تبليغاتX
نشریه مستقل دانشجویی عطش - ...
 
نشریه مستقل دانشجویی عطش
 
 
کاری از دانشجویان دانشگاه شمال
 
                       تا مرد سخن نگفته باشد         عیب و هنرش نهفته باشد

 

چندی پیش هنگامیکه روزنامه ی اعتماد را همچون همیشه ورق می زدم مطلبی توجهم را جلب کرد که نه تنها  باعث آشفتگی و عصبانیتم شد بلکه موجبات تأسفی شدید و عمیق را هم فراهم کرد.

و اما آن مطلب اینکه، آقای مصباح یزدی فرموده اند مختلط بودن دانشجویان مجرد در دانشگاه ها عامل فساد است.

به همان دلیلی که در ابتدا عرض  کردم- آشفتگی و عصبانیت- نوشتن پیرامون این گفتار نسنجیده و ناصواب را به زمانی دیگر موکول کردم، زمانی که در کمال آرامش مطالبی را عرضه کنم تا خدای ناکرده برخلاف عده ای پا را نه از گلیم خویش بیرون گذارم و نه از دایره ی ادب و شعور خارج شوم چرا که قشر دانشجو با این دو کاملاً بیگانه است.

غرض پاسخگویی به آقای مصباح نیست، پاسخ به اندیشه ای است که متأسفانه این روزها به نحوی آن را از گوشه و کنار در غالب گفتمان رایج عده ای هم می شنویم و هم می بینیم.

نمی دانم آقایان ملاک فساد را چه در نظر گرفته اند و در ضمن خود را در چه جایگاهی قرار داده اند که اینگونه و به راحتی حکم می رانند و دم از جداسازی فضای دانشگاهی می زنند، و تازه وقاحت را از حد گذرانیده و دانشگاه را مبدأ فساد می دانند. وااسفا!!!

اما بهتر است آقایان و هم سلفانشان خوب گوشهای مبارک را باز کنند و چشمهایشان را محکم بمالند تا از توهمی که در آن گرفتار آمده اند رها شوند.

نمی دانم چرا روشنفکران، مسئولین، و همه ی آنهایی که به نوعی احساس مسئولیت می کنند در مقابل این بی حرمتی آشکار به ساحت مقدس دانشگاه و دانشجو ساکت نشسته اند و سخنی به میان نمی آورند؟!

سه حالت را بیشتر نمی توانم تصور کنم: یا عزیزان خود بر این باورند، یا جرأت سخن گفتن ندارند و یا اینکه در خواب غفلت آرمیده اند و به اصطلاح روشنفکری می کنند!!

بدا به حال جامعه ای که اینگونه است!

امروز در قرن ۲۱ در زمانی که دنیا خیزش عظیم اطلاعاتی، فناوری، علمی و... را در حال پشت سر گذاشتن است می بینیم در جامعه و کشوری که داعیه ی قدرت برتر منطقه ی استراتژیک خاورمیانه را دارد، بی پروا بر اصلی ترین و حیاتی ترین پایگاه علم و دانش و فرهنگش اینگونه می تازند و تازه از آن بدتر ، صدایی از کسی هم بر نمی آید!!

گویا یادآوری چند نکته برای آقایان ضروری و لازم است تا زین پس در به کاربردن واژه های صحبت هایشان نهایت دقت را مبذول فرمایند.

گویا فراموش کرده اند از ساحت مقدس همین دانشگاه بود که ایستادگی و استواری در مقابل استبداد و استعمار درست زمانی که همه ی صداها در گلو خفه شده بود و حرف حرفِ گلوله بود، معنا شد. ۱۶ آذر ۱۳۳۲. این دانشگاه و دانشجو ی بزرگ بود که درست در زمان حکومت کودتا فریاد آگاهی و آزادی برآورد. حتماً فراموش کرده اید!

نقش پر رنگ و عظیم این خانه ی آگاهی و این مظهر ایستادگی در به ثمر رسیدن بزرگترین انفلاب مردمی قرن درست زمانی که بیش از همیشه به آگاهی نیاز داشتیم، انکار ناشدنی است. آنجا که توده همیشه به دانشگاه و دانشجو و حرکت آن نگریسته و بعد مسیر آغاز نموده است و به تبعیت از آن. آنجا که دانشگاه و دانشجو به عنوان صاحبان علم و اندیشه، اندیشه ی جامعه را رقم زده اند. حتماً فراموش کرده اید!

۱۳ آبان ۱۳۵۸، انقلاب دوم، لقبی که بنیانگذار کبیر انقلاب به حرکت خود جوش دانشجویانی داد که در اقدامی شجاعانه سفارت آمریکا، که نه سفارت، بلکه لانه ی جاسوسی و دسیسه چینی و سنگ اندازی در مقابل مردم این سرزمین بود را به تصرف درآوردند. همین دانشگاه و دانشجو بود. حتماً فراموش کرده اید!

آقایان دوران ۸ سال دفاع مقدس را هم که فراموش کرده اید! بسیاری از همین دانشجویان و دانشگاهیان در صفوف مقدم نبرد با دشمن بعثی مردانه جنگیدند و جانانه به دیدار معبود شتافتند. می دانم! حتماً فراموش کرده اید!

دوران سازندگی پس از جنگ را چه کسانی بی هیچ چشمداشت و منفعتی بر عهده گرفتند؟ چه کسانی وابستگی و نیاز شدید کشور به نیروهای علمی و فنی بیگانه را درست در زمانی که تحت شدیدترین تحریم ها قرار داشتیم برطرق کردند و داوطلبانه آنچه داشتند در طبق اخلاص گذاشتند؟ شما یا دانشجویان ما!!

امروز آنچه که بیش از همه به آن می بالیم و افتخار می کنیم پیشرفت های چشمگیر جوانان دانشجوی ما در عرصه ی علم و فناوری است، همانهایی که شما امروز آنها را از عوامل فساد  میدانید!

چشمهایتان را که باز کنید می بینید تمام این افتخارات و دستاوردها از ابتدا تا کنون و تا همیشه حاصل تلاش، پشتکار، عشق، خلوص، پاکی و از همه مهمتر ایمان دختران و پسران دانشجویی بوده است که آنقدر فهمیده و با شعور و با شرافت هستند که علی رغم همه ی توطئه های بیگانه و خنجرهایی که از پشت دشمنان دوست نما بر پیکرشان زده اند همچنان با صلابت و افتخار می آموزند و می آموزانند.

پسران و دختران دانشگاههای ما فرزندان عصر آگاهی و خردورزی اند و بی خردی و نا آگاهی آنهایی که از تخریب و تهمت و افترا ابایی ندارند را با خنده ای تلخ از سر می گذرانند، چرا که آنها از این داستانها زیاد شنیده اند!!

ایمان و اندیشه ی آنان بزرگتر از آنی است که انسانهای کوچکی که سرویس های ایاب و ذهاب  دانشجویان را با طلق های شیشه ای جدا می کنند، می پندارند.

ایمان آنان حد و مرز را درنوردیده  و به بینیازی رسیده است. آنان فرزندان پاک سرزمین پاک ایرانند و چه چندش آور است اندیشهای سطحی و کوتاه آنان که نمی توانند بزرگی دیگران را ببینند.

چه ساده انگارند آنها که خاک در چشم خورشید می پاشند و با عصبانیت حکم به اعدام باران می دهند.

                                                                پاینده باشی دانشجو

                                                                               سعید محمدپور

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 20:27  توسط hamed  | 
 
  بالا