون تجاوز کنیم دیگر هیچ مرزی ندارد. و باید با قانون مسائلمان را حل کنیم و همه قانع باشیم . حالا هرچه شد با این قانون حالا اگر کسانی از بعضی قوانین دل خوشی ندارند باید بعدا سعی کنند که قوانین اصلاح شود و هر وقت که لازم است این اشکالاتی که دیده شده یکروزی حل می شود ولی بیائیم چارچوب را قانون قرار دهیم و همه آنرا بپذیرند.
دوم : اینکه بگونه ای عمل کنیم که آن اعتماد را البته یک روز و یک شب نمی شود و یک جریان نسبتا طولانی است و باید انجام بدهیم باید یک فضایی بوجود بیاوریم که همه اطراف بتوانند آنجا حرفشان را بزنند و هر طرف منطقی و بدون دعوا و بدون مشاجره و منطق حاکم باشد البته عمده اینکار مال صدا و سیماست که باید انجام بدهد که مستمعین زیادتری دارد و سایر رسانه ها هم باید اینکار را بکنند و بحثها باید منطقی باشد برادرانه خواهرانه بنشینند با هم حرف بزنند و دلیلش را بگوید و آنهم دلیلش را بگوید و بالاخره مردم در این بین خودشان می فهمند و آخرش هم می توان از مردم پرسید و طوری باشد که ما این اعتماد را برگردانیم متاسفانه از این فرصتی که رهبری انقلاب دادند به شورای نگهبان پنج روز وقت اضافه دادند و گفتند که بروید عقلا را و موجهین را بیاورید بررسی کنند و اعتماد مردم را جلب کنیم استفاده خوبی نشد و من هم الان نمی خواهم بگویم تقصیر کی بود که نشد ولی نشد (تکبیر نمازگزاران )
ما حالا از آن مرحله گذشته ایم و الان مرحله دیگری است و من فکر می کنم برای آینده و برای اتحاد ما و برای جلوگیری از خطر نظام و برای حفظ این ارزشهایی که انقلاب خلق کرد برای این بنای باشکوهی که امام راحل و خون شهدا و مجاهدات مردمی که در این راه تلاش کردند و رزمندگان ما برای ما مانده برای نسل سوم و چهارم و بعد بماند در این مقطع ما می توانیم این حرکات را انجام دهیم و اگر این دو کار را بپذیریم که قانونی باشد و راه برای مناظره و مذاکره و مباحثه و استدلال باز باشد شاید در مدت کوتاهی به قناعت برسیم . در این فاصله باید یک کارهای دیگری بکنیم . لازم نیست در این شرایط ما افرادی را که به این نامی که الان هست در زندان داشته باشیم . اجازه بدهیم اینها به آغوش خانواده هایشان بازگردند. (تکبیر نمازگزاران )
نگذاریم بخاطر زندانی بودن یک عده دشمنان ما ما را سرزنش کنند شماتت کنند به ما بخندند برای ما نقشه بکشند و ما اینقدر باید خودمان رشادت حلم و صبر داشته باشیم که همدیگر را تحمل کنیم و مساله بعدی ما اینست که آسیب دیدگان این حوادثی که اتفاق افتاد باید همدردی و دلجوئی بشود آنهائی که عزا دارند هم به آنها تسلیت بدهیم و هم دل آنها را دوباره با نظام نزدیک کنیم و اینکار شدنی است . کسانیکه وفادار به انقلاب باشند و ببینند که نظام به سراغشان می رود آنها زود می توانند با دل و جانشان با ما همراهی کنند و اینکار را باید انجام دهیم و از آنان دلجوئی کنیم و با سعه صدر اینجا دیگر لازم نیست که ما عجله داشته باشیم لازم نیست در اینجا خودمان را گرفتار کنیم . بگذاریم رسانه هایمان بالاخره این رسانه ها با معیارهای قانونی اجازه گرفته اند محدودشان نکنیم و در حد قانون زیرا ملاک و چارچوب قانون است که نه رسانه ها انتظار داشته باشند بیشتر از اجازه قانونی عمل کنند و نه نظام از آنها توقع کند که حق قانونی آنها را ندیده بگیرند و همه با هم بگذاریم یک فضای آرام آزاد انتقادی یا تائیدی هر دوی آن بوجود بیاید و من فکر می کنم اگر این فضا را مسئولان ما و نیروهای انتظامی ما و نظامی ما و امنیتی ما انجام بدهند ما همه عضو یک خانواده هستیم و همه آسیب دیده در راه انقلاب هستیم و همه جزو کسانی هستیم که در این جهاد طولانی دفاع مقدس سرمایه گذاری کردیم و همه ما شهید در گلزارهای شهدا داریم همه ما جانباز در منزل خودمان داریم چرا باید یکجوری باشد که دیگران از راههای دور بیایند و برای ما نسخه بپیچند ما خودمان هستیم . یعنی ما اینقدر عاقل نیستیم ما این مبانی را نداریم ما تجربه سی سال اداره کشور را نداریم ما علما را نداریم مراجع ما که همیشه پشتیبان و حقیقتا بدون توقع حوزه های علمیه در خدمت بوده اند چرا باید بعضی از آنها برنجند باید آنها را کنار خودمان حفظ کنیم باید آنها را پشتیبان بدانیم باید به آنها متکی باشیم همه ما و این یکپارچگی را اگر انشاالله بتوانیم فراهم کنیم من امیدوارم این خطبه نماز جمعه شروع یک تحولی در آینده باشد و بتوانیم از این مشکلی که می شود اسم بحران روی آن گذاشت متاسفانه بخوبی عبور کنیم و دوباره شاهد همدلی و همرزمی و همراهی و رقابت سالم و هر کسی را که مردم خواستند آنطور باشد. (شعار هاشمی هاشمی خدا نگهدار تو نمازگزاران )
خداوند شما را هم نگهدارد و به شما توفیق بدهد که محفوظ باشید و همیشه با همین روحیه در صحنه باشید از شما خیلی ممنون هستم .

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 2:56  توسط hamed  | 
 

دولت دانسته یا ندانسته به کشور آسیب می زند/نفوذ خرافات به شکل سازمان یافته،خطرناک و ازمشکلات است

قلم - مهندس میرحسین موسوی با بیان اینکه یکی از وظایف یک دولت این است که به فکر امنیت مردم باشد، تاکید کرد: امنیت افراد و جامعه در گرو آزادی از ترس و رهایی از نیاز است.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، نخست وزیر دوران دفاع مقدس عصر چهارشنبه در دیدار با جمعی از علما و فضلای حوزه های علمیه با اشاره به دغدغه همیشگی روحانیت در کشور اظهار کرد: روحانیت ما همواره دغدغه آینده کشور را داشته است و این می‌تواند بسیار اثرگذار باشد. در سطح ملی هم غیر از روحانیت، خود مردم هم دچار دغدغه هستند و به نوعی به این فکر می‌کنند که اکنون در کجا ایستاده‌اند.

