تبليغاتX
نشریه مستقل دانشجویی عطش - آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست
 
نشریه مستقل دانشجویی عطش
 
 
کاری از دانشجویان دانشگاه شمال
 

 

                            آنچه یافت می نشود آنم آرزوست ...

 

خاطره ي چند سال فعاليت دانشجويي در نشريات و كانونها و كميته ها برايم مصداق آن شيخي است كه با چراغ همي گشت گرد شهر كز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست.

آنان كه اين ره پيش از من رفته بودند نصيحت كردند كه:" يافت مي نشود، گشته ايم ما." و آخرين پاسخم در اين آخرين روزهاي دانشجويي همين كه:" آنچه يافت مي نشود آنم آرزوست."

روزي از اولين روزهاي دانشجويي ام را به ياد مي آورم كه سرشار از شوق و انگيزه كتابخانه ي دانشگاه را كه آن روزها ساختمان علوم انساني( مركزي سابق ) بود به اميد يافتن نشريه اي جستجو كردم و تنها چيزي كه نصيبم شد نشريه اي بود كه در يك سال قبل چاپ شده بود و دريغ از نشاني يا پست الكترونيكي و بالاخره راه ارتباطي...

تا اينكه بالاخره كانونها و انجمنها از اتاق كوچكي در ساختمان مركزي آن روز به سالن نسبتاً مجهز طبقه ي همكف ساختمان فني و مهندسي امروز كوچ كردند. نشريه ي اجتماع نو، كه در آن روزها سردبيري اش را بر عهده داشتم به چاپ رسيد و بالاخره با تمام ضعف ها و قوت هايش آغازي شد براي گسترش و انتشار نشريات دانشجويي و بعد كوتاهترين ديوار، ادستا، سيمرغ و سرانجام عطش.

و عطش مقدس ترين آرماني كه در اين سالهاي دانشجويي يافتم. همان است كه سه سال و نيم پيش در آن كتابخانه جستجويش كردم. خدا را سپاس مي گزارم كه بر خلاف نصيحت ناصحان هنوز از انتخاب مسیر پشیمان نشده ام! و انواع و اقسام ناكامي ها، ناملايمتي ها و نامردمي ها » هنوز كه چند روز بيشتر به پايان تحصيلم نمانده است، لحظه اي در من ترديد نيفكنده است.

خواهر و برادر دانشجويم، آنچه نمي توانم بگويم درياب!

عطش يك نشريه نيست، تنها بازمانده اي است كه اگر دير بجنبي از دستش داده اي. اگر آن روز كه در كتابخانه نشريه اي جستجو مي كردم چيزي ميافتم امروز اين چنين نبوديم. و اما امروز گام اول را برداشته ايم بقيه اش را تو دنبال كن...

    

علي برادران نيا

 |+| نوشته شده در  جمعه هفتم دی 1386ساعت 11:0  توسط hamed  | 
 
  بالا