تبليغاتX
نشریه مستقل دانشجویی عطش - جرعه اول
 
نشریه مستقل دانشجویی عطش
 
 
کاری از دانشجویان دانشگاه شمال
 

                                                                                                                                       

                                         

اگر رفيق شفيقي درست پيمان باش   حريف خانه و گرمابه و گلستان باش

وقتي شماره ي اول نشريه را كه يك سال و دو هفته پيش منتشر شده بود مطالعه مي كردم ناخودآگاه به ياد بيت بالا افتادم و اينكه آيا توانسته ايم بر سر پيمان و آرمان خويش با مخاطبانمان بمانيم يا خير؟

آگاهانه انديشيدن، آگاهانه قلم زدن و آگاهانه گام برداشتن، هدف والاي ما بود و آنچه بر سر آن پيمان بستيم.كارنامه ي يك سال گذشته ي عطش به عنوان نشريه ي كاملاً مستقل دانشجويي كه رسالت خود را عمل به اهداف ذكر شده و حفظ و قداست انديشه و قلم مي داند، هر وجدان با انصافي را به اين مهم رهنمون خواهد كرد كه به آنچه گفته شده در عمل نيز وفادار بوده ايم.

مرور گذشته هر چند درسهاي بي شماري را در پي دارد، اما آدمي كه تكامل خود را در حركت رو به جلوي خويش مي بيند فراموش نمي كند كه" نگاهي به پشت سر او را از ساعتها پيش روي باز خواهد داشت." بر همين اساس، گذشته را در بايگاني نشريه مي گذاريم ولي نكته هاي مهم و اساسي آن را هميشه با خود به همراه خواهيم داشت تا مصداق سخن گهربار اميرمؤمنان علي(ع)، نباشيم كه فرموده است:" عبرت ها چه فراوانند و عبرت پذيرفتگان چه اندك!" مسير پيش روي نشريه ي عطش همان مسير گذشته است، چرا كه معتقديم و ايمان راسخ داريم در انتخاب مسير اشتباه نكرده ايم، آنجا كه با ياد خدا و پيام آخرين فرستاده ي بر حقش آغاز كرديم كه " رسالت من آگاهي بخشيدن است." اما بدون شك در اين وقفه ي چند ماهه كه ناخواسته هم بود، حتي المقدور نقاط ضعف را بر طرف نموده ايم. ضمن احترام و تشكر از تمامي خدمتگزاران عرصه ي علم و ادب و فرهنگ كشور بالاخص عزيزاني كه در دانشگاه با مناصب گوناگون – از رئيس دانشگاه گرفته تا مسئولين اداري و...- و به سهم خويش در حركت بهتر و دقيق تر جامعه ي دانشگاهيتلا به سوي آگاهي محوري و حاكميت انديشه ش مي كنند يادآور مي شويم كه عطش همچون گذشته، خود را منتقد مي داند. البته منتقدي كه بدون هيچ شك و شبهه اي پويايي، رشد، بالندگي و افتخار دانشجو و دانشگاه را خواستار است. چرا كه همواره ايمان دارد كه رسيدن به جامعه ي دانشگاهي پويا، سالم و با نشاط ميسر نمي شود مگر با آگاهي از كاستي هاي موجود. انتقاد از كمبود ها و ضعف ها را به معناي انكار داشته ها و قوت ها نمي داند. اما چه چيز جز انتقادي قانونمند، هدفمند و در چارچوب اخلاق مي تواند مسير رشد را هموار سازد. آنجا كه لبه ي تيز انتقاد را هم به سوي دانشگاه و مسئولين آن گرفته و مي گيرد و هم به سوي دانشجو. مروري بر گذشته ي نشريه اين حقيقت را به اثبات مي رساند.

   رسيدن به ايده آلها دور از دسترس نيست، پتانسيل بالاي دانشگاه شمال با هفت هزار دانشجو، انكار ناشدني است. يك انديشه جهاني را متحول مي كند با هفت هزار انديشه چها كه نمي توان كرد. پس، شما مسئول محترمي كه به اين سطرها مي نگري، انتقادات ما را دغدغه هاي ما بدان. و تو هم كلاسي من، يادت باشد ما به عنوان دانشجو صاحبان اصلي دانشگاهيم. وجود ما به دانشگاه هويت و شخصيت بخشيده است. قدر خود را بدانيم و دستهايمان را به كار بسپاريم. آنجا كه تو بي تفاوت باشي عطش بر سرت فرياد خواهد كشيد، و از تو مي خواهيم آنجا كه ما بي تفاوتيم تو بر سر مان فرياد بكشي! تو همه ي اميد، آرمان و روياي اين سرزميني! تو، دانشجو!

انديشه ات پاك، قدمهايت استوار.         با هم پشت ما كوهه      نمي ترسيم،نمي افتيم، نمي بازيم.       اين آواز نمي ميره تا وقتي كه هم آوازيم.

مدیر مسئول

                                                                                                                    

 |+| نوشته شده در  جمعه دوم آذر 1386ساعت 1:10  توسط hamed  | 
 
  بالا