وی با اشاره به برگزاری این دیدار، یکی از دلایل چنین نشست هایی را احساس خوف و ترس خواند و گفت: خوف روحانیت برای آینده کشور و اسلام است و مردم درباره معیشت و آینده فرزندان خود نیز ترس دارند.

موسوی در ادامه به تشریح دلیل حضورش در صحنه انتخابات پرداخت و در ادامه گفت: کشور بعد از انقلاب از سرمایه‌ای برخوردار شد و مجلس، ولایت فقیه، مردم و قانون اساسی داشت؛ یک دستگاه حکومتی نیز وجود دارد که کشور را به جلو می‌برد. من در این دوره دیدم غیر از مساله سیاست‌ها، خود این دستگاهی که امکان‌پذیر می‌کند که یک کشور و ملت داشته باشیم در معرض خطر است.

وی بیان کرد: دستگاهی که به عنوان دستگاه یا ماشین دولتی می‌شناسیم، میراث بیش از 100 سال کار در این کشور است و پایه‌گذاری‌هایی در کشور ایجاد شده که موازینی را برای اداره کشور به وجود آورده است.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به پیروزی انقلاب اسلامی یادآور شد: وقتی انقلاب اسلامی صورت گرفت، عده‌ای حمله کردند که بخش‌هایی نظیر ارتش را منحل کنند اما امام (ره) اجازه ندادند و در کنار اینها با وسعت نظری که داشتند، نهادهایی را نیز نظیر سپاه و جهاد سازندگی ایجاد کردند و شوراهایی هم نظیر شورای انقلاب برای تصمیم‌گیری عقلانی در کشور به وجود آمد.

وی افزود: حضرت امام (ره) بلافاصله به قانون اساسی و رفراندوم درباره آن پرداخت و تا آخر نیز بر روی آن ایستاد و بعد هم در دوران جنگ و دوره آقای هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی چیزهایی به آن اضافه شد و صرف نظر از گرایش‌های مختلفی که در این سی سال حاکمیت پیدا کرد، اعم از دولت موقت و دولت‌های بعدی، این دستگاه کار خود را انجام می‌داد اما متاسفانه دولت فعلی دانسته یا ندانسته مشغول آسیب زدن به این دستگاه است.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با انتقاد از انحلال و ادغام شوراهای تصمیم‌گیری در کشور اظهار کرد: متاسفانه دولت در یک شب تصمیم گرفت که دهها شورای تصمیم‌گیری را که هزاران ساعت برای برخی از آنها کار کارشناسی شده بود، منحل یا در کمیسیون‌های دولت ادغام کند که یکی از اینها شورای پول و اعتبار است. هر چقدر بحث شد و مجلس گفت این کار غیر قانونی است، باز هم گوش ندادند و مساله به شورای نگهبان و بعد به مجمع تشخیص مصلحت نظام آمد که نزدیک به یک سال بر روی آن کار کارشناسی شد و در نهایت به جز سه نفر بقیه اعضای مجمع رای به احیای این شوراها دادند و علی‌رغم این دستورها و قانون باز هم این شوراها احیا نشد.

موسوی با بیان اینکه کشورها حتی در یک حالت ظالمانه با رعایت قانون  می‌توانند اداره شوند اما در جایی که آشفتگی و آشوب است، با خطرهای جدی روبه رو می‌شویم، افزود: وقتی گروه‌های همفکر دولت در مجلس مطرح می‌کنند که رقم‌های زیادی به خزانه ریخته نشده است، بخشی از این مساله به قانون گریزی و بخشی دیگر به نبود شوراهای تصمیم‌گیری برمی‌گردد. دلیل اینکه این شوراها دور هم جمع‌ شده‌اند، این است که تصمیم درستی از مجموعه نظرات متضاد گرفته شود.

وی تصریح کرد: من هیچ نابغه‌ای را نمی‌شناسم که بتواند خود را جای چندین وزیر یا کارشناس بگذارد. بخش عمده‌ای از مشکلات کشور به دلیل این است که در دستگاه اجرایی تنها یک فکر و یک عقل فردی بدون اینکه ظاهر استبدادی قدیمی داشته باشد، حاکمیت دارد.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس در ادامه به مساله قانون گریزی اشاره کرد و گفت: اگر دولتی چندین و چند مرتبه و به صورت یک رویه قوانین را اجرا نکند و اهمیتی به این مساله ندهد، یک نوع کرختی در کشور به وجود می‌آید که امکان همه جور تحولی را در کشور فراهم می‌کند. نمی‌خواهیم سوءظن ببریم که دولت فعلی به دنبال دیکتاتوری است اما در شرایطی که جامعه و کشور به عدم اجرای قانون عادت کند، ممکن است کسی پیدا شود که در غیاب حساسیت مردم نسبت به اجرای قانون، همه نوع کاری انجام دهد.

موسوی در ادامه به بیان خاطره‌ای از دوران نخست وزیری خود برای گرفتن 500 میلیون دلار از بانک مرکزی و نظارت مجلس و تلاش دولت برای تامین نظر مجلس پرداخت و بیان کرد: برای 500 میلیون دلار، آن هم با چنان ضرورتی، آنقدر حساب کشی می‌شد اما الان بحث ریخته نشدن چندین میلیارد دلار به خزانه مطرح است.

وی با تاکید بر اینکه منظورش این نیست که خدایی نکرده این پول‌ها خورده شده است افزود: حتی اگر جامعه خیلی خوب هم اداره می‌شد، باز هم نفس این قضیه، خطر است. وقتی این همه ریخت و پاش‌ها در سطح ملی صورت می‌گیرد و تمام کشور را آلوده می‌کند و به سمت یک اقتصاد سفره پروری، گداپروری و جدا کردن مردم از خلاقیت و کار می‌رویم، حتی اگر این پول‌ها در جاهای خوب هم سرمایه‌گذاری می‌شد، باز احساس خطر می‌کردم.

