|
نشریه مستقل دانشجویی عطش
|
||
|
کاری از دانشجویان دانشگاه شمال |
(( دانشگاه همیشه زنده است ))
دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالي كشور در حالي سال تحصيلي جديد را آغاز كردند كه تابستاني پر تنش را پشت سر گذاشتند. هر چند موارد پيش آمده براي دانشگاه ها به هيچ عنوان تازگي نداشت و دانشجويان در تابستان سال پيش هم شاهد موارد مشابه بودند. دستگيري دانشجويان و مديران مسئول نشريات دانشگاهي، برخورد با تجمع آرام 18 تير و دفتر تحكيم وحدت، مقابله هاي شديد با انجمن هاي اسلامي و شوراهاي صنفي دانشجويي، احضار بسياري از دانشجويان به كميته هاي انضباطي دانشجويي، به انفعال كشيدن فعاليت هاي كانونهاي فرهنگي و بعضاً تعطيلي آنها، داستان سر به مُهر اخراج يا استعفاي!!!! اساتيد معتبر دانشگاهي و... همه و همه نشان از تابستاني سخت براي دانشجويان و همچنين آغاز سالي سخت تر دارد!
به هر تقدير آنچه در تابستان امسال و قبل از آن اتفاق افتاد جدا از اينكه يكبار ديگر ناديده گرفتن حقوق دانشجويي و بي احترامي به محيط مقدس دانشگاه را نمايان ساخت، بيانگر یک نكته بود و آن اهميت وجود و نقش عظيم و پر رنگ دانشگاه و دانشجو در عرصه ي سياسي و اجتماعي كشور و اينكه دانشگاه هيچگاه به تعطيلي و ركود نخواهد رفت كه نبايد به سادگي از آن چشم پوشي كرد.
دانشگاه به عنوان محور تفكر و عملگرايي در كشور جزو معدود نهادهايي است كه به طور خود جوش و غير وابسته محل تعامل و حتي تقابل آرا و انديشه هاي گوناگون و ارائه ي راهكارهاي بنيادي و عميق پيرامون مباحث مهم جاري و اتي كشور مي باشد و بارها و بارها نشان داده است كه در عرصه ي حضور نيز فعال و پويا تر از هر سازمان ديگري است.
اصولاً نقش دانشگاه از آنجا كه داراي نيروي جوان و نخبه ي فكري است در جهت دهي به فرايند رشد و توسعه ي كشور در تمامي ابعاد آن بالاخص امور سياسي ، اجتماعي و فرهنگي بسيار حائز اهميت و تأثيرگذار است.
هر چند دانشجوي ما بارها به اثبات اين موضوع پرداخته، اما متأسفانه چند صباحي است كه نگاه به دانشگاه و دانشجو نگاهي از سر بغض و كينه توزانه و انتقام جويانه است!!!
حالا چرا، نكته اي است كه پاسخ هاي بسياري دارد كه از حوصله ي اين مقاله خارج است و فرصتي ديگر مي طلبد.
فراموش نكنيم دانشگاه محل طرح پرسشهاي بي شمار پرسشگران اصلي جامعه است. نيروي جواني كه بدون شك بيشتر از همه نسبت به سرنوشت جامعه و سرزمين خويش احساس مسئوليت ميكند، چرا كه فردا او سكاندار اصلي جامعه است. اما متأسفانه شاهد آنيم كه رويكرد نگرش به محيط دانشگاهي ما روز به روز منفي تر از گذشته مي گردد.نگاه غير مسئولانه به دانشگاه و توهين هايي نظير عامل فساد بودن اختلاط دختر و پسر در محيط دانشگاه ها، وابستگي به نيروهاي برانداز و توطئه گر عليه نظام جمهوري اسلامي و انقلاب مردمي ايران، عملاً محيط دانشگاه را به ميدان سركوب، تهديد و تحديد تبديل نموده است.
امروز متأسفانه جايگاه تفكر و انديشه به عنوان اصلي ترين و حياتي ترين عنصر سازنده و پيش برنده ي دانشگاه به سكون و سكوتي وحشناك دچار شده است كه در صورت ادامه ي اين مسير بوي گند اين مرداب راكد در درجه ي اول دانشگاه ما و بعد جامعه ي ما را نابود خواهد كرد. نمونه ي بارز اين موارد را مي توان در سركوب نشريات دانشجويي مشاهده كرد كه اصلي ترين محل ارائه ي آرا و نظرات دانشجويان و مسائل، مشكلات و دغدغه هاي آنهاست. با نهايت تأسف شاهد آنيم كه مسئولان دانشگاه ها به نشريات دانشجويي مستقل به ديده ي دشمنان خوني مينگرند و در پي توقيف، توبيخ،سانسور و حتي اعمال نظرهاي سليقه اي و شخصي بر خلاف مواد 3 و 4 حقوق مطبوعات بر مي آيند. ريشه يابي علل اين ديوار بي اعتمادي كه بين دانشجو و مسئولان كشيده شده است و عموماً هم از سوي صاحب منصبان بزرگ و بزرگتر مي شود، مجالي ديگر و قلمي تواناتر مي طلبد، اما آنان كه به هر نحويو با بهانه هاي واهي سعي در تخريب چهره ي دانشگاه و دانشجوي ما دارند بايد بدانند كه دانشجوي ما همواره و در همه جا به عنوان چشمان بيدار اجتماع خويش بينا و هوشيار به كارزار آمده است. علي رغم تمامي ناملايمات، سختي ها و تهمت هايي كه مي شنود و مي بيند همچنان به انديشه احترام مي گذارد و اعتقاد دارد كه راه آبادي، آزادي و سربلندي ايران عزيز از مسير آگاهانه انديشيدن و آگاهانه گام برداشتن مي گذرد. آري! از مسير انديشه.
انديشه هاي بزرگ، هميشه با مخالفت هاي سخت و مقاوم روبرو شده اند، اما انديشه اي كه پويا و از روي آگاهي باشد بدون شك پيروز ميدان مبارزه است و به ساده انگاريِ آنها كه با عصبانيت حكم به اعدام آن مي دهند، چون انديشه اي ندارند، مي خندد. و اين دانشگاه ماست كه همچون گذشته . تا هميشه، صبور، مقاوم و استوار ايستاده است و به ابرهاي سياهي و بادهاي بدي مي خندد.مغرور و پر افتخار همه را به خويش فرا مي خواند. دانشجو و دانشگاه ما به آنها كه او را فاسد، وابسته، اخلالگر و... ميدانن بيان مي دارد كه راه نهايي راه دانشگاه است، مبدأ و مقصد يكي است، اين مهم را دانشجو. بهتر از هر كسي مي داند و كژ انديشان كاري از پيش نخواهند برد.
آري! انديشه ي آگاه و آگاهي انديشه.
و مكروا و مكرالله والله خيرالماكرين.
سعيد محمدپور
|
|