|
نشریه مستقل دانشجویی عطش
|
||
|
کاری از دانشجویان دانشگاه شمال |
دانشگاه شمال به کجا می رود
عبرت ها چه فراوانند و عبرت پذیرفتگان چه اندک! امام علی (ع)

گویا حکایت های دانشگاه شمال پایانی ندارد. دانشگاهی که ادعا می کند در بین هم قطارانش، پیشتاز است و نمونه! ولی حقیقت چیز دیگری است، باید دانشجوی دانشگاه شمال باشی تا بدانی چه می گویم! اینجا تنها چیزی که نه مفهوم دارد و نه تعریف شده دانشجوسست! و تعجب می کنم از اینکه در جایی که دانشجو تعریف نشده است چگونه می توان نام دانشگاه بر آن گذاشت!!
و حالا آخرین توهین رسمی و علنی به ساحت مقدس دانشجو، تفکیک جنسیتی است! مسئولین فعلی و محترم دانشگاه که با داعیه ی سر و سامان دادن به وضعیت به قول ایشان اسف بار و فاجعه آمیز دانشگاه با هزاران دبدبه و کبکبه آمدند و حرف از آنچنان کردن و اینچنین نمودن زدند، خیلی زود چهرهر نمایاندند. درست کردن فضای فرهنگی دانشگاه با افکار سنتی و خارج از منطق و شعور فضای دانشگاهی تنها اقدام صورت گرفته از سوی متولیان امر است.
نصب طلق های شیشه ای در اتوبوسها و جدا سازی دختران و پسران – کما اینکه قبلاً هم بدون این طلق ها، فهم و شعور دانشجوی این دانشگاه آنقدر بالا بود و هست که بداند چگونه بنشیند – و حالا این طلق ها جای خود را به MDF داده که هم محکم تر است وهم دیگر نمی شود آن طرف را دید!!
وا اسفا و وا عجبا!!!
و حالا فاجعه ی بزرگ دیگری آغاز شده و آن جدا سازی کلاسهای عمومی است، که البته گویا با تدبیر ریاست دانشگاه، کلاسهای زبان و فارسی از این قاعده مستثنی شده است. آری! تحجر و یکسونگری پا به حیطه ی عظیم و مقدس علم هم دراز نموده است. این عمل را از آنجا که توهین به شخصیت دانشجوست قبیح و دور از انسانیت می دانیم و از اندیشه هایی که پشت این عمل قرار دارد نگرانیم. البته آن را کار کسانی می دانیم که بدون شک خود دچار مشکلات عدیده ی فکری و فرهنگی اند. آنجا که مسئولی محترم در پی جداسازی فضای کاری خواهران و برادران فرهنگی در کار اداری خود، اینگونه بیان می کند که بالاخره ما هم انسانیم و.......!!!!!!!
وقتی آنکه داعیه ی کار فرهنگی دارد اینگونه می اندیشد و عمل می کند، آخر قصه نیازی به تعریف ندارد. عجیب است که این اتفاق ها در زمان افرادی رخ می دهد که خود را صاحبب نظر در عرصه ی فرهنگی می دانند و داعیه ی سی، چهل سال کار فرهنگی دارند.
متأسفم که در یک محیط علمی و فرهنگی به جای آنکه از دغدغه های علمی و فرهنگی بزرگ و دغدغه های اجتماعی صحبت کنیم باید درباره ی MDF و جدا سازی سایت دانشگاه و کلاسهای درس بگوییم و بنویسیم!! مشکل جدا نشستن و جدا بودن دختر و پسر نیست، بحث بر سر اندیشه های متحجرانه و دور از شأن انسانی است که نام و هویت انسانی را در درجه ی اول ، و شرافت دانشجو را در مرتبه ی بعدی به زیر علامت سؤال بزرگی میبرد. عجیب تر آنکه عده ای که باید کاری بکنند چون مسئولند و برای این مسئولیت نیز باید در پیشگاه خالق و مخلوق پاسخگو باشند، سکوت اختیار کرده اند، سکوتی که شاید از سر رضایت نیز نباشد!
قضاوت را به عهده ی تاریخ می گذاریم، آنجا که زمان همه را به پای میز محاکمه ی الهی خواهد کشاند و در پیشگاه آنکه شاهد است و عادل هیچ مفر و گریزگاهی نیست.
عزیزان دگراندیش، تاریخ، دوران شما را ثبت خواهد کرد و آیندگان در مورد شما به قضاوت خواهند نشست. شاید این طور به نظر برسد که همه چیز عادی است و اوضاع به آرامی پیش می رود – که گویا شما اینگونه فکر کرده اید که دست به اقداماتی اینچنینی می زنید – ولی همیشه آتش زیر خاکستر سوزنده تر است. مسئولین عزیز، بزرگترین هنر انسان اعتراف به اشتباهات خویش است، امیدوارم تا دیر نشده شما این هنر را داشته باشید.
با تشکر مدیر مسئول
|
|