تخست وزیر دوران دفاع مقدس با بیان اینکه ابهام در گردش اطلاعات مساله دیگری بود که نسبت به آن احساس خطر کردم، بر ضرورت شفاف بودن اطلاعات مربوط به معاملات نفتی و دیگر معاملات کلان کشور تاکید کرد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به مساله جذب سرمایه‌های خارجی در کشور اظهار کرد: همه ما می‌گوییم جذب سرمایه خارجی خوب است و من معتقدم که این مساله ربطی به ایدئولوژی ندارد؛ یعنی مشکل ما در داشتن حکومت اسلامی و دینی نیست. در کشوری که مدیران بانک مرکزی و بانک ملی آن ظرف چهار سال چندین بار عوض می‌شوند سرمایه‌گذار خارجی، سرمایه خود را به اینجا نمی آورد. اگر هم سرمایه‌گذار خارجی در چنین شرایطی بیاید، برای غارت می‌آید تا در زمانی کوتاه سودی قطعی به دست بیاورد.

موسوی همچنین به انتقاد از دو مشکل عدم ثبات در سیاست‌ها و عدم ثبات در مدیریت‌ها پرداخت و به کنار گذاشته شدن یکی از مدیران با سابقه کشور در امر پتروشیمی اشاره و تاکید کرد که باید از مدیران باسابقه و خلاق بهره برد نه آن که آنها را به سادگی کنار گذاشت.

وی با بیان اینکه من معتقدم مدیریت میانی ما حاضر است با همه کار کند، از جابجایی گسترده مدیران در سطح کشور انتقاد و تاکید کرد: اگر جانشین این افراد کنارگذاشته شده، افرادی برجسته و هم‌طراز آنها بودند یا لااقل کمی فاصله داشتند، باز هم حرفی نبود اما حرف از جوان‌گرایی و گردش نخبگان زدند و مثلا یک فرد را روزی مسوول ایرنا گذاشتند و روزی مسوول یک خودروسازی و بعد هم در یک جای دیگر. معلوم نیست افراد بر چه مبنایی جابه‌جا می‌شوند و ظاهرا هیچ نوع ملاکی برای این تغییرات وجود ندارد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با بیان اینکه سیاست‌ها وقتی به صورت یک منظومه در کنار هم باشند، در کشور اثر می‌گذارند افزود: در کشور به دلیل عدم استفاده از نیروهای متخصص و کارشناس، سیاست‌هایی که در زمینه‌هایی نظیر سیاست خارجی اتخاذ کردیم، فاجعه‌هایی را به بار آورده است که آخرین نمونه آن همین مساله اجلاس سوییس است. گفته شد که هیچ رییس جمهوری در آن اجلاس نیست و دستگاه دیپلماتیک و مشاوران ما توصیه کردند که رفتن به آ‌نجا خوب نیست اما توجهی به این مساله نشد و آن فاجعه پیش آمد.

به گزارش خبرنگار قلم نیوز، میرحسین موسوی در ادامه با ابراز نگرانی نسبت به جدا شدن نیروهای سیاسی  کشور از یکدیگر اظهار کرد: اعتقاد دارم که نیروهای سیاسی کشور در حال حاضر به طور غیر طبیعی از هم جدا شده اند و اگر این شکاف ها به سطوح عمومی مردم کشیده شود بسیار خطر ناک خواهد بود به همین دلیل بر اساس اعتقادات خود شعاری را انتخاب کرده ام که هر که دلسوز انقلاب است بتواند با آن ارتباط بر قرار کند.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با تاکید بر این که یکی از اصول من این است که با مردم وعده هایی را مطرح کنم که بتوانم روی آن بایستم، یاد آور شد: برخی آمدند و گفتند که می خواهند نفت را بر سر سفره های مردم بیاورند و چهار سال است که نتوانسته اند این طوق را از گردن خود باز کنند. به فرض این که مردم هم این مسایل را فراموش کنند، بالاخره ما خدا و پیغمبری هم داریم و نمی توانیم کاری را که توانایی انجامش را نداریم به مردم بگوییم و آن ها را دلخوش کنیم و بعد همه چیز را فراموش کنیم.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه در طیف اصلاح طلب و اصولگرا دوستانی دارد و در گذشته هم با آنها کار کرده است، گفت: هر کس یرای این که وضعیت را به سمت تغییر پیش ببریم، به این عرصه بیاید استقبال می کنیم.

وی با اشاره به همدلی و همراهی اعضای دولت در دوران نخست وزیری اش با وجود اختلاف نظرهایی که داشتند، بیان کرد: اگر واقعا نمی شد در کنار هم کار کنیم، با جوانمردی از هم جدا می شدیم که تعداد این موارد  زیاد هم نیست. هیچ گاه احساس نکردیم که اختلاف نظرها می تواند موجب رکود و توقف در کارها شود. در آینده هم هر کس توانا باشد می تواند در دولت حضور داشته باشد اما متاسفانه امروز این چنین نیست و ما نسبت به این مساله انتقاد داریم. من مایلم به بحث وحدت که امام (ره) نیز همواره بر آن تاکید داشتند، توجه کنم و سعی کنم منادی وحدت باشم.

موسوی همچنین درباره نحوه برخورد خود با گروه های مختلف سیاسی کشور نظیر برخی گروه های ساختار شکن و افراطی گفت: من در این رابطه یک موضع شرعی و یک موضع سیاسی دارم؛ اول انقلاب گروه های مختلف با کسانی که همفکر بودند کار می کردند و با کسانی که مخالف بودند ولی جنگ مسلحانه هم نمی کردند، مناظره می شد و با قشری که با نظام می جنگیدند، طبق قانون برخورد می شد.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس اضافه کرد: متاسفانه طی روزهای اخیر صحبت هایی درباره جبهه ملی و نهضت آزادی مطرح شد که مناسب نبود. من در پاسخ به این صحبت ها گفتم که با رده های بالای نهضت آزادی کار کرده ام، بعد انقلاب شد و کم کم فاصله ها شروع شد و یکی از موارد اختلاف، مساله ولایت فقیه بود. هیچ گاه این ظن در ذهن من نیامده است که این افراد کافر هستند؛ آنها نماز می خوانند، خمس می دهند، خوبی می کنند و مسایل مذهبی را رعایت می کنند و من آنها را به معنای واقعی انسان های متدین می شناختم؛ برخی می خواهند حرف در دهان من بگذارند که من آنها را کافر بدانم و ترک کنم اما من نمی توانم این کار را کنم حتی اگر خطری متوجهم باشد.

وی بیان کرد: ما باید در مقابل خدا پاسخگو باشیم؛ حتی امام (ره) هم گفته بود، این ها متدین هستند و بعد هم که خطاب به ایشان گفته شد که این افراد مخالف شما هستند، ایشان با صدای بلند گفت که «مگر من اصول دین هستم؟»

رییس فرهنگستان هنر در ادامه به برخی مشکلات فرهنگی در کشور اشاره کرد و گفت: عمده بداخلاقی هایی که در کشور وجود دارد، ناشی از عدم امنیت، خوف و سیاست های آشفته است. در جامعه ای که جوان منظری برای آینده داشته باشد، جرم خیزی پایین می آید اما اگر افراد به طور دائم در حال ترس باشند، کسانی که بخواهند و بتوانند به خارج از کشور می روند یا فرزندان خود را به آنجا می فرستند و کسانی هم که اینجا می مانند در رویای خارج رفتن می مانند و هیچ احساس امنیتی به آینده ندارند.

وی افزود: وقتی مجموعه سیاست هایی را به کار می گیریم که مردم دچار سردرگمی شوند، مشکلات فرهنگی زیادی به وجود می آید؛ بنابراین اگر ثباتی در سیاست ها ایجاد شود و در کنار آن سیاست های درست فرهنگی نیز اتخاذ شود، ما را از بسیاری از کارهای خشن بی نیاز می کند.

موسوی در ادامه به مسایل اقتصادی اشاره و تاکید کرد: اولین کاری که در زمینه اقتصادی می توانم انجام دهم، ترمیم ساختارهای تصمیم گیری در کشور است. سازمان برنامه ریزی کشور با شرایط جدیدی باید احیا شود و سیاست ها ثبات پیدا کند.

نخست وزیر دوران دفاع مقدس با اشاره به اهمیت سیاست های اصل 44 قانون اساسی اظهار کرد: من هیچ نوع پشیمانی نسبت به سیاست های دوران جنگ ندارم اما آن سیاست ها مربوط به دوران جنگ بود و اکنون جنگی نداریم؛ سیاست های اصل 44 و تکیه بر بخش خصوصی، یک ضرورت است و هیچ دولتی نمی تواند بدون توجه به این مساله، کشور را به پیش ببرد و اشتغال ایجاد کند بنابراین اصل 44 باید با قوت و برنامه ریزی ایجاد شود.

وی افزود: وضعیت امروز کشور پیش از این خصوصی سازی باشد، واگذاری صنایع به سازمان های وابسته به دولت است که من این را خصوصی سازی نمی دانم و مفاسد زیادی در آینده خواهد داشت.

موسوی در ادامه با اشاره به مساله سهام عدالت گفت: بحث هایی مطرح شده پیرامون این که اگر فلانی بیاید سهام عدالت را جمع می کند در حالی که ما نمی توانیم سهام عدالت را جمع کنیم. در کنار این ها برای کوچک کردن دولت هم باید اراده داشت. زمانی که من نخست وزیر بودم ستاد نخست وزیری 700 نفر کارمند داشت؛ ما در آن زمان فکر می کردیم خدا کند جنگ تمام شود و ما این رقم را به 300 نفر برسانیم اما امروز همین ستاد 5000 هزار نفر کارمند دارد. این نشان می دهد که متاسفانه انبساط دولت بسیار گسترده بوده است.

وی در ادامه سخنان خود همچنین از بروز خرافات در کشور انتقاد و ابراز تاسف کرد و گفت: یکی از مشکلات امروز ما این است که چوب گرایش به خرافات را هم می خوریم. وقتی خرافات به صورت سازمان یافته در جامعه نفوذ  کند، بسیار خطرناک خواهد بود و در این بین نقش روحانیت بسیار اثرگذار است و مقابله با این خرافات در گرو حرکت روحانیت است تا زمینه را برای یک نگاه عاقلانه و معقول در جامعه فراهم کند.

موسوی در پایان صحبت های خود نیز اظهار کرد: خدا کند کار دشوار تغییر با همت همه مردم به نتیجه برسد یا این که دولت فعلی دست از این کارهای خود بردارد و به نظرات کارشناسی توجه کند و به مدیران احترام بگذارد و از همه نیروها استفاده کند. من فکر نمی کنم اگر دولت بخواهد کار خوبی انجام دهد و در این راه، توصیه ای بخواهد کسی دست رد به سینه اش بزند.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 19:45  توسط hamed  | 
 

اگر رسانه ملی نداریم، تک تک شما یک رسانه باشید

قلم - سومین همایش موج سوم با حضور سید محمد خاتمی و میر حسین موسوی در سالن همایش های برج میلاد برگزار شد.

به گزارش قلم‌نیوز، در این همایش میرحسین پس از سخنرانی خاتمی گفت: از آقای خاتمی بابت محبت ایشان نسبت به خودم تشکر می‌کنم. در این دو ساعتی که خدمت شما عزیزان بودم تصاویر بسیار تکان دهنده و عبرت‌آموزی را در کلیپ‌ها دیدم و همچنین صحبت‌های بسیار مهم و اساسی را شنیدم. در یک جمله می‌گویم که همه ما به خاطر یک دغدغه مشترک اینجا جمع شدیم و برای یک هدف واحد آمده ایم؛ نگرانی‌های ما از یک جنس است.

موسوی ادامه داد: نگرانی ما برای ایران، انقلاب و اسلام است و آنچه من از صحبت‌های برادر بزرگوارم آقای خاتمی و دیگر دوستانم در موج سوم دریافتم، این بود که شما بیهوده به میدان نیامدید بلکه دغدغه‌هایی داشتید و بنده مهمترین آن را احساس عدم امنیت می‌دانم. کافی نیست که فقط دولت امنیت داشته باشد، انسان‌ها نیز باید امنیت داشته باشند، باید همه ی اقشار کشور ما دارای امنیت باشند و وقتی به آینده نگاه می‌کنند احساس آرامش کنند و منظر روشنی را ببینند و از سیاست‌ها و تصمیمات احساس امنیت کنند و این دلیل طبیعی است که به دنبال آزادی از ترس و رهایی از نیاز باشند. ما در تمام این زمینه‌ها مشکل داریم.

وی سپس گفت: وقتی به مسائل جوانان و ملت خودمان که مشکل مسکن، اشتغال، بیکاری، گرانی است نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که در تمام این زمینه‌ها مشکل داریم.

در این موقع، جمعی از حاضران فریاد می زدند «آزادی»؛ و میرحسین پاسخ داد که «به این نکته هم در صحبت‌هایم می‌رسم»، و ادامه داد: رهایی از نیاز مساله‌ی بسیار مهمی است. آن کسی که در جبر این نیازها یعنی نان، سفره و امکانات اسیر است فراغت ندارد که راجع به آزادی فکر کند.

در این زمان جمعیت فریاد زد «درود بر موسوی» و موسوی ادامه داد: آن کس که به آزادی فکر نمی‌کند نمی‌تواند در شرایط دشوار امروزی طرحی برای رهایی از نیاز ملت داشته باشد. وقتی به صحنه نگاه می‌کنیم می‌بینیم مبهم است؛ آقای خاتمی در سخنان خود سوالاتی را مطرح کردند که اگر این سوالات نبودند دلیلی برای این گردهمایی وجود نداشت. ما در عرصه‌های سیاست خارجی، سیاست داخلی، آزادی، اشتغال و امنیت و همه ی آنچه نیاز ملت ماست مشکل داریم.

موسوی گفت: امنیتی که متعلق به مردم است مهمتر از امنیت دولت است. گمان نکنید که وقتی تشنجی را بیهوده و نه از سر دفاع از منافع ملی بین خود و جهان ایجاد کنیم باعث آرامش خیال مردم می‌شویم، خیر، چرا که در چنین شرایطی وحشت و عدم امنیت در ملت رسوخ می‌کند.

وی افزود: مردم به دنبال ثبات در سیاست‌ها و مدیریت‌ها هستند، جوانان ما به دنبال گردش آزاد اطلاعات هستند، مردم ما و جوانان ما از مسکن، اشتغال و آینده‌شان نگرانی دارند و در عین حال نمی‌خواهند از ابراز عقیده ترس داشته باشند، بلکه می‌خواهند به آن‌ها اعتماد شود و در عین حال حق خود می‌دانند که به دنبال یک انتخابات آزاد، رقابتی و منصفانه باشند. انتخاباتی که در آن رسانه‌های محدود کشور در اختیار یک فرد یا جناح نباشد، انتخاباتی که در آن سرمایه‌های مردم، منافع محدود کشور در خدمت خریدن آرای مردم قرار نگیرد.

موسوی تاکید کرد: گفتن این مسائل برای من سخت است اما ما چاره‌ای جز گفتن این حرف‌ها نداریم چرا که نیروهای رسانه‌یی ما و قدرت ما در این صحنه برمی‌گردد به آگاهی مردم و ما چیزهایی که نمی‌توانیم جبران کنیم تنها با آگاهی دادن و گسترش آن در سطح جامعه به گونه‌ای که هر کس یک رسانه باشد می‌توانیم ایجاد کنیم. اگر رسانه‌ی ملی نداریم تک تک شما باید یک رسانه‌ باشید.

و در این هنگام جمع حاضر فریاد زدند «صداوسیمای ما اصلاح باید گردد».

موسوی در پایان تصریح کرد: به همین دلیل است که حمایت آقای خاتمی و موج سوم و پویش و همه ی نیروهای جوان در این عرصه تعیین کننده است. من ذوق آقای خاتمی را ندارم که شعر زیبا برای شما بخوانم، تنها می‌خواهم بگویم که شانس ما در با هم بودن و همه‌گیر کردن این جمع در سراسر کشور است، این آخرین وسیله ی ما برای پیروزی در صحنه است.

بنابر این گزارش، در انتهای همایش، تابلوی زیبای نقاشی به رسم یادبود این نشست که تصویر دماوند، پرچم ایران و میرحسین موسوی بر آن نقش گرفته بود به میرحسین موسوی تقدیم شد.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 19:44  توسط hamed  | 
 

نزدیک غروب آفتاب است ولی من صبح را دوست دارم

قلم - سید محمد خاتمی گفت: حضور حداکثری مردم در انتخابات زمینه‌ساز تحقق خواسته‌ی اکثریت و رقم خوردن مصلحت کشور است.

به گزارش قلم‌نیوز، رییس جمهور سابق کشورمان در همایش موج سوم، پیش از سخنان مهندس موسوی با اشاره به همزمانی ایراد سخنانش با غروب آفتاب گفت: نزدیک غروب آفتاب است ولی من صبح را دوست دارم.

خاتمی ادامه داد: بگذارید در این هنگام غروب که غم دلپذیری دل‌ها را پر می‌کند هم‌زبان با آیینه‌دار جان بلند وارسته ایرانی حافظ شیراز شویم که می‌گوید: صبح است ساقیا قدحی پرشراب کن/دور فلک درنگ ندارد شتاب کن/زان پیشتر که عالم فانی شود خراب / ما را به جام باده گلگون خراب کن.

وی در ادامه گفت: فرصت‌ها کم و دیر به دست می‌آیند و زود از دست می‌روند. فرصت‌ها اما در عرصه اجتماعی و سیاسی از دست نمی‌روند بلکه به تهدید تبدیل می‌شوند و ما امروز در برابر تهدیدها و بحران‌ها هستیم و در عین حال فرصت مغتنم انتخابات ریاست جمهوری را در پیش داریم.

رییس جمهور سابق کشورمان با گرامی داشت یاد و خاطره ی شاعر معاصر قیصر امین‌پور و قرائت یکی از ابیات وی با این مضمون که چه زود دیر می‌شود، بار دیگر گفت:‌ فرصت‌ها زود از دست می‌رود لذا به حکم خردمندی به محض به دست آمدن فرصت باید آن را غنیمت شمرد و از آن استفاده کرد.

خاتمی در ادامه بیان کرد: اگر وضع کشور را می‌پسندید؛ اگر احساس می‌کنید از امکانات کشور به درستی استفاده می‌شود؛ اگر احساس می‌کنید فرصت‌های بزرگی از دست نرفته؛ اگر احساس می‌کنید ایران سرفراز است و شأن و حیثیت ایران در منطقه و عرصه جهانی حفظ می‌شود؛ اگر می‌اندیشید فرصت‌هایی که مانند افسانه بود و درآمدهای مالی هنگفتی را برای کشور به ارمغان آورد در مسیر توسعه کشور صرف شد؛ اگر با وجود درآمدها دچار رکود تورمی نیستید‌؛ اگر دانشگاه و دانشجو جایگاه خود را دارد و اگر بیان اندیشه از گذشته آزادتر است بسیار خوب؛ این وضع را ادامه دهید. اما اگر احساس می‌کنید چنین نیست که نیست فرصت انتخابات را غنیمت بشمارید.

بخش های مختلف سخنان خاتمی به کرات از سوی جمعیت پرشور حاضر در سالن مورد تشویق قرار می گرفت.

خاتمی تاکید کرد: امروز به برکت انقلاب فرصت انتخاب برای شما وجود دارد اگرچه در برابر انتخابات مشکلات و رویه‌های نادرست زیادی وجود دارد.

وی با اشاره به کاندیداتوری میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری آینده گفت: مهندس موسوی شخصیتی است که در دینداری، روشن‌بینی و دلسوزی اش  برای انقلاب و جامعه، نمی‌توان تردید کرد. من مطمئنم چنانچه در انتخابات حضور مردم فراگیر باشد نتیجه آن می‌شود که اکثریت می‌خواهند و به مصلحت کشور است.

خاتمی گفت: اقشار مختلف جامعه و همگان باید تلاش کنند تا حضور مردم در انتخابات حداکثری باشد. نباید این لحظه‌ و فرصت سرنوشت‌ساز را از دست بدهیم.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 19:37  توسط hamed  | 
 

افشاگری های دانش جعفری ازنحوه انتخاب وزرای کابینه دولت نهم

داوود دانش‌جعفري، وزير سابق امور اقتصادي و دارايي دولت نهم كه مردادماه گذشته از كابينه محمود احمدي نژاد كنار رفت، از وجود گروهي از اطرافيان رييس جمهوري سخن گفت كه با فعايلتهاي خود مانع حضور وي در دولت شدند. 

دانش جعفري در مصاحبه‌اي مفصل با ويژه نامه نوروزي روزنامه جام جم علت بركناري خود را افرادي دانست كه در ستاد انتخاباتي احمدي‌نژاد پست‌ها را ميان خود تقسيم كرده بودند، اما ورود او به گروه 4 نفره گزينش تيم اقتصادي كابينه بازي آنها را برهم زده و لذا سيل گزارش‌هاي غيرواقعي عليه دانش جعفري به رئيس‌جمهور از همان آغاز وزارت وي شروع شده و سرانجام نيز كار خود را كرده بود.

وي در باره چگونگي انتخاب خود به وزارت امور اقتصادي و دارايي گفت:"من با آقاي احمدي‌نژاد سابقه دوستي داشتم اما با ستاد انتخاباتي او همكاري نمي كردم. بعد از انتخاب شدن آقاي احمدي‌نژاد به عنوان رييس جمهوري، ايشان با يك وقفه زماني از من دعوت كرد تا برنامه كاري خودم را براي پست وزارت جهاد كشاورزي ارائه دهم. من هم قبول كردم و برنامه را دادم."

دانش جعفري افزود:" پس از اينكه ارتباطم با آقاي احمدي نژاد نزديكتر شد، متوجه شدم مشكل ايشان، پيدا كردن مديران مناسب براي قبول پست‌هاي اقتصادي است. در نتيجه، بعد از مدتي به من گفت كه تصميم دارد از من در يكي از دو پست سازمان مديريت برنامه‌ريزي يا وزارت اقتصاد استفاده كند. من باز هم اعلام آمادگي كردم. منتهي اينكه ايشان آن موقع اين پيشنهاد را به من داد يك نكته‌اي در آن بود كه من بعداً آن را متوجه شدم."

وزير مستعفي اقتصاد در باره "نكته" يادشده گفت:"بلافاصله بعد از اينكه آقاي احمدي نژاد در انتخابات پيروز شد مجموعه‌اي از نزديكان را كه عموماً در ستاد انتخاباتي ايشان فعال بودند را در گروه‌هاي مختلف تقسيم‌بندي كرد تا براي هر وزارت‌خانه مجموعه‌اي از مديران قابل طرح را جستجو نموده و پيشنهاد كنند. در واقع كار آنها پيدا كردن وزير مناسب براي كابينه آقاي احمدي‌نژاد بود. من در آن مجموعه حضور نداشتم و اتفاقاً وقتي رسيدم كه گزارش پيشنهادي اين گروه‌ها به آقاي احمدي‌نژاد تقديم شده بود اما، نكته جالب در گزارش آنها اين بود كه در ليست پيشنهادشده براي وزارت‌خانه‌هاي مختلف عموماً از كساني نام برده بودند كه يا در ستاد انتخاباتي آقاي احمدي‌نژاد فعال بودند و يا عضو گروه جستجوي افراد شايسته براي كابينه بودند." 

دانش‌جعفري ادامه داد:"...شايد اگر من هم جاي آقاي احمدي‌نژاد بودم، همين احساس را مي‌داشتم و فكر مي‌كردم كه اين گروه‌ها به جاي آنكه بي‌طرفانه به رئيس‌جمهور مشاوره بدهند، در واقع براي خودشان قبايي درست كرده بودند! در چنين فضايي بود كه آقاي احمدي‌نژاد پست مرا مشخص كرد و سپس وارد كميته چهار نفره گزينش وزرا نمود."

وي گفت:"رييس جمهوري علاقمند بود پيشنهادات ما بي‌طرفانه باشد. او همين نكته را هم به دكتر رهبر گفته بود كه ايشان يا وزير اقتصاد خواهد شد يا رئيس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي. غير از ما دو نفر، آقايان دكتر الهام و مهندس زريبافان نيز عضو كميته چهار نفره بودند. مسووليت بعدي آنها در كابينه نيز قبل از عضويت در كميته، مشخص شده بود. بعد از مدتي كه من در كميته چهار نفره كار كردم و با مجموعه ستاد آقاي احمدي‌نژاد بيشتر آشنا شدم به وجود بعضي از حساسيت‌ها نسبت به خودم پي بردم."

وزير مستعفي اقتصاد تصريح كرد:"در مجموع، دو گروه بودند كه علاقه زيادي به من نداشتند. عده‌اي كه فكر مي‌كردند با ورود من جا براي آنها تنگ شده است. گروه دوم هم كساني بودند كه مخالف تفكر اقتصادي من بودند. بعضي‌ها مي‌گفتند فلاني (من) گروه خونش به آقاي دكتر احمدي‌نژاد نمي‌خورد و چنين استدلال مي‌كردند اگر فرد ديگري از اصولگرايان غير از آقاي احمدي‌نژاد هم پيروز شده بود از من در كابينه خود استفاده مي‌كرد! "

دانش جعفري در ادامه خاطرات ناگفته خود از دوران وزارت اظهارداشت: "يكبار قبل از معرفي من به مجلس، آقاي دكتر احمدي‌نژاد به زبان آمد و گفت كه مجبور شده است براي بكارگيري من بهاي سنگيني را بپردازد! يكي از همين افراد به دكتر احمدي‌نژاد پيشنهاد داده بود كه اگر اصرار براي بكارگيري دانش جعفري وجود دارد، حداقل در پست سازمان مديريت نباشد. من در پاسخ به آقاي دكتر احمدي‌نژاد عرض كردم كه من هم براي همكاري با شما بهاي سنگيني را مي‌پردازم و لذا من هم از اين فضا رنج مي‌بردم تا اين‌كه بالاخره روزي به ايشان التماس نمودم كه مرا از همكاري معاف كند، ولي ايشان قبول نكرد. در نهايت خواهش كردم كه مرا در پست‌هاي ستادي مهم مثل اقتصاد و سازمان مديريت نگذارد و در جايي مثل جهاد كشاورزي كه استقلال نسبي دارد و در ضمن حساسيت كمتري هم دارد، مشغول بكار شوم. ايشان مجدداً قبول نكرد. احساسي كه داشتم اين بود كه آقاي دكتر احمدي‌نژاد در بكارگيري من كاملاً مصمم شده است. لذا در اين فضا بود كه تصميم گرفتم با همه مشكلاتي كه قابل پيش‌بيني بود همكاري كنم. تلقي من در آن زمان اين بود كه آقاي احمدي نژاد تفكر مرا پذيرفته است و روي راه‌حل‌هاي پيشنهادي من حساب باز كرده است." 
منبع:میزان

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 16:9  توسط hamed  | 

انبارهای کارخانجات مهم صنعتی کشور اعم از فولاد، سیمان و محصولات پتروشیمی انباشته گردیده و این کارخانه ها در شرایط بسیار دشواری بسر می برند.
به گزارش خبرنگار "تابناک" بدلیل کاهش تقاضا در بازارهای مصرف, هم اینک بسیاری از کارخانجات مهم صنعتی کشور با انباشت سرمایه مواجه گردیده اند و نشانه های بروز رکود اقتصادی دز کشور پدیدار گردیده است.
این گزارش می افزاید همانطور که قبلا کارشناسان اقتصادی هشدار داده بودند دامنه بحران اقتصادی کشورهای پیشرفته صنعتی به مرور به کشور ما سرایت نموده و هم اینک بسیاری از کارخانجات سیمان، فولادسازی و پتروشیمی با انبارهای انباشته از کالا و کاهش شدید خریدار مواجه گردیده اند و چنانچه دولت تدابیر لازم را در این خصوص اتخاذ ننماید آینده مبهمی در انتظار این کارخانجات خواهد بود.به نظر می رسد اگر دولت با تزریق نقدینگی لازم و جلوگیری فوری از واردات بی رویه کالاهای اساسی در جهت کمک به صنایع مادر اقدام ننماید، این بحران به سایر زمینه های اقتصادی و تولیدی کشور سرایت نموده  و دامنه های آن به سرعت افزایش خواهد یافت.
کشورهای پیشرفته صنعتی علی رغم اتخاذ تدابیر جدی اقتصادی و تزریق کمک های فوری نقدی به کارخانجات خود صرفا توانسته اند شدت آن را کاهش داده و هنوز از مهار بحران اقتصادی خود توفیق چندانی پیدا ننموده اند و این در حالیست که در ایران هنوز از تشکیل کمیته های مخصوص و تدابیر عملی جهت مقابله با این بحران و عوارض آن که نشانه هایش به روشنی پدیدار گردیده خبری در دست نیست.
پیش بینی اکثر کارشناسان اقتصادی حاکی از آن است که سال 1388 یکی از سخت ترین سال ها در عرصه های اقتصاد و تولید خواهد بود و وجود نداشتن برنامه های حساب شده یقینا به افزایش دامنه های آن منجر خواهد گردید.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 15:59  توسط hamed  | 

عيد نوروز زماني براي «آغازهاي نو» است

باراك اوباما در يك پيام ويدئويي با تبريك سال نو، حل اختلافات بين آمريكا و ايران و يك تعامل "صادقانه" با تهران را خواستار شد و از مقامات ايراني خواست با انتخاب صلح به جاي "تروريسم يا تسليحات"، "عظمت حقيقي" خود را نشان دهند.

به گزارش «تابناك»، باراك اوباما، رييس‌جمهور آمريكا در يك پيام ويدئويي كه صبح روز جمعه توسط دولت وي منتشر شد، خطاب به مقامات ايراني گفت: ما اختلافات جدي داريم كه با گذشت زمان تشديد شده است. دولت من اكنون متعهد به ديپلماسي كه به همه‌ي مسايلي كه پيش رو داريم، مي‌پردازد و نيز به دنبال كردن روابط سازنده بين آمريكا، ايران و جامعه بين‌المللي متعهد است.

به گزارش شبكه تلويزيوني بلومبرگ، اوباما كه در طول مبارزات انتخاباتي خود بر تعامل با دشمنان آمريكا تاكيد داشت، گفت كه تلاش براي برقراري مجدد روابط "با تهديد پيش نخواهد رفت".

رييس‌جمهور آمريكا گفت: ما به دنبال تعاملي هستيم كه صادقانه و بر مبناي احترام متقابل است. من به مناسبت سال جديد شما، از شما مردم و مقامات ايراني مي‌خواهم كه آينده‌اي را كه ما به دنبال آن هستيم را درك كنيد، اين آينده‌اي است كه در آن تبادلات بين مردم ما و نيز فرصت‌هاي بزرگ‌تر براي شراكت و تجارت از سر گرفته خواهد شد و علاوه بر آن، امنيت و صلح بيشتري برقرار خواهد شد.

اين اقدام بي‌سابقه رييس‌جمهور آمريكا ظاهرا براي جلب توجه مردم و مقامات ايراني انجام گرفته است.

اوباما در اين پيام ويدئويي، "فرهنگ غني و بزرگ" ايران را ترسيم كرد و گفت: ما مي‌دانيم كه شما يك تمدن بزرگ هستيد و دستاوردهاي شما، احترام آمريكا و جهانيان را برانگيخته است.

رييس‌جمهور آمريكا با بيان اينكه مي‌داند عبور از اختلافاتي كه بين دو كشور وجود دارد دشوار است، افزود: كساني وجود دارند كه بر اين عقيده‌اند كه ما بر اساس اختلافاتمان تعريف مي‌شويم؛ اما بگذاريد كلماتي را كه سال‌ها پيش توسط سعدي نوشته شد به خاطر آوريم: "بني آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند".

به گزارش خبرگزاري فرانسه، اوباما در بخش ديگري از پيام‌ ويدئويي خود گفت: روابط بين كشورهاي ما به مدت سه دهه دچار تنش بوده است، اما در اين تعطيلي (عيد‌ نوروز) ما انسانيت مشتركي كه ما را به هم پيوند مي‌دهد، به خاطر آورده‌ايم.

وي، عيد نوروز را زماني براي "آغازهاي نو" خوانده و گفت كه مايل است با صراحت درباره لزوم عصر جديدي از تعاملات صادقانه با مقامات ايراني صحبت كند.

رييس‌جمهور آمريكا با تكرار تلويحي اتهامات واشنگتن درباره حمايت ايران از تروريسم و داشتن يك برنامه هسته‌يي تسليحاتي گفت: آمريكا خواهان اين است كه ايران به جايگاه واقعي خود در جامعه بين‌المللي برسد. شما اين حق را داريد، اما اين حق مسووليت‌هايي حقيقي را به دنبال دارد و نمي‌توان از طريق تروريسم يا سلاح به اين جايگاه رسيد؛ اين جايگاه از طريق اقدامات صلح‌آميز كه عظمت حقيقي مردم و تمدن ايراني را جلوه‌گر مي‌شود،‌ به دست مي‌آيد. اين عظمت نه از طريق توانايي نابود كردن بلكه از طريق به نمايش گذاشتن توانايي ساختن و خلق كردن اندازه‌گيري مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري فرانسه، اظهارات اوباما آشكارا نشان مي‌دهد كه دولت وي ايران را به عنوان يك شريك احتمالي براي مذاكرات به رسميت شناخته است، گرچه دو كشور هيچگونه روابط ديپلماتيكي از دهه 1980 تاكنون نداشته‌اند و حتي اوباما از برداشتن گزينه نظامي از روي ميز خودداري كرده است.

 

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 15:54  توسط hamed  | 

 

ساقیا آمدن عید مبارک بادت

وان مواعید که کردی مرواد از یادت

شادی مجلسیان در قدم و مقدم توست

جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوم فروردین 1388ساعت 15:51  توسط hamed  | 

 

خاتمی، خاتمی است

 

بسم الله الرحمن الرحیم
زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش می گویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو می کنم.
سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینه ای سنگین برای آن پرداخته شده است می گذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشت‏سر گذاشته است و دست آورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است.
بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام(ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل می خواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه می دانستند.
اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفته ایم، آنچه می تواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمی دانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد.
درخواستهای گسترده‏ی اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایسته اند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند.
ضمن سپاس فراوان از همه محبت هایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی توده های پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام می کنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد. ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوخته اند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می دارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه ای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکته هایی را یادآور می شوم:
1- حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینه ای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) می گذرد. آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، ”تغییر سازنده“ در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می گویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعاً راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می طلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواسته های مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب می اندیشیدند.
2- وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است.
3- هنگامی که گفتم «یا من یا مهندس موسوی» در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم.
ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه های ارزشمندی است که در موقعیت های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته اند.
ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت ها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پای بنداند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و می کنند.
رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم.
خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران «تغییر» - در هر جبهه و جناحی که باشند- بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.
من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که «میزان» رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم.
بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات می خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیش داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند.
به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله.
در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و می کنند سپاسگزاری می کنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشمداشتی منشاء شوری دل انگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض می کنم که ما می توانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که ان شاء الله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواستهای تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم.

ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب"

سیّد محمّد خاتمی
26 اسفند 1387    

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اسفند 1387ساعت 13:32  توسط hamed  | 
 

با سلام خدمت همه دوستداران نشریه و وبلاگ نشریه مستقل دانشجویی عطش

پوزش ما را به دلیل عدم چاپ نشریه و به روز نمودن وبلاگ پذیرا باشید. سال جدید حتماْ نشریه را منتشر خواهیم نمود و به زودی وبلاگ را نیز با مطالب متنوع به روز خواهیم کرد.

اما برخود دانستیم حضور قدرتمندانه اصلاح طلبان  برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده را به فال نیک بگیریم و آرزو کنیم که آگاهی بر هر چیز دیگر در تصمیم و اراده ملت اثرگذارتر باشد.

ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم و بدون شک ۲۲ خرداد دوم خردادی دیگر رقم خواهد خورد.

منتظر ما باشید.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اسفند 1387ساعت 21:36  توسط hamed  | 

 

 سی و یکمین سالگرد شهادت معلم شهید،

 

         دکتر علی شریعتی گرامی باد.

 

راز ماندگاری شریعتی چیست؟ چرا پس از گذشت بیش از سی سال از شهادتش هنوز صحبت از اوست؟ و در این بین فرقی نمی کند موافق او باشی یا مخالفش! صحبت، صحبت دکتر شریعتی است. به راستی چرا؟

نظرات خود را برای ما بنویسید.
 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 23:22  توسط hamed  | 
 

خدایا: عقیده ی مرا از دست عقده ام مصون بدار.

خدایا: به من قدرت تحمل عقیده ی مخالف ارزانی کن.

خدایا: مرا در ایمان، اطاعت مطلق بخش، تا در جهان، عصیان مطلق باشم.

خدایا: اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاور که زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار و پلید شبه آدم های اندک را متوجه شوم؛ چه؛ دوست تر می دارم بزرگواری گول خور باشم تا، همچون اینان، کوچکواری گول زن.

خدایا: بر اراده، دانش، عصیان، بی نیازی، حیرت، لطافت روح، شهامت و تنهایی ام بیفزای.

خدایا: در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهی می کشاند، مرا، با نداشتن و نخواستن، روئین تن کن.

خدایا: رحمتی کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد؛ قوتم بخش تا نانم را، و حتی نامم را در خطر ایمانم افکنم، تا از آن ها باشم که پول دنیا را می گیرند و برای دین کار می کنند، نه آن ها که پول دین می گیرند و برای دنیا کار می کنند.

ای خداوند،

به علمای ما مسئولیت، و به عوام ما علم، و به مؤمنان ما روشنایی و به روشنفکران ما ایمان، و به متعصبین ما فهم، و به فهمیدگان ما تعصب، و به زنان ما شعور، و به مردان ما شرف، و به پیران ما آگاهی، و به جوانان ما اصالت، و به اساتید ما عقیده، و به دانشجویان ما... نیز عقیده، و به خفتگان ما بیداری، و به بیداران ما اراده، و به مبلغان ما حقیقت، و به دین داران ما دین، و به نویسندگان ما تعهد، و به هنرمندان ما درد، و به شاعران ما شعور، و به محققان ما هدف، و به نومیدان ما امید، و به ضعیفان ما نیرو، و به محافظه کاران ما گستاخی، و به نشستگان ما قیام، و به راکدان ما تکان، و به مردگان ما حیات، و به کوران ما نگاه، و به خاموشان ما فریاد، و به مسلمانان ما قرآن، و به شیعیان ما علی، و به فرقه های ما وحدت، و به حسودان ما شفا، و به خدبینان ما انصاف، و به فحاشان ما ادب، و به مجاهدان ما صبر، و به مردم ما خودآگاهی، و به همه ی ملت ما، همت تصمیم و استعداد فداکاری و شایستگی نجات و عزت ببخش.

 

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387ساعت 23:14  توسط hamed  | 
 

حق همیشه پیروز است.

 

پیروزی دانشجویان دانشگاه تربیت معلم و

تحقق خواسته هایشان سند افتخار دیگری

بر پیشانی دانشگاه و دانشگاهیان آگاه

است.

 

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 21:9  توسط hamed  | 
 
  بالا